چهارشنبه سی ام آبان 1386
سمفونی چالدران یا مرثیه چالدران
مهر: استاندار آذربایجان غربی گفت: به منظور تجلیل و یادآوری خاطرات نبرد دلاورانه چالدران، سفارش ساخت سمفونی چالدران داده شده و به زودی اجرایی خواهد شد
رحیم قربانی با تجلیل از شاه اسماعیل صفوی به خاطر ایجاد اولین حکومت ملی در ایران و اعلام تشیع به عنوان مذهب رسمی کشور افزود: شاه اسماعیل مظهر اتحاد میان همه اقوام ایرانی بوده و به رغم آذری بودن تعصب کورکورانه قومی نداشت و با اعلام زبان فارسی به عنوان زبان رسمی کشور موجب وحدت و انسجام ملی ایرانان شد.
ايروان فعلاً استقلال قرهباغ را به رسميت نميشناسد!
همشهري آنلاين: وزارت امور خارجه ارمنستان اعلام كرد: زمان به رسميت شناختن استقلال قره باغ از طرف اين کشور فرا نرسيدهاست.
ولاديمير کاراپتيان رييس دفتر مطبوعاتي وزارت امور خارجه ارمنستان در گفتگو با خبرنگاران گفت استقلال قرهباغ زماني از طرف ارمنستان بهرسميت شناخته خواهد شد که اين اقدام داراي نتيجه مثبتي باشد و به حل نهايي مناقشه قرهباغ کمک کند.
کاراپتيان با اشاره به ديدار اخير وارتان اوسکانيان وزير امور خارجه ارمنستان با رؤساي گروه مينسک سازمان امنيت و همکاري اروپا در بروکسل افزود: رؤساي گروه مينسک سازمان امنيت و همکاري اروپا در چارچوب مذاکرات صلح قره باغ اواسط ماه سپتامبر به منطقه قفقاز جنوبي سفر خواهند کرد.
ارمنستان؛ رويارويي گذشته با آينده
همشهری ـ ترجمه زهرا صدري: كميته مركزي انتخابات ارمنستان تاريخ برگزاري انتخابات رياستجمهوري در اين كشور را مشخص كرد تا به اين ترتيب به دوران 10 ساله رياستجمهوري رابرت كوچاريان پايان دهد.
دولت ارمنستان 10 فوريه را براي برگزاري انتخابات در اين كشور درنظر گرفته است. حريفان سرسخت اين انتخابات كوچاريان رئيسجمهوري چندين ساله، نخست وزير دولت سرگي سركيسيان و لونتر پتروسيان، رئيسجمهوري سابق اين كشور هستند كه 10 سال پيش به خاطر انتقادات شديد كوچاريان و سركيسيان، مجبور به استعفا شد.
اين رقبا خود را براي يك رقابت تنگاتنگ انتخاباتي آماده كردهاند. سركيسيان و پتروسيان هر دو اتهامات تلخي را در دوران رياستجمهوري خود از سر گذراندهاند.
تصميم كميته انتخاباتي ارمنستان در 9 نوامبر اعلام شد. يك روز قبل از آن نيز سركسيان، بهطور رسمي بهعنوان نامزد رياستجمهوري در حزب حاكم جمهوريخواه، معرفي شد.
وي در سخنراني اوليه خود در ضيافت جمهوريخواهان مجلس در شهر ايروان، طرحهاي كلان خود را اعلام كرد و قول داد كه ارمنستان را به كشوري قدرتمند تبديل كند.
سركيسيان همچنين اعلام كرد كه براي حفظ كشور ارمنستان، عليه فساد مبارزه خواهد كرد و در منازعه قرهباغ، ضمن حفظ منافع ايروان، براي بازگرداندن اراضي اشغال شده توسط آذربايجان، مذاكره خواهد كرد.
بخش اصلي و مهم سخنراني وي پاسخ به انتقادات شديد ترپتروسيان در رابطه با رهبري فعلي ارمنستان اختصاص يافت. وي به پايان بازنشستگي تحميل شده سياسي خود در 21 سپتامبر اشاره و دولت كوچاريان را در زمينهسازي جهت شكل گيري شبكههاي مافيايي متهم كرد.
به اعتقاد وي اين مسئله باعث شده كه ارمنستان در رده كشورهاي جهان سوم قرار گرفته باشد.
ترپتروسيان نيز در 26 اكتبر در تجمع 2 هزارنفري مردم شهر ايروان، نظرات خود را به صورت شفاف بيان كرد. دولت سريعا در 31 اكتبر و در يك برنامه تلويزيوني از شبكه سراسري، به اين اظهارات واكنش نشان داد.
كوچاريان به مشكلات اجتماعي و اقتصادي اشاره كرد كه مردم در طول دوران رياستجمهوري پيشين طي سالهاي 98-1991 مجبور به تحمل آن بودند.
اين مشكلات ناشي از كاهش شديد توليد ناخالص داخلي در سال 93-1992 بهدنبال فروپاشي اتحاد جماهير شوروي و آغاز جنگ در قرهباغ، اوستياي جنوبي و آخبازيا بود.
كوچاريان همچنين در شبكه سراسري تلويزيون ارمنستان به كم اهميت نشان دادن عوامل فوق پرداخت و اقتصاد از هم پاشيده را نتيجه بيكفايتي و بيصلاحيتي دولتتر پتروسيان دانست.
وي گفت: صنعت ارمنستان طي سالهاي گذشته كاملا از كار افتاده بود. سركيسيان نيز در 13 نوامبر در سخناني به انتقاد از اولين دوران رياستجمهوري پس از استقلال ارمنستان، كه وي آن را كنگره مينامد، پرداخت.
وي به جاي حمله و به چالش كشاندن دولت فعلي، ترپتروسيان را خطاب قرار داده و ميگويد: او بايد توبه و از مردم ارمنستان به خاطر اشتباهات گذشته، عذر خواهي كند.
تلاش بيوقفه وي براي بازگشت به كاخ رياستجمهوري، به منظور حفظ كشور نيست. تنها هدف وي، انتقام گرفتن از افرادي است كه در دوران رياستجمهوري، او را مورد انتقاد شديد قرار دادند.
سركيسيان و كوچاريان ادعا دارند كه ترپتروسيان چهره بسيار منفوري است اما هر دوي آنها، پتروسيان را تهديد جدي براي انتخابات آينده ميدانند.
تمامي شواهد و قرائن حاكي از آن است كه اين دو مرد متولد قرهباغ، داراي پست مهمي در ايروان در دوران رياستجمهوري ترپتروسيان در سال 1990 بودند و كاملا نگران بازگشت سياسي اين مرد 64 ساله هستند كه شديدا مورد تحسين و تشويق غرب به خاطر حمايت وي از صلح در منطقه قرهباغ بود.
اما دولت ترس از روي كار آمدن پتروسيان را با اجازه ندادن به سخنراني تبليغاتي وي در شبكههاي سراسري تلويزيون و تجمعات گروههاي كوچك تبليغاتي در خيابانها، نشان داد.
كليه شبكههاي سراسري ارمنستان تحت نظارت دولت هستند و هم اكنون با پوشش جانبگرايانه افراطي، فعاليتهاي سياسي قبلي و كنوني وي را زير سؤال ميبرند.
در 13 نوامبر روزنامه طرفدار دولت، مايوتز اشخار، انتخابات آينده را اينگونه توصيف كرد: انتخابات رياستجمهوري سال 2007 ارمنستان، يك تقابل 2قطبي وضعيت فعلي و قوانين گذشته است.
در اين ميان، گروههاي سياسي يا بايد طرفدار يكي از مبارزان انتخاباتي باشند يا خود را به حاشيههاي سياست، محدود كنند.
محبوبيت ترپتروسيان
نبود نظرسنجي عمومي قابل قبول در كشور ارمنستان، مانعي براي ناظران جهت سنجش ميزان محبوبيت ترپتروسيان در ميان مردم، محسوب ميشود.
حضور پرشمار مردم در سخنرانيها و گوش دادن به صحبتهاي مرد محبوبي كه كشور را به سمت استقلال رهبري كرد حاكي از نا اميدي و دلسردي مردم از دولت وقت ارمنستان است.
چهارشنبه سی ام آبان 1386
توهین به فرزندان اسیر ستارخان در اطلاعات
همه شما آذربایجانی ها "تورک خر" هستید!
میللی شورا- سه شنبه29 آبان ماه: براساس اخباری که از زبان اسرای آزاد شده ملت آذربایجان دریافت کرده ایم جمعی از فرزندان ستارخان که همزمان با مراسم 93 مین سالگرد شهادت وی در شهرری و بر سر مزار شریف آن بزرگوار بازداشت شده بودند به هنگام بازجویی از طرف مامورین وزارت اطلاعات ضرب و شتم شده و مورد انواع توهینها قرار گرفته اند.
علاوه بر توهینهای رکیک ناموسی، برخی از فرزندان ستارخان مورد فحاشیهای نژاد پرستانه ای چون "تورک خر" و یا اینکه" شما آذربایجانیها همه تان تورک خر هستید" قرار گرفته اند.
حبیب مهری مجددا بازداشت شد
میللی شورا- سه شنبه29 آبان ماه: براساس اخباری که از تبریز دریافت کرده ایم حبیب مهری که قبلا برای مدتی بازداشت و آزاد شده بود چهار روز پیش مجددا در تبریز بازداشت شده است. مهری یکی از فعالین هویت طلب آذربایجان می باشد.
سه شنبه بیست و نهم آبان 1386
حاميان گروهك تروريستى پژاك

برخى منابع خبرى اعلام كرده اند به دنبال ديدار چند مقام صهيونيست با رحمان حاجى احمدى رهبر گروهك تروريستى پژاك كه در منطقه قنديل انجام شد اين فرد براى دومين مرتبه طى دو سال اخير به منظور ملاقات با اسرائيلى ها به فلسطين سفر كرد.
به گزارش مهر رهبر تروريست هاى پژاك چندى پيش نيز به آمريكا سفر كرده بود اما جورج بوش به دليل برخى مسائل از ديدار با او خوددارى كرد.
گزارشی از آخرین وضعیت زندانیان سیاسی آذربایجان
گزارش زیر شرح مختصری از آخرین وضعیت فعالان سیاسی آذربایجان است، بدیهی است که این گزارش تنها شامل اسامی افرادی می شود که این کمیته موفق به شناسایی آنان شده است و به طور یقین، تعداد زندانیان سیاسی در آذربایجان بیش از آمار موجود است.
1. عباس لساني،محکوم به 2 سال حبس تعزیری، هم اکنون در بند عمومی زندان اردبیل دوران محکومیت خود را می گذراند .
2. جليل غنيلو، فعال سیاسی اهل زنجان در تاریخ 5 خرداد ماه 86 بازداشت شد. ابتدا به زندان اوین و سپس به زندان زنجان انتقال یافت. وی پیش از این نیز در دوم اسفند 1386 بازداشت و به مدت 26 روز در بند 209 زندان اوین نگهداری شد.
3. بهروز صفري، فعال سیاسی اهل زنجان، در اوایل خرداد ماه بازداشت شد و تاکنون اطلاع موثقی در مورد مکان نگهداری وی وجود ندارد.
4. ،ليلا حيدري، همسر بهروز صفري از ششم شهريور 86 در بازداشت بسر می برد و به گفته ی خانواده اش، در زندان زنجان نگهداری می شود. وی هنگامی که برای ملاقات با همسر زندانیش به اداره اطلاعات مراجه کرده بود، بازداشت شده است.
5. عليرضا متينپور، برادر سعيد متينپور از ششم شهريور 86 در بازداشت بسر ميبرد.
6. صالح كامراني، وكيل دادگستري، 27 مرداد ماه بازداشت شد و هم اکنون در بند 209 زندان اوین نگهداری می شود. ایشان در سال 85 نیز بازداشت و به مدت 6 ماه در زندان به سر برده بود.
7. ايلقار مرنلي (يعقوب سالكينيا)، 34 ساله، فعال حقوق بشر و از بنيانگذاران كميته دفاع از زندانيان سياسي آذربايجان، از نهم آبان 86 در بازداشت بسر ميبرد.
8. دکتر محمدعلی حیدری روزنامه نگار و استاد علوم سیاسی دانشگاه تبریز و مراغه، از5 آبان در بازداشت بسر ميبرد.
9. میر قاسم سیدین زاده، روزنامه نگار، فارغ التحصیل رشته علوم سیاسی از دانشگاه تهران و مفسر سیاسی روزنامه همشهری دهم آبان ماه در تهران بازداشت شده است.
10. محمد نصرتی فعال حرکت ملی آذربایجان و دانشجوی دوره فوق لیسانس رشته آمار دانشگاه آنکارا، از سوم مهر 86 در بازداشت بسر ميبرد.
11. عبدالله عباسی جوان، 36 ساله، استاد دانشگاه شهيد رجايي، در تاريخ 28 مرداد 86 بازداشت شده است و در بند 209 زندان اوین به سر می برد.
12. سعيد متين پور،32 ساله، فارغ التحصیل رشته فلسفه دانشگاه تهران به مدت بيش از 5 ماه است که در بازداشت بسر ميبرد. متین پورکه روزنامه نگار هفته نامه يارپاق و همکار روزنامه های محلي استان آذربايجان بوده است، در تاریخ 5 خرداد ماه بازداشت شد. وی پس از انتقال به زندان اوین مجددا به بازداشتگاه اداره اطلاعات زنجان منتقل و هم اکنون در این مکان نگهداری می شود.
13. هادي حميدي شفيق، 23 ساله دانشجوی رشته معماری و اهل تبریز، به مدت 3 ماه است در بازداشت به سر می برد. وی اخیرا از سوی دادگاه انقلاب ارومیه به تحمل 7 ماه حبس تعزیری محکوم شده است.
15. الیاز یکانلی(علی خدابخش) روزنامه نگار و از نویسندگان هفته نامه توقیف شده صدای ارومیه از ۲۱ آذر ۱۳۸۵ در زندان ارومیه بسر می برد. گفته می شود وی به دلیل شرایط نامناسب نگهداریش در زندان، دچار بیماری اعصاب شده است.
16. مصطفي ميدان نورد، وی از سوی دادگاه به تحمل 4 ماه حبس تعزیری محکوم شده است و هم اکنون در زندان ارومیه نگهداری می شود.
17. ابراهیم معینی،روزنامه نگار
18. رضا پاشايي، روزنامه نگار
19. مهدي نوري (ايلمان)، دانشجوي دانشگاه نقده، از 1 خرداد 85 در بازداشت به سر می برد.
20. علي شادي، فعال سیاسی اهل تبریز، روز 26 شهریور ماه بازداشت شد. وی که پیش تر از سوی دادگاه به تحمل 6 ماه حبس تعزیری محکوم شده بود، هم اکنون در زندان تبریز دوران محکومیت خود را می گذراند.
21. جواد حسن پور، فعال سیاسی اهل شهرستان اهر، روز 12 شهریور ماه بازداشت شد و هم اکنون در زندان اهر نگهداری می شود.
22. امیر عباس بنای کاظمی، روز 24اردیبهشت ماه 1386در منزلش در تبریز بازداشت شد و پس از یک ماه حبس در بازداشتگاه اطلاعات تبریز، هم اکنون در زندان تبریز نگهداری می شود، وی روز 25 شهریور ماه از سوی دادگاه به تحمل 2 سال حبس تعزیری محکوم شد.
نکته قابل توجه در مورد افراد یاد شده، نگهداری طولانی مدت آنها در بازداشت موقت و عم رسیدگی قضایی به پرونده های آنان است. در حالی که طبق اصل سی و سوم قانون اساسی و بند 3 میثاق بین المللی حقوق مدنی- سیاسی " مقدمات محاکمه متهم می بایست در اسرع وقت فراهم شود."
همچنین مطابق با اصل سی و پنجم قانون اساسی و بند 3 ماده 14 میثاق، " داشتن وکیل در کلیه مراحل بازداشت و محاکمه از حقوق اولیه فرد محسوب می شود." حال آنکه در مورد افراد یاد شده و بسیاری دیگر از متهمان سیاسی، این حق از سوی نهادهای امنیتی نادیده گرفته شده و متهم در طول دوران بازداشت، حق تماس و یا ملاقات با وکلای خود را ندارد.
طبق بخشنامه حقوق شهروندی ، هر متهم حق دارد در ایام بازداشت با بستگان درجه اول خود مکاتبه و یا ملاقات داشته باشد، با این وجود اکثر خانواده های زندانیان سیاسی آذربایجان، از محل نگهداری بازداشت شدگان بی اطلاع بوده و تاکنون امکان ملاقات با آنان را بدست نیاورده اند.
" فقط شخص متهم در مقابل مقامات قضایی، پاسخگوست، احضار یا جلب بستگان وی اعم از بستگان دور یا نزدیک ممنوع است."(بخشنامه حقوق شهروندی) علی رغم تأکید قانون بر مصونیت بستگان متهم از تعقیب و یا بازداشت، لیلا حیدری همسر بهروز صفری در تاریخ 6 شهریور ماه دستگیر شده و همچنان با گذشت 3 ماه در بازداشت به سر می برد. علیرضا متین پور، برادر سعید متین پور نیز در روندی مشابه دستگیر شده است.
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر، با اعتراض به تضییع حقوق افراد یاد شده ، خواهان روشن شدن هر چه سریعتر وضعیت آنان می باشد.
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر
http://www.schrr.net/spip.php?article816
سه شنبه بیست و نهم آبان 1386
طنین مارش ملی ، جوابی دندان شکن به
مزدوران دانشگاه تبریز
با وجود تمامی تهدیدات ، ارعابات و حتی تحت فشار قرار دادن خانواده های بسیاری از فعالین دانشگاه تبریز بار ديگر مثل هفته هاي گذشته انجمن ادبي سهند در دانشگاه تبريز برگزار شد .
اين در حالي است كه فشار هاي وارده ازسوي حراست و ساير مسئولين دانشگاه تبريز بر فعالين هويت خواه دانشجوي اين دانشگاه همچنان ادامه دارد و در چند ده روز اخير احضار هاي متعددي به كميته انضباطي ، حراست كل دانشگاه و چندين مورد تماسهاي نا بجا با والدين دانشجويان و ايجاد رعب و وحشت در خانواده ها و تهديد آنها و همچنين ممنوع الورود کردن دانشجويان تعليقي به محيط دانشگاه و ساير اماکن دانشجويي ، از سوي مسئولين و حراست دانشگاه صورت گرفته است .
امروز ( دوشنبه 28/8/ 1386 ) انجمن ادبي سهند مثل هميشه با شكوه خاصي برگزار شد و دانشجويان اقدام به ارائه ي مقالات و شعر هاي حماسي و مللي كردند و در خاتمه ی برنامه و در حضور جمع کثیری از دانشجویان ، انجمن ادبی سهند با خواندن مارش مللي آذربايجان توسط دانشجويان به پايان رسيد .
سه شنبه بیست و نهم آبان 1386
.بنا بر اظهارات يکي از مسئولان امنيتي حزب دمکرات کردستان عراق، در يک ماه گذشته، نزديک به 160 نفر از افراد «پ.ك.ك» فرار كرده و خود را به پيشمرگههاي دولت اقليم کردستان تسليم كردهاند. از ميان اين افراد، آنها که خواستار بازگشت به ترکيه يا ايران و سوريه هستند، توسط پيشمرگهها به سوي مرزها هدايت شده و اجازه بازگشت به کشورشان، به آنان داده ميشود.
لازم به توضيح است، بسياري از نيروهاي «پ.ك.ك»، روحيه جنگي خود را از دست دادهاند و اختلافات رهبران «پ.ك.ك» گسترش يافته و اين مسئله اثرات منفي بر روحيه گريلاها و نيروهاي نظامي اين گروه گذاشته است.
همچنين بسياري از گريلاهاي «پ.ك.ك» حاضر به تسليم نمودن خود در برابر پيشمرگههاي دولت اقليم کردستان هستند، ولي فرصت و زمينهاي براي فرار آنان فراهم نيست.
گفتني است، «پ.ك.ك» در دو ماه گذشته، شش نفر را به اتهام «اقدام به فرار»، دستخوش تصفيه داخلي كرده و به جوخه مرگ فرستاده است و نزديک به هشتاد نفر در اين رابطه در زندان «پ.ك.ك» به سر ميبرند.
سه شنبه بیست و نهم آبان 1386
تکاپوهای شوونیزم فارس در تیکان تپه
در پی افزایش چشمگیر اسامی تورکی در معابر عمومی تیکان تپه( تکاب ) اداره ی اماکن این شهرستان وحشت زده درپی تغییر اسامی تورکی مغازه ها بر آمده است . مسوولییت این کار را عبدی رییس اداره ی اماکن تیکان تپه شخصاَ برعهده گرفته است . وی با مراجعات پی درپی به مغازه هایی که اسامی تورکی دارند و فرا خواندن صاحبان این مغازه ها به اداره ی اماکن وتهدید آنها به ابطال پروانه ی کسبشان سعی دارد که اسامی تورکی این مغازه ها را تغییر دهد . در چند روز اخیر موبایل فروشی " بیندیک " ، غذاخوری" گؤی قورشاغی " ومبل " گونش " تحت فشار اداره ی اماکن تیکان تپه وشخص عبدی اسامی خود را تغییر داده اند .
همچنین طی چند ماه اخیر فشارها بر فعالین فرهنگی شهر به شدت افزایش یافته ومغازه ی چندین تن از آنها مورد تفتیش قرار گرفته است . عبدی که از اکراد " زاخورانی " مهاجر اطراف سایین قالا می باشد به منظور سهولت در پیشبرد اهداف شوونیستی دیکته شده به وی ، خود را از تورکهای سایین قالا معرفی مینماید .
آذربایجان اویرنجی حرکاتی – تیکان تپه
دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386
"كوكسال توپتان" رييس مجلس ملي تركيه هزينه اين كشور براي مبارزه با تروريسم در ۲۰سال گذشته را ۲۵۰ميليارد دلار اعلام كرد.
گزارش رسانههاي تركيه حاكي است كه توپتان در ديدار با برخي مقامات شهر "زونگولداك" در شمال تركيه، اين مطلب را عنوان كرد.
توپتان با اشاره به لزوم تداوم دمكراسي در تركيه گفت: "در صورت عدول از دمكراسي، تركيه با مشكلات مضاعفي در مبارزه با ترور مواجه خواهد شد.
"زونگولداك"، شهر محل انتخاب توپتان به نمايندگي مجلس ملي تركيه است.
ناظران آگاه معتقدند سخنان توپتان، نشانه مخالفت وي با پيشنهاد حزب ملي گراي "حركت ملي" براي تغيير ماده مربوط به مصونيت قضايي نمايندگان مجلس در قانون اساسي تركيه است.
هدف اين پيشنهاد حزب "حركت ملي" فراهم كردن زمينه تعقيب قضايي نمايندگان عضو حزب "(حركت) جامعه دمكراتيك" است.
حزب از نظر ملي گرايان تركيه متهم به طرفداري از "پ.ك.ك." است. اما بسياري از روشنفكران و دولتمردان تركيه چنين نظري ندارند.
دادستان كل ديوان عالي قضايي تركيه هم اخيرا عليه حزب "جامعه دمكراتيك" به اتهام فعاليتهاي غير قانوني، در نزد دادگاه قانون اساسي اين كشور اقامه دعوي كرده و خواستار تعطيلي آن شده است.
در ادعانامه "عبدالرحمن يالچين كايا" دادستان كل ديوان عالي قضايي تركيه از حزب "(حركت) جامعه دمكراتيك" به عنوان "كانون فعاليتهاي تفرقه انگيز بين اقشار مردم" و "عامل اقدام عليه استقلال كشور" ياد شده است.
پاسخ به جناب دانشجوی دکتری تاریخ۹
|
دوشنبه 28 آبان1386 ساعت: 1:29 |
توسط:علی رضا - نور آباد فارس | |||
|
11- در مورد رمضانزاده که شیعه هستند باید بگویم که چنین چیزی روی نداده و اگر هم روی داده راست گفته نقده و ارومیه شهر کُردهاست زیرا 60 در صد جمعیت آن کُرد هستند. من قبلاً کُردی بودن آنرا برایت اثبات کرده ام. ولی شما از روی تعصب آنرا نیاورده ای. ملت فارس هم از این به بعد همدوش کُردها از کُردی بودن ارومیه و نقده دفاع خواهند کرد. 12- در این مورد هم دروغ محض بیش نیست پ ک ک خودش به کمک مردمی نیاز دارد چطور پول را در اختیار مردم برای انتخابات قرار می دهد. تازه دولت همه جا در تعقیب پ ک ک است چطور این ممکن است. 13- در این مورد شما بزرگترین دروغ تاریخ این عصر را مطرح ساخته اید. ترکمن های عراق 120 هزار نفر بیش نیستند پس چطور به 2 میلیون نفر رسیدند؟ انتخابات سال 2004 ترکمن های کرکوک نشان داد که ترکمن ها چقدر در اقلیتند حتی ادعای ترکیه را که ادعا می کردند 900 هزار نفرند ابطال کرد و وادار به عقب نشینی کرد. شما هر جا که پنج ترک وجود داشته باشد می گویید که یک میلیون ترک دارد چرا اینقدر کودن و نفهم هستید. مطمئن باشید کرکوک قلب کُردستان و پایتخت کُردهاست و ترکها با صد هزار نفر جمعیت ترکمن حق هیچ گونه ادعایی ندارند زیرا کُردها به نسبت جمعیتشان حق و حقوقشان را داده اند. پس بی خودی جوش نزنید، ترکمنها بیشتر کُردها عراق را قبول دارند تا شما را . از مصاحبه هایی که به زبان کُردی انجام می دهند دقیقاً در ماهواره ها معلوم است و کُردها یک کُرسی را به نسبت جمعیتشان در پارلمان کُردستان برایشان تعیین کرده اند حتی ترکمنها در جریان لشکر کشی ترکیه به شمال عراق به خیابانها ی کرکوک آمدند و علیه دولت ترکیه اعتراض نمودند شما چه منفعتی برای آنها دارید در حالی که کُردها در کنار زبان کُردی ، زبان ترکمنی را هم اجازه داده اند که در مدارس تدریس شود. این در حالی است که ترکیه هنوز این اجازه را به زبان کُردی نداده است. | ||||
بیزیم سولدوز-شما که بقول خودتان جمعیت شناس هستید چطور به خود اجازه میدهید در مورد جمعیت یک استان ۱۵ در صد در مدت چند روز اشتباه کنید.تا جاییکه من به یاد دارم شما چند روز بیش شمار کردها را ۷۵ درصد رصد کرده بودید.
جناب علی رضا لازم میبینم در مورد جمعیت ترکمنهای عراق از منابع موثق توضیحاتی بدهم میتوانید انرا هم قبول نکنید اما با خواندن ان و در صورتی که بخواهید به حقیقت دست بیابید از منابع دیگری تحقیق کنید.
جمعیت (جغرافیای) ترکهای عراق ، ازمرز جمهوری ترکیه با عراق از حدود مرزی حکاری و سیرت شروع میشود.
در شمال شرقی شهر موصل ،( نقطه شمالی منطقه مسکونی ترکهای عراق ) شهر تلافر در بزرگترین استان عراق واقع شده است .تلافر یک میلیون نفر جمعیت دارد که تماما تورکمن هستند. جمعیت زیادی از ترکمنها در اربیل زندگی میکنند در جنوب اربیل شهرستان آلتین کپری و در امتداد جنوبی با فاصله ای مساوی بزرگترین شهر ترکهای عراق ، کرکوک واقع شده که این شهر در عین حال مرکز ترک عراق شمرده میشود . در اطراف شهر کرکوک مناطق مسکونی ترک نشین زیادی وجود دارد .وقتی به سمت جنوب کرکوک حرکت میکنیم ، از مناطق مسکونی ترکها، شهرستانهای بزرگ و مهمی مانند داکوک ( تاووک )، توزحورماتو، تازه حورماتو، کیفری و روستاهای بایات راکه از صدها روستا تشکیل یافته را خواهیم دید . همچنین وقتی از شمال به سمت جنوب حرکت کنیم با چنین روستاهایی مدام برخوردمیکنیم در این خط جغرافیایی ، مناطق مسکونی که اکثریت ترک نشین هستند متشکل از تعداد زیادی بخش و صدها روستا تا 120 کیلو متری غرب بغداد ، وتا بخشهای دیگری بنام بیدار و مندلی کشانده شده است ،نام شهر اصلی ترکمن های عراق را از کرکوک به التمیم تغییر دادند . در اصل نام کرکوک از دوران قبل از میلاد مسیح بعنوان نام این مناطق مسکونی ، استعمال میشد که بعدها این اسم بر اثر گذشت زمان و بنا برتغییری که بخاطر لهجه و طرز تلفظ ساکنان این مناطق صورت گرفته بود ، بحالت امروزی در آمده ، این اسم در اثر گذشت زمان بصورت سمبلی برای ترکمن های عراق درآمد که بدین دلیل حکومت بغداد این اسم را عوض کرده بود . صدها روستای وابسته به استان کرکوک را به همراه اراضی زیر کشتشان ، از استان کرکوک جدا کرده و جزو مناطق استان دیگری اعلام کردند که با این عمل تعداد جمعیت استان کرکوک را کم کردند و همچنین با اضافه کردن روستاها و بخش های ترک به دیگر استانها ، استانهای ترک را بصورت اقلیت در آوردند . و نیز درراستای سیاست عربیزاسیون در کرکوک ودیگر شهرها و مناطق ترک نشین با کوچ دادن عرب های بدوی به این مناطق ، بالاخص در کرکوک با اعمال این سیاست سعی بر آن دارند که از اکثریت جمعیت ترک کاسته وآنها را در اقلیت نشان دهند بیش از 60% جمعیت موصل ترک میباشد . 9 شهرستان موجود در این استان عبارتند از : تلافر ، سینجار ، باآج ،حمدیه ، شیخ خان ، آکرا . و ترکها در مناطق : تلافر ، افکینی ، نینوا ، یونس پیغمبر ، فیسلیه ، رعادیه ، کازیه ، شیراهان ، کاراکویونلو ، سلمانیه و موهالبیه موجودند .کرکوک ، شهری که اصلا و نسبا ترک و بوی ترک بودن از خاکش استشمام می شود ، مرکز ترکمن های عراق میباشد . مرکز استان کرکوک است . شهرستانهای آن عبارتند از : تاووک ، هاویجه ، تازه خورماتو ، تیسین ، و آلتین کپری . همچنین یایجی ، لیلان ، کارا حسن ، کارا اینجیر نیز تعدادی از بخشهایش می باشد . استان صلاح الدین :
استانی است که در داخل آن مناطق مسکونی ترکها وجود دار د . محل تولد صدام حسین در داخل مرز این استان می باشد .در سال 1976 بخاطر تحقیر کردن ترکمن ها و تضعیف اداری مناطق ترکمن نشین ،نام کرکوک را تغییر دادند و شهرستانهای تازه خورماتلو و کیفری از محوطه استانی کرکوک جداکرده و استان جدیدی ساخته شده بود . ونیز صدها روستا از مجموعه بیات در خارج مرزهای این استان مانده بود . بعدها شهرستان کیفری را جزو استان سلیمانیه کرده بودند . مرکز این استان تکریت است . توز خورماتلو ، سامرا ، بلد ، الفاریس ، باژ ، الدور و شارکتتان ، 8 شهرستان این استان میباشد .همچنین ، بلدروز ، هالیس ، خانقین ، مندلی ، کیزلار آباد و کاراخان شهرهای اصیل ترک این استان است . در تمامی این استانها مناطق و شهرستانهای ترک نشین دیده میشود . بغیر از مناطق اسکان غیر ترک کوچک ، تمامی مناطق اسکان در این استانها متعلق به ترکها است .همانطور که مشاهده کردید ترک های عراق ، بیشتر در شمال و مرکز کشور مستقر میباشند و همراه با شهرهایی که در بالا بدانها اشاره شد در پایتخت ، بغداد نیز پخش شده اند . در بغداد بیش از 200.000 ترک زندگی میکنند .
پروژکسیون جمعیت عراق با سرشماری های سالهای 1921 ، 1926 ، 1947 ، 1957 و 1965 انجام یافته بود ، در سال 1976 بتعداد 11.505.000 نفر بود در سال 1988 بتعداد 18.100.00 نفر نشان داده شده بود . ودر این سرشماری ها تعداد جمیت قومیت های عراق بصورت ذیل نشان داده شده بود . عرب 62% ، ترک 15 % ، کرد 20 % و مسیحی 3% که نسبت به این شاخص ها اگر جمعیت عراق را 20.000.000 ( بیست میلیون ) در نظر بگیریم ، و با در دست داشتن ارقام سرشماری ها تا به امروز ارقام تخمینی جمعیت قومیت ها بتعداد ذیل آشکارا مقابل چشمانمان قرار میگیرد :
عرب 12.400.000 ، ترک 3.000.000 ، کرد 4.000.000 ، و مسیحی 600.000 نفر خواهد بود . علیرقم این اعد اد، بازهم اعلام رقم صحیح ترکمن های عراق امری مشکل است .
بله جناب علی رضا هیچ یک از این امار و ارقام را که البته رسمی و از منبع غیر تورکیست است شاید قبول نکنید که در انصورت پیشنهاد میکنم سری به مناطق فوق بزنید و حقیقت را دریابید..ضمن اینکه یادم نرفته بگویم که ترکمنها انتخابات محلی را تحریم کرده بودند.
دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386

نقشه ارمنستان بزرگ در موزه ملی ایروان

...اینهم نقشه کردستان بزرگ بارزانی
دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386
سکه قدیمی ترکه ن خاتون در سیرجان کشف شد
سکه قدیمی ترکه ن خاتون متعلق به سال 626 هجری قمری در سیرجان کشف شد.
به گزارش مهر از سازمان میراث فرهنگی استان کرمان، سکه قتلغ ترکه ن " ترکه ن خاتون" که متعلق به سال 626 هجری قمری می باشد در شهرستان سیرجان کشف شد.
نمونه طرح این سکه تاکنون کشف نشده است و در هیچ یک از موزه های دنیا وجود ندارد.
ترکه ن خاتون از زنان نامی شهرستان سیرجان بوده است که در زمان خود آثار و ابنیه فراوانی در سیرجان و کرمان بنا کرده است.
روی این سکه عباراتی چون لااله الا الله و محمد الرسول الله و کلمه " پادشاه الوایخان منگو ابا قاان" حک شده است.
دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386
پاسخ به جناب دانشجوی دکتری تاریخ8
|
دوشنبه 28 آبان1386 ساعت: 1:21 |
توسط:علی رضا - نور آباد فارس | |||
|
3- تو می گویی که در شهر نقده 60 خانوار بدست کُرد کشته شدند ولی در رابطه با این ادعایت ممکن است تا حدودی درست باشد ولی می دونی چند خانواده ی کُرد بدست ترکها و نیروهای دولتی قتل عام شدند؟ قریب به 636 خانوار عادی کُرد قتل عام شدند تنها دلیل بارزش من بودم آن موقع که به ما دستور دادند که همراه تانکی به نقده لشکر کشی کنیم من سرباز بودم و عیناً مشاهده کردم که چطور ترکها همراه نیروهای دولتی ما، کُردها را قتل عام کردند و بیرونشان کردند. در این گیر و دار کُردها هم در دفاع از خود به مقابله پرداختند . من خودم شاهد بود که احزاب کُرد برای آشتی و برادری میان ترک و کُرد به آنجا آمده بودند حتی ما در روستای بارانی عجم بودیم که یکی از اکراد به نزد ما آمد و گفت که کُردها اتحاد دوستی و برادری با ترکها بسته اند و برای جنگ نیامده اند حتی فرمانده ما باور نکرد و خود شخصاً اطلاعات را از طریق ترکها کسب کرد دقیقاً همین طور بود و ما خواستیم که بدون درگیری وارد شهر شویم ولی حسنی گفت که کُردها سنی هستند و امام زمان(عج) از ما خوشش نمی یاد که با گروهی نجس و سنی دست دوستی و اتحاد برقرار کنیم پس نباید به آنها اعتماد کرد ما باید آنها را غافلگیر کنیم و با تملق و چاپلوسی وانمود کنیم که ما هم طرفدار این احزاب کُرد هستیم و حتی حسنی لباس کُردی هم به تظاهر پوشید و بر روی تانک تصویر رهبر کُردها ( قاسملو ) را هم نصب کرد و به ما گفت همین که به شهر نزدیک شدیم آنها به استقبال ما خواهند آمد و ما هم در اولین فرصت به طرفشان شلیک می کنیم که دقیقاً همین طور شد و نیروهای کُرد همراه صدها نفر مردم عادی کُرد به استقبال ما آمدند و ما هم ناجوانمردانه آنها را به گلوله بستیم و مردم عادی ترک را هم فوراً مسلح کردیم تا کُردها را قتل عام کنند به خدا قسم من در جریان ماجرا بودم این قدر کُرد از زن و بچه و کودک کشتیم که یکی از سربازانمان که اهل خرم آباد بود شروع به گریه کردن نمود. | ||||
| دوشنبه 28 آبان1386 ساعت: 1:22 | توسط:علی رضا - نور آباد فارس | |||
| آنموقع نقده ساکنان کُردش بیشتر از ترکها بودند بعد کُردها بعد از این قتل عام به شهرهای مهاباد و اشنویه و پیرانشهر و بوکان مهاجرت کردند. تازه ترکها به این هم رحم نکردند خانه های کُرد را که خالی از سکنه شده بود به تاراج بردند و بعد آتش زدند. تازه به عقب نشینی کُردها به خارج از شهر هم اکتفا نکردیم به روستاهای کُردنشین هم حمله نمودیم حمله ای نبایستی انجام می شد حتی طبق فرمایش خداوند متعال در قرآن مجید که می فرماید" فراریان را تعقیب مکنید و اسیر شدگان را آزاد کنید " عمل نکردیم و حسنی با دروغ گفت که من خواب دیدم امام زمان(عج) گفت اینها سنی هستند پس باید به تعقیبشان شتافت و همه آنها را از زن و کودک و بچه بکشید.( خدایا این منطق را نگاه کن ) ما تمام کُردهای عادی هم که اسیر کرده بودیم ( 18 بچه هم در میان آنها دیده می شد ) به دستور حسنی و سران ارشد سپاه و ریش سپیدان ترک، سر بریده شدند. حتی دستور دفنشان را بطور دسته جمعی و بدول غسل دادند. و بنا به دستوری به روستاهای قارنا و قلاتان که کُردنشین بودند هجوم بردیم عمق جنایات این دو روستا بیشتر شبیه به ژنوساید می باشد تا یک کشتار معمولی – ما زمانی که به روستای قارنا رسیدیم آخوند روستا که قرآنی بدست داشت و به استقبال ما آمد و گفت " ترا خدا به خاطر این کلام الله به مردم عادی داخل روستا رحم کنید در اولین فرصت دستور صادر شد که سر آخوند کُرد سنی بریده شود. در اینجا بود که حتی یکی از ترکها گفت که آنها قرآنشان هم با قرآن ما فرق می کند وی را بکشید. در اینجا بود که فاجعه ای روی داد که در تاریخ همیشه ماندگار خواهد شد تمام اهالی روستا از زن و کودک و خردسال توسط ترکها و نیروهای ما سربریده شدند من یادم هست که یکی از ترکها بچه ای را که در گهواره به خواب کودکانه اش فرو رفته بود با سر نیزه شکمش را پاره کرد حتی من اعتراض هم نمودم وی گفت نباید به کودکانشان هم رحم کرد | ||||
بیزیم سولدوز-داستان جالبی سرهم کرده ای و من مطمئن شده ام که این داستان را هم بعد از خواندن خاطرات ملا حسنی که چند روز پیش در صفحه وبلاگ گذاشتم نوشتی و با عرض معذرت باید بگویم که تو یک دروغگو و دغلباز و شیاد پررو هستی و البته با ترکیبی از حماقت سادیسم ترک ستیزی.
جناب علی رضا خودت را در بین نیروهای مردمی داوطلب اورمیه جا زده ای تا به مصادره به مطلوب حوادث ان دوران اذربایجان به نفع کوردها بپردازی اما این دروغ شما هم مثل همه ادعاهای دروغتان بنا بدلایلی مردود است..شما بعنوان شاهد سخن میگویید و ورود به شهر و سبس حمله به روستاها و بخصوص روستای قارنا صحبت میکنید اما باید به عرضتان برسانم که ورود نیروهای اورمیه در فروردین ۵۸ بوده و ماجرای قارنا در ۱۱ شهریور اتفاق افتاده و در ان حادثه ۶۸ کورد نه۶۳۶ خانواده به هلاکت رسیدند و چند ساعت قبل از ان ۱۵ تورک توسط همین روستاییان کشته و سه تن دیگر زخمی شده بودند و همه ارقام و امار شما جعلی ویکسویه است.اگر گفته های شما حقیقت داشته باشد چرا محل دفن دسته جمعی کشته شدگان رااعلام نمیکنید.
ضمن اینکه رقم ۶۳۶ خانوار کورد که به ادعای شما تماما قتل و عام شده اند نیز یک دروغ بزرگ است اما هستند طوایف تورکی که خانواده ای از انها بتمامی قتل و عام شدند و خانواده بدلی نمونه بزرگ ان حقیقت است که ۱۵ نفر از اعضای ان بصورت وحشیانه ای توسط کوردها سلاخی شدند.و مزار همه ۱۵ عضو این خانواده در کنار هم در قبرستان سولدوز شاهد زنده جنایتکاریهای دمکراتهاست.
جناب علی رضا- فراموش نکنید دروغهای شما نمیتواند تاریخ و حقیقت تاریخی را عوض کند.
دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386
گاز آذربایجان اروپایی شد
روسای جمهور آذربایجان، تورکیه و یونان
خط لوله بسیار با اهمیت گاز خزر را افتتاح کردند

میللی شورا- یک شنبه 27 آبان ماه :بی بی سی: کوستاس کارامانلیس، نخست وزیر یونان و رجب طیب اردوغان، نخست وزیر تورکیه در جریان مراسمی در مرز مشترک دو کشور، خط لوله گازی را که هزینه احداث آن 440 میلیون دلار تمام شده، افتتاح کرده اند. این خط لوله 300 کیلومتری که از بورسا در ترکیه تا کومتنی، در شمال یونان از زیر زمین عبور می کند، گاز متعلق به جمهوری آذربایجان در دریای خزر را به اروپای غربی انتقال می دهد.
مزیت عمده این خط لوله برای اروپا این است که برای اولین بارگازدریای خزر مستقیما و بدون عبور از شبکه های روسیه وارد بازار اروپا شود. با استفاده از خط لوله جدید، مصرف کنندگان گاز در اروپای غربی خواهند توانست از مختل شدن عرضه نفت به دلیل مناقشه خاور میانه ونیز شانتاژ روسیه که از گاز خود به عنوان یک حربه سیاسی استفاده می کند و به دفعات شیر لوله های گاز خود را به روی کشورهایی مثل اوکراین بسته است، در امان بمانند.
در حال حاضر یک چهارم گاز مورد نیاز اروپای غربی را روسیه تامین می کند. آمریکا که از تلاش های اروپا برای بی نیاز شدن از گاز روسیه حمایت می کند، ساموئل بادمن، وزیر انرژی خود را برای شرکت در مراسم افتتاح خط لوله فرستاده بود. یکی از مزیت های ژئوپولیتیک خط لوله جدید، کمک به تقویت روابط ترکیه و یونان است. نخست وزیر یونان در مراسم افتتاح گفت پروژه مورد بحث به اینکه دو ملت در کنار یکدیگر با سازگاری زندگی کنند کمک خواهد کرد. رجب طیب اردوغان نیز این خط لوله را مشابه جاده ابریشم قدیم دانست که غرب و شرق را به یکدیگر متصل ساخته و موجب رونق اقتصادی منطقه خواهد شد.
دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386
تجمع آذربایجانیهای مقیم کلن
در اعتراض به جنایتهای مستمر رژیمهای آپارتاید علیه ملت
آذربایجان جنوبی
:تهران شوونیست حاکمییتی هر دیکتاتور رئژیم کیمی ،حیاتی نین سون گونلرینه تک آنلادیغی دیل و سیلاحی ساییلان سانسور،اعدام ،ایشکنجه و عمومی توتوقلامالارینی شدت لندیرمیش.
گونئی آذربایجاندا ایسه رئژیم نئچه آیدیرکی چوخ سایدا میللی فعاللاریمیزی حاقسیز و هئچ بیرقانونا دایانمادان توتوقلایاراق چاغ دیشی دوستاقلاریندا ساخلاماسینا باخمایاراق بو ائرقچی/آیریمجی سیاستی نی دوام ائتدیرمکده دیر. بیز آذربایجان کولتور اوجاغی /کولن،اولاراق رئژیمین سالدیرقان –شوونیست سیاستینه دور دئمک و دونیا مئدیا و آزادلیق سئور اینسانلارینا وهابئله بو حاکمیت ایله اقتصادی-سیاسی-عسگری ارتباط دا اولان اولکه لرین میللت لرینه گونئی ده کی آپارتاید رئژیمی نین چیرکین و غیر اینسانی جنایت لرینی آَنلاتماق و عین زاماندا پهلوی لری بو رئژیمین اصرارلا سوردوردوگو سیاستی نین قوروجولاری اولاراق گونئی آذربایجاندا، 1946 ایلده کی تؤرتدیگی سوی قیریمی آلمان ایجتماعیتینه تانیتماق و شهیدلریمیزی آنماق اوچون شنبه(جمعه ارته سی) گونو ،ساعات 12 دن 14 قدر کؤلن شهری نین ان مشهور کلیساسی ساییلان دوم قارشی سیندا بیر اعتراض آکسیاسی کئچیرمگه دوشونوروک.
بوتون آزادلیق سئور،اینسانلار و سوی داشلاریمیزدان بو آنتی شوونیست حرکته قاتیلمالارینی آرزو ائدیریک
تشکیلاتلار ویا خود شخصلر کی بو اعتراض آکسیاسیندا ایشتراک و تداروک کومیته سینده یئر آلماق ایستیرلر ،لوطفن بیزه آشاغیداکی ایمیل و تیلفون واسیطه سی ایله 01.12.2007 تاریخینه دک ارتباط قورماغا چالیشسینلار.
یاشاسین آزادلیق
سیاسی محبوسلارا آزادلیق
0177/2819117
0178/8118241
0170/3272957
Tag der Versammlung: Samstag.15.12.2007
Dauer: Von 12.00 Uhr bis 14.00 Uhr
Ort: Dopplatte(am Römerbogen)
Thema: Gegen Hinrichtungen
دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386
جمعبندي گزارشهاي اطلاعاتي و امنيتي مقامات آنكارا، اطلاعات دقيقي از آمار پايگاههاي « پ.ک.ک» و ميزان تسليحات در اختيار اين سازمان تروريستي منتشر شد.
به گزارش سرويس بينالملل «تابناك» به نقل از خبرگزاري «DHA»، « پ.ک.ک» در 24 پايگاه گوناگون در خاک ايران و عراق، فعاليتهاي مسلحانه انجام ميدهد، به گونهاي كه در دو سال اخير، سه هزار و پانصد تروريست اين گروه وارد ترکيه شدهاند.
بنا به اين گزارش که به وسيله مقامات اطلاعاتي تهيه شده، اين سازمان تروريستي در يک سال اخير، 8/1 ميليون دلار تسيلحات از کشورهاي گوناگون خريداري کرده و پانزده ميليون دلار از راه قاچاق موارد مخدر درآمد داشته است.
اين گزارش ميافزايد: پس از اشغال عراق به دست آمريکا، « پ.ک.ک» در مدت يک سال اخير، از کشورهاي عراق و ارمنستان، تسليحاتي به ارزش يك ميليون و هشتصد هزار دلار خريداري کرده است.
راکتهاي «RPG-7» راکتهاي «B7»، سلاحهاي دوربيندار ويژه سوءقصد، تفنگ پياده کلاشينکف «AK-47»، اسلحه اتوماتيک سنگين «BIKSI»، تفنگ پياده «M16» ساخت آمريکا، نارنجک دفاعي «F-1» ساخت روسيه، از جمله سلاحهاي خريداري شده از سوي «پ.ك.ك» است.
گفتني است، سازمان تروريستي همچنين از هلند، بيسيمهاي بزرگ صحرايي خريداري کرده است.
توپراق ارگان کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان منتشر شد
سومین شماره نشریه توپراق ارگان کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان منتشر و در شهرهای غرب آذربایجان پخش شد. در این شماره از توپراق مقالات مختلفی در مورد گروه های تروریستی کرد، سیاست های منطقه ای تروریست ها و علل حمایت های پنهان و آشکار شوونیسم فارس از گروه های تروریستی کرد مورد بررسی قرار گرفته است، همچنین آخرین بیانیه های کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان و خبر هایی در رابطه با گروه های تروریستی را می خوانیم.
با توجه به بعضی محدودیت های امنیتی و مشکلات توزیع نشریه، کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان امیدوار است که هواداران و فعالین ملی آذربایجان ساکن شهرهای غرب آذربایجان که نشریه به دست شان می رسد، برای استفاده عموم مردم نشریه تکثیر و به دست سایر دوستان خود برسانند.
کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان
حداد نا عادل آخر هفته به باکو میرود .
رئیس مجلس شورای اسلامی اعلام کرد که آخر این هفته به باکو پایتخت آذربایجان می رود. به گزارش مهر، غلامعلی حداد عادل در حاشیه برگزاری نمایشگاه کتابخانه ملی در مجلس شورای اسلامی در پاسخ به خبرنگاری که از سفر او به باکو که هفته گذشته لغو شد، سئوال کرد، پاسخ داد: این سفر آخر این هفته انجام می شود. سفر رئیس مجلس که قرار بود پنجشنبه هفته گذشته انجام شود به دلیل مشغله کاری به تاخیر افتاد.
دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386
بیانیه مجمع دانشگاهیان آذربایجانی در خصوص
نود و سومين سالگرد شهادت سردار ملی، ستارخان
های ائشیتمیش قولاغیم، ائل هارايين من تانیرام
هایینا سس وئرهرهم من بو ائلین قوربانیام
اولو بابک نوهسی ستارام ائللر ائشیدین
ائلیمه ظلم ائدهنی کیم اولا دوشمن سانیرام
در طول تاریخ بودهاند کسانی که با مجاهدتهای خویش برای ملت و کشور خود افتخارآفرینی کردهاند. می توان گفت چنین افرادی که به خاطر آزادی ملت خویش جان خود را فدا کردهاند، همیشه مورد احترام بوده و باعث افتخار آن کشور محسوب می شوند. اینگونه است که ملت با تکیه بر پایمردی و شجاعت چنین قهرمانانی راههای ترقی و پیشرفت را پیموده و جانگذشتگی و ایثار در فرهنگ یک جامعهای نهادینه میشود. سرزمین آذربایجان در طول تاریخ پر افتخار خود در عرصههای مختلف چنین مردانی را در دامان خویش پرورش داده و تحویل جامعه کرده تا صدای آزادمردی و آزادگی را در سراسر دنیا فریاد بکشند. آزادمردانی چون بابک خرمدین، ستارخان، باقرخان، شیخ محمد خیابانی، ثقه الاسلام، باکری و شفیع زاده و .... نمونههایی از چنین مردانی بودهاند که باعث افتخار ملت آذربایجان و کل کشور بودهاند. از اینرو است که آذربایجانیان با نماد غیرت و شجاعت در بین اقوام و ملل ایران مشهور بودهاند. در طی اعصار مختلف فرزندان آذربایجان در صف اول مبارزات حق علیه باطل قرار گرفته و در این راه مشقتهای زیادی را تحمل کردهاند.
محاصره 11 ماهه تبریز و مقاومت ملت آذربایجان در مقابل زور و ستم بیگانگان نمونهای از این مجاهدتهاست که تک تک آذربایجانیان مرگ و شهادت را بر ذلت و خواری ترجیح داده و ایستادگی و پایمردی را در برابر بیعدالتی ها و ... مورد نمایش همگان قرار دادند. سردمدار چنین مقاومتی ستارخان، این دلاورمرد آذربایجان بود. او بود که در صف اول نبرد باعث نجات جريان مشروطهخواهی در ایران شد. حرکتی که ستارخان در زمان مشروطه شروع کرد مورد حیرت و تحسین جهانیان قرار گرفت که با وجود تسلیم شدن تهران و سایر ولایات ایران، آذربایجان یک تنه در مقابل استبداد مقاومت کرده و خاطراتی را در یادها به یادگار گذاشت.
اين روزها مصادف با نود و سومین سالگرد شهادت جانگداز سردار ملی، ستارخان، نماد آزادگی و آزاديخواهی اقوام و ملل ايران میباشد. در چنين روزهايی بود که سردار با غیرت و شجاع آذربایجان طعم شهادت را چشيده و دنیای فانی را ترک گفت. مجمع دانشگاهیان آذربایجانی این روز غمانگیز را به آحاد اقوام و ملل ایران خصوصا ملت آذربایجان تسلیت گفته و با گرامی داشتن یاد و خاطره سردار ملی و رشادتهای وی و ساير مبارزین راه آزادگی خواستار تحقق موارد زیر در کشور میباشد:
1) با توجه به مجاهدتهای ستارخان و همرزمان وی در راستای دفاع از حقوق اقوام و ملل ایران میبایستی شأن و منزلت ایشان و سایر قهرمانان آذربایجان مورد توجه واقع شده و در کتابهای درسی و تاریخی زندگی و پایمردی آنها در راستای اعتلای روحیه آزادیخواهی در کشور گنجانده شود. همچنین مراسماتی در خصوص بررسی ابعاد شخصیتی سردار ملی و حرکت سیاسی و اجتماعی وی و فدائیان زمان مشروطه به صورت رسمی برگزار شود.
2) با توجه به خواسته اکثریت ملت آذربایجان و بخصوص بازماندگان آن بزرگوار قبر ایشان به محلی در خور شأن و منزلت وی در آذربایجان منتقل شده و بودجه اختصاص داده شده در این زمینه مورد اجرا گذاشته شود.
3) ملت آذربایجان در طول تاریخ مجاهدتهای زیادی را در راه آزادی و استقلال کشور انجام داده است که متأسفانه تا به حال خواستههای این مردم غیور مورد توجه مسئولین قرار نگرفته و به بوته فراموشی سپرده شده است. از جمله این مطالبات توجه ویژه به زبان و فرهنگ ملت آذربایجان است که در سالهای گذشته از طرق گوناگون توسط آحاد مختلف ملت مطرح شده است. با توجه به اهمیت زبان و فرهنگ هر یک از اقوام و ملل ایران در حفظ هویت ملی خویش میبایستی اقدامات عملی در این زمینه انجام شده و برای تحقق عدالت واقعی در کشور اصول معطل مانده قانون اساسی در این زمینه خصوصا اصول 15 و 19 اجرا شده و زبان ترکی بصورت رسمی مورد پذیرش قرار گیرد.
4) در طول سالهای گذشته و خصوصا در ماههای اخیر عدهای از فعالین حرکت ملی آذربایجان که به جرم دفاع از هویت زبانی و فرهنگی خویش و در اعتراض به بی عدالتیهای فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی در کشور بازداشت شدهاند، هر چه سریعتر آزاد شده و سیاست امنیتی کردن فعالیتهای فرهنگی برچیده شود. از نظر مجمع دانشگاهیان آذربایجانی ایجاد فضای امنیتی در کشور و برخورد امنیتی با فعالین فرهنگی و عدم پاسخ مناسب به مطالبات بر حق ملت آذربایجان باعث افزایش شکاف قومی در کشور شده و گسست اتحاد ملی را باعث میشود. این مجمع با اعتقاد به حرکتهای مدنی و در چهارچوب منافع ملی، خواهان تمکین مسئولین کشور به خواستههای عدالتطلبانه ملت آذربایجان در خصوص اعتلای زبان مادری و مؤلفه های فرهنگی و توسعه اقتصادی و اجتماعی آذربایجان میباشد.
5) با توجه به نقش اساسی رسانه ها خصوصا تلویزیون در حفظ هویت ملی اقوام و ملل ایران، این مجمع خواهان اختصاص شبکه تلویزیونی به زبان ترکی و پخش کامل برنامه ها به زبان مادری اکثریت ایرانیان می باشد. بیشک حرکت در این راستا تحقق شعار "اتحاد ملی" را در سالجاری می تواند عملی کند.
6) توسعه اقتصادی هر منطقهای از کشور می بایستی بر اساس پتانسیلهای طبیعی و انسانی هر منطقه صورت بگیرد. با توجه به روند توسعه استانهای مختلف کشور در سالهای اخیر متأسفانه شاهد تفاوت چشمگیر استانهای ترک نشین و مرزی با استانهای مرکزی کشور بودهایم. این امر در سالهای اخیر موجب افزایش مهاجرتها به استانهای مرکزی شده و نیروهای متخصص کاری در این استانها تجمع یافتهاند. با توجه به تبعات فرهنگی و اجتماعی این مهاجرتهای بی رویه، مجمع دانشگاهیان آذربایجانی خواهان برخورد عدالتگونه مجلس و دولت در این زمینه بوده و خواستار احداث و ایجاد صنایع مادر در همه استانهای ترک نشین در جهت اشتغالزایی و توسعه اقتصادی در خور پتانسیل مناطق مختلف آذربایجان می باشد.
مجمع دانشگاهیان آذربایجانی
یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386
«رفعت بيات» نماینده زنجان در نطق پيش از دستور خود در جلسه علنی روز یکشنبه مجلس با انتقاد شدید از رییس و هیات رئیسه مجلس به دلیل بیتوجهی به مسایل اصلی کشور و جلوگیری از طرح انتقادات نمایندگان از راههایی چون قطع میکروفون، اعلام کرد که تا زمان تغییر این وضعیت، از حضور در مجلس خودداری خواهد کرد.

وی با تأكيد بر اصل 84 قانون اساسی، گفت: اين اصل عنوان میكند هر نماينده در برابر تمام ملت مسئول است و حق دارد در همه مسائل داخلی و خارجی اظهارنظر كند. بر همين اساس جهت رعايت اصل 77 قانون اساسی كه اظهار میكند همه قراردادهای بينالمللی بايد به تصويب مجلس شورای اسلامی برسد هفته قبل با استفاده از بند 11 ماده 23 آييننامه خواستم تذكری را با عنوان جايگاه اقتدار مجلس در قانونگذاری ارائه كنم.
بيات افزود: در اين رابطه به حدادعادل تذكر دادم و گفتم شما بر اساس شرايط و اختياری كه داريد لطف كنيد بحث قرارداد خط لوله گاز كه به نام خط لوله صلح معروف است و جريان نشست دريای خزر را جزو برنامه هفتگی مجلس قرار دهيد تا ما طبق اين دو ماده از قانون اساسی بتوانيم تكليف را روشن كنيم.
نماينده زنجان از قطع ميكروفن خود هنگام ارائه تذكر انتقاد كرد و گفت: اين گلايه از مديريت مجلس است كه چرا اجازه نمیدهند تا مجلس در جايگاه خود قرار بگيرد.
لازم به توضیح است که گروههای پان ایرانیست مدتیست فشارهای خود به حکومت جهت عدم اجرای توافقنامه تقسیم دیای خزر افزایش داده اند.
سگهای احمدی نژاد در نمايشگاه مطبوعات
چهار سگ در تیم حفاظتی دکتر محمود احمدی نژاد، رئیسجمهوری ایران، براي تشخیص بمب و مواد منفجره به کار گرفته شدهاند که هر یک به قیمت 150 میلیون تومان از کشور آلمان خریداری شدهاند. این سگها که از باهوشترین و اصیلترین نژاد سگهای آلمانی هستند، پیش از بازدید رئیسجمهور از نمایشگاهها، همایشها و یا اماکنی که براي سخنرانی یا بازدید در آنها حضور مییابد، مستقر میشوند، منطقه مورد بازدید را کاملا کنترل میکنند و پس از اعلام وضعیت سفید، رئیسجمهور در محل حاضر میشود.
روز سهشنبه گذشته (22/8/86) همزمان با بازدید دکتر احمدی نژاد، رئیسجمهوری اسلامی ایران از نمایشگاه مطبوعات، این سگها در محل نمایشگاه رها شدند تا به انجام عملیاتی که نزد تیم حفاظتی و خبرنگاران به عنوان «چک و خنثی» معروف است، بپردازند که البته خنثی کردن را باید از وظایف آنها حذف کرد.
این عملیات در روز چهارشنبه از ساعت 12 ظهر آغاز شد و به گفته نمایندگان رسانهها در غرفههای نمایشگاه با توهینآمیزترین رفتارها از سوی تیم حفاظتی رئیس جمهور همراه بود. وجود این که خریداری و بهکارگیری سگها به منظور هرچه سریعتر انجام شدن عملیات «چک و خنثی» انجام شده است، این عملیات تا ساعت 14:30 طول كشید. نخست قرار شد در هر غرفه، تنها یک نفر به عنوان متصدی و مسئول آن حضور داشته باشد، اما پس از مدتی، تیم حفاظتی به این نتیجه رسیدند که مسئولان غرفهها را هم از نمایشگاه بیرون کنند.
همه نمایندگان غرفهها در ساعات یاد شده، ناچار بودند پشت درها بایستند یا در پارک لاله قدم بزنند، اما این انتظار در ساعت 14:30 نیز پایان نیافت، چرا که رئیسجمهور با چهار ساعت تأخیر به نمایشگاه آمد و بازدید ایشان هم چندان به طول نینجامید.
نکتهای که برای حاضران جای پرسش داشت، این بود که با وجود سگهایی که عملیات کنترل محل را انجام میدادند، چرا بازهم از گیتهای دستی و کنترل منطقه به وسیله نیروهای انسانی استفاده میشد. صرف 600 میلیون تومان برای خریداری این سگها و دست آخر استفاده از نیروی انسانی برای اطمینان نهایی از امنیت منطقه مورد بازدید، باعث تعجب بسیاری از ناظران بود.
از سوی دیگر، باوجود اعتقادات جمهوری اسلامی ایران و همچنین بسیاری از بازدیدکنندگان نمایشگاه، مبنی بر نجس بودن سگ، حضور این حیوان در چنین اماکنی، موجب اعتراض عدهای شده بود که این اقدام را نیز با شعارهای سادهزیستی، عدالتطلبی و مبارزه با تجملگرایی رئیسجمهور در تعارض میدانستند.
یک مقام آگاه که خود مدیر مسئول یکی از روزنامههای کثیرالانتشار کشور و وابسته به دولت است، در پاسخ به اعتراض فردی که حضور سگها و همچین رفتار تیم حفاظتی احمدینژاد را توهینآمیز توصیف می کرد، گفت: «این تصمیم تیم حفاظتی است که مدیریت آن خارج از اختیارات رئیسجمهوری است.»
كرزاي براي نمونه به سفر خارجي چندي پيش خود اشاره كرد و گفت: خوشبختانه با وجود آن كه شب بود، هواپيماي ما به سلامت به زمين نشست. پيش از فرود، من از آسمان نقاط زياد نوراني ديدم، از خلبان پرسيدم، اينجا كجاست؟ گفت: وارد افغانستان شديم و من از اين بسيار خشنود شدم كه ورودي افغانستان اينقدر نقطه روشن دارد كه نشان دهنده كار شدن در برق روستاهاست.
رئيسجمهور افغانستان در بخش ديگري از اظهاراتش با اشاره به رشد صنعت افغانستان، خودكاري از جيب خود درآورد و گفت: اين خودكار ساخت افغانستان است، من با آن نوشتهام، خوب هم مينويسد، شما هم حتما خودكار افغاني بخريد.
وي سپس يك قطعه كابل و يك كيسه كليد و پريز را به حاضران نشان داد و گفت: اين كليد و پريزها هم ساخت افغانستان است؛ مارك آن «نگين» است و كار هم ميكند. شما هم حتما جنس افغاني بخريد؛ ايراني و تركيهاي نخريد، حتي اگر مغازهاي كليد افغاني نداشت، به مغازه بعدي برويد و افغاني بخريد.
یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386
گزارش ویژه ی جنبش دانشجویی آذربایجان از اتفاقات اخیر دانشگاه تبریز
وقاحت بی شرمانه ی نشریه ی کوردی در توهین به
آذربایجان و سکوت رژیم فارس در قبال آن
شنبه بیست و ششم آبان 1386
|
نشين عراق
|
|
تخريب مزارهاي تركي در كركوك و ديگر مناطق توركمان نشين عراق توسط كردان: در مناطق توركمان نشين عراق همه ميراث تركي در دوائر رسمي و قبرستانها تخريب مي شود. از سال ٢٠٠٣ به بعد پيشمرگه هاي كرد پس از ورود به كركوك در نخستين اقدام ادارات سجل و ثبت اسناد را تخريب و به آتش كشيدند، اين اقدام آگاهانه مقدمه اي براي رد تاريخ و بازنويسي آن بود. متعاقب آن بسياري از سنگ قبرهايي كه داراي نشاني از هويت تركي، سمبل ماه و ستاره و يا نوشته اي به زبان تركي بوده اند توسط كردها تخريب شده اند. امروز در قبرستانهائي كه تا چند سال هر سنگ قبر داراي سمبول آي اولدوز (ماه ستاره) بود، امروز از آنها اثري نيست. اين سمبولها كه اسنادي از تاريخ طولاني بودند توسط پيشمرگه هاي كرد نابود مي شوند تو گوئي كه آنها نيز واقف به اين حقيقت اند كه اينها موزه هاي باز مي باشند. آنها سنگها با سمبل ماه و ستاره و متون تركي را در پايه ساختمانها و يا ديوار باغچه ها كه براي تازه واردين كرد ساخته مي شود به عنوام مصالح ساختماني بكار مي برند. سپس براي اينكه به راحتي بتوانند بر اين شهر بيش از هزار سال ترك، ادعاي مالكيت كنند شروع به نوشتن و نصب سنگ مزارها به زبان كردي كردند. (در پاسخ به اين بازنويسي تاريخ، مجلس مشورتي توركمان، جايزه اي يك ميليون دلاري براي كسي كه يك سنگ مزار به زبان كردي مربوط به پنجاه سال قبل از كركوك بياورد تعيين كرده است). http://www.azadtribun.net/Farsi.htm
همه مردان تورکیستان در باکو | |||


یازدهمین نشست رهبران حکومتی و تشکلهای تورکهای جهان در باکو بمدت دو روز اغاز بکار کرد هدف از این نشست توسعه همکاریها در زمینه های مختلف بین تورکهای جهان است.
با برگزاری این اجلاس هویت تورکی جمهوری آذربایجان، بیش از پیش در کانون توجه جهان بخصوص دنیای تورک قرار خواهد گرفت.
این همچنین به معنای یک موفقیت بزرگ دیپلماتیک برای جمهوری آذربایجان محسوب می شود. در این اجلاس نمایندگانی از آذربایجان جنوبی نیز شرکت خواهند داشت.
شنبه بیست و ششم آبان 1386
|
|
شنبه بیست و ششم آبان 1386
روزهاي 22و23 ابان ماه 86 كنسرت پاپ اذربايجاني در اروميه طنين انداز شد و ومورد استقبال گرم وپر شور مردم غيور وفرهنگ دوست اروميه قرار گرفت واين در حالي بود كه مسولين ضد فرهنگ ارشاد اروميه با اشكال تراشيهاي پي در پي تاجايي كه توانستند کوشیدند كه مانع اجراي كنسرت شوند.
هنرمندان با پا فشاري و اراده اي قوي موفق به اجراي كنسرت شده و وظيفه خود را در قبال فرهنگ وهويت خود انجام دادند از نكات قابل توجه اين كنسرت هم خواني مردم حاضر در سالن با خواننده گروه بود. اين همخوانی نشان دهنده حمایت آنها از هنرمندان خود بود. لازم به دکر است که گروه دورنالار يكي از قويترين گروهاي موسيقي آذربايجان جنوبی است.
شنبه بیست و ششم آبان 1386

شکست توطئه بزرگ
حماسهی نقده
فروردین ماه 1358 بود، یكی از اهالی روستای »چیانی« از توابع شهر نقده، به نام عزیز آقا، فرزند میرزا آقا، كه از دوستان قدیمی من بود و حدود بیست سال بود كه او را ندیده بودم، مرا در ارومیه پیدا كرد و گفت حرف خصوصی با تو دارم. با هم نشستیم. او از توطئهای در آیندهی نزدیك توسط حزب دمكرات كردستان، پرده برداشت و گفت ایادی این حزب به طور مرتب در مناطق مختلف و حومهی شهر نقده میتینگ برگزار میكنند و قصد دارند شهر نقده را به تصرف درآورند. او گفت اخیراً جلسهای هم بدین منظور در روستای چیانی با حضور قاسملو، عزالدین حسینی، نمایندهی تامالاختیار صدام و چند نفر دیگر كه انگلیسی صحبت میكردند و مطالب جلسه برای آنها ترجمه میشد، تشكیل شده بود و اینها در آنجا صحبت از خودمختاری و استقلال كردستان بزرگ میكردند.
باتوجه به تجربههای عینی كه خودم در روزهای گذشته به دست آورده بودم، گاهی میدیدم كه نیروهای عراقی در آن سوی مرز همكاری تنگاتنگی با ایادی حزب دمكرات دارند، بعضی وقتها آنها را با آتش سنگین پشتیبانی میكنند و به فراریان آنان با آغوش باز پناه میدهند. از طرفی این مرد هم انسان شریف و قابل اعتماد و نكتهسنجی بود، حرفهایش را مطابق با واقع یافتم و گفتم اگر این شهر تصرف شود، راه ارتباطی سردشت، پیرانشهر، جلدیان و پسوه با ارومیه قطع خواهد شد و پادگانهای لب مرزی بدون زحمت و دردسر در اختیار آنان قرار خواهد گرفت و دیگر مردم آذربایجان غربی و كردستان برای همیشه در حسرت آرامش و امنیت خواهند ماند.
در مرحلهی اول موضوع را با فرمانده لشكر 64 ارومیه مرحوم قاسمعلی ظهیرنژاد در میان گذاشتم و اهمیت موضوع و موقعیت سوقالجیشی شهر نقده را به وی توضیح دادم چون او به تازگی به این منطقه آمده بود و با مناطق چندان آشنایی نداشت. آن روزها او درجهی سرهنگی داشت و هنوز تیمسار نشده بود.
چند روز گذشت، اواخر فروردین ماه بود، آخوندی به نام آقای حاج میرزا ابراهیم محرری از روحانیون نقده بود - بعداً مرحوم شد - قبلاً تعدادی اسلحه و مهمات برای او فرستاده بودم و او گروه مسلح و كمیتهای در آن جا تشكیل داده بود. آخوند فعالی بود، او به من زنگ زد و گفت هنوز جنگ و درگیری نداریم، اما نیروهای دمكرات آمدند و اكثر مناطق و كوههای اطراف نقده را اشغال كردند و ما در محاصرهی كامل آنها هستیم. شواهد و قراین دیگر هم نشان میداد كه یك توطئهی بزرگ جهانی در حال وقوع در منطقه است و هر لحظه نیز حلقهی محاصرهی دشمن تنگتر میشود.
دوباره با سرهنگ ظهیرنژاد صحبت كردم و گفتم موضوع نقده به مرحلهی حساسی رسیده است و باید فكر اساسی كرد. او گفت نظر شما چیست؟ من قبلاً از پادگان جلدیان هزار قبضه اسلحه آورده و به لشكر 64 ارومیه تحویل داده بودم. این پادگان یك مركز آموزشی بود و سلاحهای قابل توجهی نداشت، ولی در عین حال سلاحهایی از قبیل: ژ - 3، برنو، ام یك و مسلسلهای سبك و سنگین برای آموزش سربازان در آن نگهداری میشد. گفتم این اسلحهها را كه خودم از پادگان جلدیان آوردم، همراه چند تانك نفربر و دو فروند شنوكا در اختیارم بگذارید تا من نیروهای مردمی را بسیج كرده و در وقت لزوم، به سمت نقده روانه شوم و در برابر تجاوز ایادی دمكرات مقاومت كنم. آقای ظهیرنژاد گفت من در این مورد نمیتوانم تصمیم بگیرم و باید با تیمسار قرنی، فرمانده نیروی زمینی وقت، صحبت بكنم. خدا رحمت كند، انصافاً در همان جلسه تلفنی با شهید قرنی تماس گرفت، وضعیت منطقه و پیشنهاد مرا به ایشان منتقل كرد، بعد چون ایشان از من شناختی نداشت، آقای ظهیرنژاد با تعریف و توصیف مرا به آقای قرنی معرفی نمود. او در اول نمیخواست پیشنهاد مرا قبول كند و به ذهنش بعید میآمد چطور یك آخوند از عهدهی چنین مأموریتی میتواند برآید؟ آقای ظهیرنژاد از فعالیتهای نظامی من برایش توضیح داد. بعد گوشی تلفن را به من سپرد و خودم با شهید قرنی وارد گفتوگو شدم. غایلهی سنار مامدی و تفنگداران قاسملو و پادگانهای مرزی را برایش توضیح دادم و گفتم اگر در این مقطع كوتاهی كنیم و دیر بجنبیم، همهی آنها به دست دشمن تلافی خواهد شد و دیگر آذربایجانی و كردستانی نخواهد ماند. بعد گفتم اگر امكانات لازم در اختیار من بگذارید متعهد میشوم در مقابل همهی اینها بایستم.
بالاخره او موافقت كرد و به ظهیرنژاد دستور داد، هر چه میخواهم بدهد. گفتم هزار قبضه ژ - 3، برنو، ام یك و البته بیشترش ژ - 3 باشد، دو نفربر هر كدام با »دو برابر بار مبنا«، اسلحهها را تحویل گرفتم. آنها را از پادگان قوشچی به ارومیه انتقال دادم. بعد در یك پیام رادیویی به مردم اعلان بسیج عمومی كردم و گفتم شهر نقده در حال سقوط است، هر كس هر چه از قبیل تراكتور، تریلی، ماشین 10 چرخ، 6 چرخ و غیره دارد، بیاورد. در آن روز با اینكه از ارتش، هزار قبضه اسلحه گرفتم بودیم، ولی خدا وكیلی حدود ده هزار نفر از مردم ارومیه و حومه را گزینش و مسلح كردیم. بیشتر مردم سلاحهای خود را آورده بودند. از این مقدار، حدود 1600 نفر انتخاب نمودیم تا در اولین كاروان با ما به نقده بیایند. بقیه را به صورت آمادهباش در ارومیه نگه داشتیم تا در صورت لزوم از وجودشان استفاده شود.
بعد از ظهر روز اول اردیبهشت ماه، به سمت شهر نقده حركت كردیم. من بر روی نفربر بودم. همهی نیروها را به راه انداختیم و خودم آخرین نفر بودم كه از ارومیه خارج شدم. از جادهی خاكی و میانبر رفتیم و ساعت 11 شب به حوالی نقده رسیدیم. نزدیك شهر دو روستا به نامهای: بارانی كُرد و بارانی عجم قرار دارد. به بارانی عجم وارد شدیم. یك نفر از اهالی روستا جلو آمد. یكی از بچهها چراغ قوه به صورتش انداخت، او را شناختم. گفتم بیا بالا. او آمد داخل تانك نشست. من لباس كردی به تن داشتم و عمامه سرم بود. تا مرا دید شناخت و از شدت خوشحالی به سرو كلهاش میزد. گفتم حالا وقت این كارها نیست. شما از وضع نقده چه خبر دارید؟ آیا میدانید مهاجمان دمكرات در كدام قسمت شهر مستقر هستند؟ گفت من چندان اطلاعی ندارم، اما از اهالی نقده تعدادی به این جا پناه آوردند و آنها از اوضاع شهر اطلاعات خوبی دارند. رفت چند نفر از آنها را آورد. یكی از آنان از شدت خوشحالی پسرش را روی زمین خوابانید و میخواست به اصطلاح فرزندش را در جلوی این كاروان نظامی قربانی كند. بچهها ریختند و پسر او را از دست او گرفتند. آنها به اهمیت وجود این كاروان بخوبی آگاه بودند و میدانستند اگر شهر به دست مهاجمان دمكرات بیافتد، علاوه بر قتل و غارت، به زنان و دختران مردم تجاوز خواهند كرد. دست آن مرد را گرفتم و پیشانیاش را بوسیدم.
او از شدت شوق، بدنش میلرزید. گفت به من هم اسلحه بدهید، میخواهم در كنار شما با این دمكراتها بجنگم. چند نفر بلدچی با ما همراه شدند و ما از سمت دروازهی شمالی شهر كه یك پل بزرگی هم در آن جا قرار داشت، وارد نقده شدیم.
پس از درگیریهای خونین 24 ساعت گذشته، فضای شهر نسبتاً آرام بود. البته گاهی هم صدای پراكندهی شلیك به گوش میرسید. در منطقهی ورودی شهر توقف كردیم و من بالای تانك قرار گرفتم و با بلندگوی دستی خطبهای خطاب به مردم شهر خواندم و گفتم ما از ارومیه برای برقراری نظم و آرامش به شهر شما آمدهایم. گفتم مردم شیعه و سنی در شهر نقده با هم برادرند نباید تحت تأثیر القائات بیگانگان قرار گرفته و به جان هم بیفتند و سبب تسلط هر چه بیشتر دشمنان مشترك خود باشند. در ادامه گفتم از این ساعت اعلام آتش بس میكنم و هر كس جنگ را دوباره آغاز كند، در حكم محارب با خدا و رسول خدا و جانشین پیامبر كه امروز در عصر غیبت، حضرت امام خمینی است، میباشد. آیهی 33 از سورهی مائده: انما جزاؤ الذین یحاربون الله و رسوله و یسعون فی الارض فساداً... ذلك لهم خزی فی الدنیا و لهم فی الاخرة عذاب عظیم را تلاوت و معنا كردم و توضیح دادم، ولی هنوز صحبتهایم تمام نشده بود كه تیراندازی از سوی دمكراتها آغاز شد و دیگر نتوانستم به حرفهایم ادامه بدهم. ما را به انواع و اقسام گلوله بستند. رانندهی تانك ارتش سید شجاعی بود. گفتم تو را قسم میدهم به جان مادرت فاطمهی زهرا، با هر چه سرعت داری به طرف اینها و داخل شهر حركت كن. خودم هم پشت مسلسل سنگین نشستم و به مسلحین هم دستور دادم از پشت سر من بیایند. اطراف مسلسل بر روی تانك كاملاً تعبیه شده بود. گلولههای معمولی نمیتوانست كارساز باشد. مگر اینكه آرپیجی بزنند. من در جلوی ستون قرار گرفتم و بقیهی نیروها هم از پشت سرم به قلب دشمن حملهور شدیم. همین طور كه با سرعت به مركز شهر و قلب دمكراتها حركت میكردیم، من با مسلسل سنگین در چپ و راست و جلو به سمت آنها شلیك میكردم و در واقع دیوار مقاومت دشمن را میشكافتیم و جلو میرفتیم. تا به منطقهای رسیدیم كه دیدیم صدای یاحسین و شیون زنان به آسمان بلند شده است. الله اكبر! معلوم شد اینها پس از ساعتها درگیری و مقاومت، گلولههایشان تمام شده و در محاصرهی كامل دشمن قرار گرفتند و لحظاتی قبل میخواستند تسلیم شوند كه از میان آنان یك زن شجاع برخاسته و آنها را به مقاومت دعوت میكند. چون نیروهای خودی را دیدند، به استقبال ما، از مخفیگاه خود بیرون آمدند. در این منطقه دیگر همهی نیروها خودی بودند و ما با این پیشروی، خود به خود محاصرهی دشمن را شكسته بودیم. آن زن شجاع و بیدار دل، وقتی نیروهای خودی را دید، جلو آمد و در مقابل تانك ایستاد، بلندگو را از دست ما گرفت و یك سخنرانی حماسی عجیبی ایراد كرد. من كه در ظاهر فرمانده این نیروها بودم، از سخنان حماسی او توان و قدرت و روحیه گرفتم. غوغای شگفتانگیزی در میان نیروهای مسلح و مردم به راه انداخت. از مسلحین شهر نقده، فردی به نام معبودی كه قبلاً با وی ارتباط و آشنایی داشتم، آنجا بود. او جلو آمد و گفت اغلب نیروهای ما در نقده مهماتشان تمام شده است، قبل از هر چیز باید به آنها مهمات برسانیم. ما كه مهمات زیادی به وسیلهی تراكتور و تریلی آورده بودیم، در عرض كمتر از یك ساعت، همهی نیروهای خودی را با آنها تغذیه كردیم.
آن زن شجاع نیز منزلی را در آن حوالی نشان داد و گفت ما تعدادی زیادی از زنان و دختران نقده در آن جا مخفی شده بودیم و با هم عهد بسته بودیم حتی بنزین لازم مهیا كرده بودیم كه اگر مردان ما خود را تسلیم دشمن كردند، ما نیز خودمان را آتش بزنیم؛ اما هرگز تسلیم دشمن نشویم، چون میدانستیم اگر به دست این نانجیبها میافتادیم به غیر از تعدی و تجاوز چیزی نصیبمان نمیشد. بعد از من پرسید حالا كه شما آمدید و محاصرهی دشمن شكسته شد، اكنون وظیفهی ما چیست؟ زنان چهكار میتوانند انجام بدهند؟ در این هنگام متوجه شدم برادران ما در نقده جنگ را به پشت بامها كشاندهاند و به همین سبب تعداد زیادی شهید دادهاند و پیكر شهدا نیز در پشتبامها مانده است. به اینها گفتم این روش اشتباه است و ما باید جنگ را از پشتبامها به داخل خانهها انتقال بدهیم. به زنان گفتم شما هم كمك كنید در داخل خانهها، دیوارها را سوراخ كرده و همه را به همدیگر وصل كنید و از این طریق، باقیماندهی دشمن را از شهر خارج كرده و درگیری را به بیرون شهر منتقل سازیم. عدهی زیادی به دنبال این مأموریت رفتند. بعد از نیروهای بومی پرسیدم: مقر اصلی و به اصطلاح ستاد فرماندهی اینها در كجاست؟ چون هر نیرویی بالاخره برای خودش مقر و ستادی دارد. گفتند منزل امام جمعهی برادران اهل تسنن، ستاد فرماندهی دمكراتهاست. گفتم امام جمعه خودش هم آنجاست؟ گفتند نه، او منزلش را تخلیه كرده و از شهر خارج شده است و دمكراتها منزل او را به ناحق تصرف و ستاد فرماندهی خود كردند. گفتم باید هر چه زودتر بدانجا حمله كنیم و قبل از طلوع فجر و نماز صبح، آن جا را از دست دمكراتها خلاص نماییم و الّا اگر برای فردا بماند، دردسرزا و موی دماغ خواهد شد. بلافاصله با راهنمایی چند نفر از مسلحین بومی، به سمت ستاد فرماندهی دمكراتها حملهور شدیم. در فاصلهی 50 متری منزل، رانندهی تانك به دستور من، تانك را متوقف كرد. از پشت تانك با بلندگو با آنها صحبت كردم و گفتم شما در محاصرهی كامل نیروهای ما هستید، بهتر است خودتان را تسلیم كنید، ولی آنها پیشنهاد مرا نادیده گرفتند و از پنجرههای منزل امام جمعه كه دو طبقه هم بود، به سمت ما تیراندازی كردند، بناچار ما نیز جواب دادیم و درگیری و مقاومت از هر دو طرف لحظاتی ادامه یافت. من خودم در پشت مسلسل سنگین، آن قدر تیراندازی كرده بودم كه دیگر لولهی مسلسل كاملاً داغ و سرخ شده بود. بدون اینكه ماشه بچكانم گلوله در لوله خود به خود آتش میگرفت و تیراندازی امكانپذیر نبود.
ناگهان صدای تیراندازی از طرف آنها كاسته شد و یك نفر از داخل ساختمان صدا زد تیراندازی نكنید، ستاد سقوط كرد و دمكراتها فرار كردند و یا كشته شدهاند. نیروهای خودی داخل خانه شدند و اگر تیراندازی كنید خودیها مورد هدف قرار خواهند گرفت. من چون صدا را نشناختم نمیتوانستم باور كنم. گفتم شاید تله و ترفندی باشد. حاج موسی را صدا زدم تا برود از نزدیك ببیند آنجا چه خبر است. وقتی حاج موسی جواب داد متوجه شدم او با چند نفر از مسلحین، مثل پروانه اطراف تانك را دور میزنند و ضمن اینكه با دشمن درگیرند، از من نیز حفاظت میكنند كه مبادا یك نفر مخفیانه بیاید تانك را با آرپیجی بزند و یا نارنجك داخل آن رها كند و مثلاً ملاحسنی را بكشد. اینها از آن ساعاتی كه ما وارد شهر نقده شدیم همین جور از من حراست كردهاند. من هم اصلاً متوجه این مسائل نبودم و به دنبال كار خودم میرفتم. این طرح را حاج موسی خودش درست كرده بود. دوستان مسلح ما عجیب مخلص، فداكار و از جان گذشته بودند. همان طوری كه امام حسین(ع) نسبت به یارانش میفرماید: من اصحابی باوفاتر از اصحاب خودم سراغ ندارم، من نیز نسبت به دوستانم شبیه این احساس را داشتم و دارم. خدا میداند اگر تلاش و فداكاری اینها نبود، بندهی حقیر با یك دست چهكار میتوانستم بكنم؟ البته همهی اینها به حساب انقلاب و امام خمینی بود. آنها در واقع عاشق امام بودند و بدین ترتیب از امام و انقلاب حراست میكردند. من چه كاره میتوانم باشم؟! خداوند انشاءالله همهشان را با انبیا و اولیا و امام حسین(ع) محشور فرماید.
حاج موسی رفت و از نزدیك ساختمان را نگاه كرد و معلوم شد ستاد فرماندهی دمكراتها سقوط كرده است و به دنبال آن سایر نیروهای مهاجم در مناطق دیگر هم به سمت خارج شهر عقبنشینی و فرار كردند. در ستاد فرماندهی دمكراتها، سلاحهای زیادی به غنیمت مانده بود كه من فردای آن روز، آنها را در میان مردم تقسیم كردم. البته این سلاحها در واقع همان اسلحههایی بودند كه قبلاً اینها از پادگان مهاباد به غارت برده بودند. نزدیك اذان صبح، تقریباً سرتاسر شهر در اختیار نیروهای خودی قرار گرفت و آرامش نسبی در شهر حاكم شد. از اول شب تا وقت اذان صبح، باران رحمت مرتب میبارید، ولی از آن جایی كه شدیداً سرگرم نبرد با دشمن بودیم، به بارش آن توجه نداشتیم. وقتی خواستم نماز صبح بخوانم ناگهان متوجه شدم تمام بدن و لباسهایم خیس خیس است. لباس خشك آوردند، آنها را عوض كردم وضو ساختم و نماز صبح را به جا آوردم. خیلی خسته و كوفته بودم، چند لحظهای در داخل تانك به خواب رفتم، وقتی بیدارم كردند، خورشید به خوبی بلند شده بود. یكی از عادتهایم این است كه سعی میكنم همیشه با طهارت باشم تا اگر توفیق شهادت پیدا كردم، حداقل خدای متعال را با طهارت دیدار نمایم، لذا وقتی بیدار شدم در همان داخل تانك به گرد و خاكی تیمم بدل از وضو كردم. یك مقدار صبحانه دادند كه در همان جا خوردم. احساس كردم بیرون از تانك سر و صدا و همهمهای به گوش میرسد. از داخل تانك بیرون آمدم، ناگهان صحنهی عجیبی مشاهده نمودم. مردم نقده اعم از زن و مرد و پیر و جوان، اطراف تانك را گرفتند و آن را زیارت و با دست لمس میكردند و میبوسیدند و تبرك میجستند. الله اكبر! خدایا این چه قدرتی بود؟! چه صلابتی بود كه آن روز به ما ارزانی داشتی و ما را بر دشمنان تا دندان مسلح غالب كردی؟ واقعاً كار ما در حد اعجاز بود. وقتی مردم نقده مرا دیدند، مانند پروانه كه عاشقانه به دور شمع میچرخد، اطراف بندهی حقیر را گرفتند. خدایا مگر من چه كاری كرده بودم؟ مگر جز این بود كه تنها به وظیفهام عمل نموده بودم و تو در مقابل، تنها یك ذره از صلابت و قدرت خویش را در وجود ناچیز بنده متجلی ساخته بودی كه این قدر مردم به خدمتگزار خود ابراز علاقه و لطف میكردند.( وقتی آقای حسنی این بخش از خاطرات خود را بیان میداشت بیاختیار و با صدای بلند و غیر عادی، شروع به گریه كرد و مصاحبه به همین سبب چند لحظهای قطع شد. بعد ضمن عذرخواهی گفت من اگر در این مواقع گریه به راه نیندازم و اشك نریزم، حتماً سكته میكنم، آنگاه لحظاتی به گریهی خود ادامه داد كه قلم از توصیف آن صحنه، ناتوان است) گاهی به طور متفرقه صدای تیراندازی شنیده میشد، وقتی پرسیدم گفتند عدهای از دمكراتها خارج از شهر در قسمت جنوب غربی نقده داخل بیشهزار سنگر گرفتند و مقاومت میكنند. به رانندهی تانك گفتم بلند شو تا به سمت آن جا حركت كنیم. وقتی آن جا رسیدیم، اطراف بیشهزار دارای انواع و اقسام درختان بزرگ مانند: بید، سنجد، قلمبر و غیر آن بود كه یك قسمتش هم حدود یك متر و نیم دیوار داشت. یك لحظه ترس وجودم را گرفت، به خود گفتم مبادا یك وقت با آرپیجی بزنند داغونمان كنند؟ آن وقت فوری به خودم جواب دادم ای ترسو، تو كه ادعا میكنی تا آخرین قطرهی خونت از انقلاب و امام دفاع خواهی كرد، پس چرا اینقدر میترسی؟ همین طور با خودم حدیث نفس میكردم كه ناگهان دیدم حدود دویست نفر از نیروهای مردمی، اطراف بیشهزار را گرفتند و دمكراتها در محاصرهی نیروهای خودی است. افراد دشمن بیشتر داخل بیشهزار یا تا سینه به گل فرو رفته و كشته شدند و یا پا به فرار گذاشتند. آنها بعد گفتند شما كه دیشب گفتید خانهها را سوراخ و به هم وصل كنید و جنگ را به داخل منازل بكشید و از این طریق دشمن را به بیرون از شهر برانید، ما به پیشنهاد شما عمل كردیم و آنها را تا این جا آوردیم و شكست دادیم. از همین بیشهزار تعداد زیادی اسلحه و مهمات از دمكراتها به غنیمت گرفته شد. الله اكبر! واقعاً زبانم از بیان یك سری صحنهها عاجز است كه چطور انسان یك وقت زبانش لسان الله میشود! دستش یدالله و چشمش عینالله میگردد؟ واقعیت این است كه من هر حرفی در این مدت در شهر نقده زدم، بعد از لحظاتی آثار مثبت آن را به وضوح مشاهده كردم. معلوم بود دست غیبی در میان بود. والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا و ان الله لمع المحسنین.
شنبه بیست و ششم آبان 1386
جمعی از بازداشت شدگان مراسم ستارخان آزاد شدند
میللی شورا- جمعه 25 آبان ماه: بر اساس اخبار دريافتي از شهر ري، چند نفر از بازداشت شدگان در مراسم بزرگداشت 903 مین سالگرد شهادت ستارخان تا ساعت 30/3 شب آزاد گرديدهاند. هنوز شماري از بازداشت شدگان در بند شوونيسم گرفتارند.
جمعه بیست و پنجم آبان 1386
حرکت ملی آذربایجان قاطعانه از مبارزات
کارگران تبریزی حمایت می کند

مکان: استادیوم ورزشی باغ شمال
۱۳۸۶
میللی شورا- جمعه 25 آبان ماه:اکثر کارگران اذربايجاني از وضعيت کاري و اقتصادي خود ناراضي هستند. عدم برابري و انطباق سيستم کاري عمومي در آذربايجان در مقايسه با ديگر نقاط ايران موجب ايجاد تنشهايي شده است. کارگران تبريز و حومه در اقدامي جديد در حال شکل دهي تظاهرات عمومي هستند.
بر اساس اخبار رسيده از تبريز٫ اين تظاهرات نشانگر عدم رضايت کارگران از شرايط کاري و حقوقي خود ميباشد. شرکت کارگران از هر صنف ميتواند اين تظاهرات را به نحو مؤثري به موفقيت تبديل نمايد.
احتمال ايجاد خرابکاري و ايجاد تنشهاي غير دموکراتيک در اين تظاهرات وجود دارد. به جاست تا رهبران کارگري با ارائه راهکارهاي مناسب با اقدامات رژيم مبارزه نموده ونقشه هاي ايجاد درگيري و انحراف تظاهرات از مسير خود را بي تاثير نمايند.
جمعه بیست و پنجم آبان 1386
یازدهمین نشست سران
کشورهای تورک زبان در باکو
یازدهمین نشست سران کشورهای تورک زبان در باکو تشکیل میشود. سران کشورهای تورکیه- اذربایجانشمالی-قبرس شمالی -ترکمنستان-ازبکستان-قزاقستان و قرقیزستان در هفته جاری در باکو گردهم می ایند.تاجیکستان و مغولستان نیز بعنوان ناظر دعوت شده اند.همچنین قرار است ۵۰۰ نفر از رهبران تورکهای ۳۰ کشور جهان در این نشست به همراه سران جمهوریهای خود مختار تورک روسیه شرکت کنند.
پاسخ به جناب دانشجوی دکتری تاریخ۷
جمعه 25 آبان1386 ساعت: 2:58 توسط:علی رضا - نور آباد فارس در ضمن تو گفته اید که با 16 شهید و 200 زخمی در شهری مثل نقده بهترین شاهد از بافت جمعیتی آنهم منطقه است در این رابطه با خنده بهت می گم که واقعاً شما خودتان هم می دانید چی می گید؟ تو شیعه هستی و باید هم بیشتر هم شهید و زخمی بدهی تو در ایران نسبت به کُردها از اکثریت امتیازات و حق و حقوق شهروندی برخوردار هستی- اینهمه کارخانه در تبریز و شهرهای دیگر ترک نشین در آذربایجان شرقی دارید و تو در مجلس چندین وزیر داری در اکثر کارهای کلیدی و مهم اداری و دولتی در تمام نقاط ایران دست دارید حتی تا چند سال پیش رئیس تمام ادارات و بانکها در شهرهای کُردستان ترک و شیعه بودند. ولی کُردها سنی هستند سنی ها هم در ایران تاحدودی محدودیت برایش ایجاد می کنند و دارای هیچ کدام از این امتیازات ویژه شما نیستند. بنابراین درصد شهدای هر شهری را به حساب بافت جمعیتی نگذار شاید روستایی هم بیشتر از یک شهر هم شهید و زخمی داده باشد. تو مرا متهم به توطئه چینی می کنید در حالی که خودتان توطئه چینی می کنید یکبار به فارسها می گویید فارسهای سگ – فارسهای فاسیست و یکبار شخصیتهای بلند مرتبه ی جمهوری اسلامی را ( مثل رئیس جمهور محبوب کشور ؛ احمدی نژاد ) زیر سؤال می برید. شما لیاقت این همه امکانات را ندارید. در رابطه با تآیید صلاحیت نمایندگان در مجلس سخن رانده اید در این رابطه باید بگویم که در شهرهای مذکور بیشتر کسانی را می پذیرند که شیعه باشند و سنی ها را رد صلاحیت می کنند اینهم مقامات استان شما که به ناحق همه ترکند کاری می کنند که اولاً کُردها را از نام نویسی برای نامزد انتخابات ناامید می کنند و اگر هم نامنویسی کنند آنها را رد صلاحیت می کنند آخه ترکها کُردهای شهروند و غیر نظامی کُرد را تروریست و مهاجر می پندارند در حالی که این طور نیست تو انگار که در ایران نیستی من فکر می کنم شما ترک باکو هستید که این قدر بی اطلاع هستید یا اینکه خودت را به خریت می زنید و یا اینکه من را خر می پندارید. دولت مقدس جمهوری هیچ گاه به خاطر کُردها ترکها را تنها نگذاشته است بلکه همیشه مدافع ترکها بوده است. بیزیم سولدوز-جناب علی رضا یک ضرب المثل تورکی هست که میگوید چطور است که خودم را به نفهمی بزنم تا دلت بسوزد ماجرای تو هم مثل همین است.من گفتم ۱۶ شهید و۲۰۰ زخمی در خرداد ۸۵ یعنی روز سوم ان ماه داده ایم شما نوشته اید که در ایران نسبت به کُردها از اکثریت امتیازات و حق و حقوق شهروندی برخوردار هستی ایا این دلیل به گلوله بستن مردم میشود.البته من فکر میکنم مغز کوچک تو باز هم منظور من را به شما نفهمانده و باز دلم را سوزاندی.... دوست محترم این شهدا و زخمی ها جدای از ۱۲۰۰ شهید جنگ ایران و عراق که شما فارسها به ما تحمیل کردید و کاری ندارم چه کسانی انرا بشما تحمیل کردندو همینطور جدای از ۶۰۰ شهیدی است که در جریان لشگر کشی حزب دمکرات کردستان در بهار ۵۸ تقدیم اذربایجان عزیز کرده ایم.جناب علی رضا اگر نمیدانید بدانید که
۱-در سال ۱۳۰۰ هجری شمسی اکراد مهاجر با حمله به محال قشلاق ۹ روستا را در این محال با خاک یکسان کردند.۲-در انقلاب ۱۳۵۷ تمام تورک های شهر خانا( پیرانشهر)، سویوق بولاق(مهاباد) و اشنو با تهدید اسلحه حزب تروریست دمکرات کردستان مجبور به ترک خانه های خود شدند۳- عبدالرحمان قاسملو رهبر حزب تروریست دمکرات کردستان در کنگره این حزب دستور قتل عام تورک های سولدوز( نقده) را صادر کرد.۴-در شهر سولدوز قریب به ۶۰ خانوار تورک بدست تروریست های کرد قتل عام شدند۵-تنها ترین راه نجات سولدوز و قتل عام سولدوز، مقاومت ملی و همه جانبه تورک های قهرمان سولدوز بود۶- حزب تروریست دمکرات کردستان برای ایجاد جو وحشت در شهر سولدوز ، دستور سر بریدن پاسداران را در مراسم های عروسی می داد.۷-گروه های مسلح فارس به بهانه مبارزه با نظام ایران همدوش حزب تروریست دمکرات کردستان در قتل عام تورک های منطقه نقش اساسی داشتند۸-تروریست های پژاک در دو سال اخیر قریب به ۶۵ سرباز و ۲۰ افسر تورک را در آذربایجان غربی به شهادت رسانیده اند.۹-بر اثر سیاست های شونیستی و عمدی مسئولان تهران کوه های مرگور، ترگور،قطور، بانی دره سی،مارمیشو و... تبدیل به جولانگاه گروه های تروریستی pkk شده است۱۰-هواداران گروه های تروریستی کرد خصوصا "عابد فتاحی" با نفوذ به کمیته ویژه اداره کل مسکن و شهر سازی استان آذربایجان غربی تلاش گسترده ای را برای واگذاری اراضی شهرک های اطراف شهر اورمیه به کرد های مهاجر را آغاز کر ده اند.۱۱-رمضان زاده معاون خاتمی و هوادرا گروه های تروریست کرد در دانشگاه تبریز با جسارت و آشکارا اورمیه و سولدوز را جز جدایی ناپذیر کردستان خواند و از سوی دانشجویان تبریز کتک خورد.۱۲-گروه تروریستی pkkدر انتخابات شوراهای اسلامی شهر روستا سیصد میلیون تومان در اختیار چند نامزد قرار داده بود.۱۳-گروه های تروریستی کرد در شمال عراق برای تاسیس کردستان بزرگ مشغول قتل عام و اخراج۲۰۰۰۰۰۰ نفر از برادان ترکمن ما پرداخته اند و آنان را با تهدید اسلحه و انفجار بمب از اراضی تاریخی اخراج می کنند۱۴- و دهها نمونه دیگر میتوان نام برد که هدف اصلی ان چیزی جز اشغال غرب اذربایجان و کردیلاسیون ان با ایجاد جو وحشت و ترور نیست.
جناب علی رضا گرچه نمی خواستم بگویم اما مجبورم به عرضتان برسانم من در قلب این سرزمین در جنوب اذربایجان جنوبی زندگی میکنم و می نویسم و کار میکنم و بر سر مزار پدر بزرگ پدرم میروم و خود را در را حفظ این سرزمین اماده هر حادثه ای کرده ام.
وطن منه اوغول دئسه نه دردیم مامور اولوب قایاسیندا بیتردیم
فرزندان آزادیخواه آذربایجان،
بر سر مزار شریف ستارخان،
هدف حمله قوای استبداد قرار گرفتند
میللی شورا- پنج شنبه 24 آبان ماه: براساس اخبار متعددی که از تهران دریافت کردیم امروز بعد از ظهر، 24 ابانماه، همزمان با برگزاری مراسم 93 مین سالگرد شهادت ستارخان سردار ملی از سوی ملت آذربایجان، فرزندان ستارخان هدف حمله نیروهای استبداد قرار گرفتند و جمعی ار آنها مضروب و مصدوم شدند.
براساس اخبار به دست آمده، از صبح امروز محوطه صحن حضرت شاه عبدالعظیم در مجاورت قبرستان طوطی، به یک پادگان نظامی تبدیل شده بود و ورد و خروج افراد تحت کنترل صورت می گرفت. برخی اخبار از بازداشت دست کم ده تن از فرزندان هویت طلب و ظلم ستیز ستارخان حکایت می کند.
گفته می شود در میان بازداشت شدگان حداقل سه دختر مبارز نیز دیده شده اند.
منتظر دریافت اخبار تکمیلی هستیم.
مزدوران قرآنها را بر سر نیزه کرده بودند
نمایشگاه قابل توجهی از عکسهای ستارخان و مشروطیت در
محل برپا شده بود
شاهدیان عیمی می گویند که در مجاورت مزار شهید ستارخان، نمایشگاه عکس قابل توجهی از شهید ستارخان و نیز مبارزات مشروطه برپا شده بود. فعالین می گفتند امروز مزدوران جهت تصاحب شعارها و تمثالهای حرکت ملی قرانها را بر سر نیزه کرده بودند.
قطعنامه شرکت کنندکان
در مراسم 93 مین سالگرد شهادت
ستارخان سردار کبیر آذربایجان

به نام خدا
ظلمت صریح با تو سخن گفت پس تو هم با او به استعاره و ایما سخن مگو
ما شرکت کنندگان در نود و سومین مراسم سالگرد سردار کبیر آذربایجان شهید ستارخان، با ایمانی راسخ به درستی راهی که انتخاب کرده ایم و با تکیه بر پشتیبانی مردم خود و با قسم به خون شهیدانی که در سالهای گذشته، خون خود را نثار آذربایجان کرده اند و ضمن تاکید دوباره بر ادامه مبارزات مدنی خویش، خواسته های خود را به حضور ملت خویش اعلام می کنیم.
1. ما از حکومت جمهوری اسلامی ایران میخواهیم که از برخورد امنیتی با فعالان مدنی آذربایجان دست بردارد و با آگاهی از اینکه این فشارها خللی در اراده این ملت بزرگ ایجاد نمی کند به این فشارها سریعا خاتمه دهد.
2. زندانیان سیاسی و فعالان مدنی و حقوق بشر آذربایجان را بدون هیچ قید و شرطی آزاد نماید.
3. طی سالهای اخیر تعداد زیادی از نشریات کثیرالانتشار و دانشجویی هویت طلب و مستقل توقیف شده و مدیران مسئول آنها مورد ارعاب قرار گرفته اند. توقف این توقیفها و بازگشایی این نشریات را خواستاریم.
4. مجازات تحصیلی دانشجویانی که به دلیل فعالیتهای هویت طلبانه و مدنی گرفتار احکام کمیته های انظباطی دانشگاهها شده اند فورا لغو شود.
5. امواج بیکاری، مواد مخدر و مهاجرت، آذربایجان را در معرض تهدید قرار داده است. عدم مسئولیت پذیری مسئولان در این خصوص غیر قابل تحمل شده است. ما مجازات مسئولین قاصر و مقصر را خواستاریم.
6. بخشنامه مجبوریت تدریس به زبان فارسی در موسسات و دانشگاههای کشور ملغا اعلام گردد.
7. مقدمات رسمی شدن زبان ترکی و ایجاد کانالهای رادیویی و تلویزیونی به این زبان در سراسر ایران فراهم شود.
8. پروژه استان سازی در آذربایجان متوقف گردد و نام آذربایجان به استانهای آذربایجانی نشین برگردد و نیز اسامی بومی منطقه اعاده شود.
9. آثار تاریخی و فرهنگی آذربایجان حفاظت شود و از غارت و تخریب عمدی و یا سهوی آن جلوگیری گردد.
10. به نام اسلام به اقدامات نژاد پرستانه ادامه ندهد و اگر میخواهد به چنین کارهایی ادامه بدهد پسوند اسلامی را از نام رسمی کشور حذف نموده و به جای آن از عنوان "جمهوری پارسی ایران" استفاده کند.
11. همچنین ادامه روابطه ایران با ارمنستان را محکوم میکنیم و معتقدیم که تا اعتراف ارمنستان به نسل کشی شیعیان قره باغ اشغالی و بازگرداندن سرزمین های اشغال شده به آذربایجان، کشورهای مسلمان باید روابط خود را با این رژیم اشغالگر قطع کنند.
12. تروریستهای پ ک ک و پژاک و نیز قاچاقچیان تحت حمایت این جنایتکاران، جان و مال مردم در غرب آذربایجان را هدف تعدی قرار داده اند. برخورد قاطع با تروریستهاو قاچاقچیان را در غرب آذربایجان خواستاریم و سیاستهایی را که در راستای تغییر ترکیب جمعیتی این منطقه در حال پیاده شدن است را به شدت محکوم می کنیم.
13. مزار ستارخان سردار ملی بر اساس وصیت نامه آن شهید بزرگوار به تبریز منتقل شود.
جدیدترین اسامی اسرای مراسم شهید ستارخان
رژیم آپارتاید حدود 20 تن از فعالین آذربایجانی را در مراسم
ستارخان دستگیر کرده است
براساس جدیدترین اخباری که دریافت کرده ایم در مراسم گرامیداشت 93 مین سالگرد شهادت ستارخان سردار کبیر آذربایجان، به گزارشی بیست نفر و براساس گزارش دیگری دهها نفر از فعالین و همچنین از آذربایجانی های مدافع سردار ملی بازداشت شده اند که اسامی جمعی از آنها عبارتند از :
- بلال ولیزاده
- یوسف موسویان
- جعفر پژمان
- حسين ستاري
- آراز نقي پور
- رسول رضایی
- عیوض خانی...
داریوش عباد پور
یانار سونمز
حجازی
ایدین-
اسامی دیگر ستگیر شدن هنوز مشخص نیست.
وای بر مدعیان دروغین اسلام باد!
همکاری تنگاتنگ تولیت حرم عبدالعظیم با مامورین اطلاعات رژِیم
فرزندان اسیر آذربایجان را به دارالتوبه صحن می بردند
: مشاهدات عینی حاکی است که بسیاری از بازداشت شدگان آذربایجانی مراسم ستارخان، توسط مامورین اطلاعات به دارالتویه حرم حضرت عبدلعظیم منتقل شده و تحت بازداشت مامورین و کارمندان حرم قرلز می گرفتند.
پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386
پاسخ به جناب دانشجوی دکتری تاریخ6
|
پنجشنبه 24 آبان1386 ساعت: 1:31 |
توسط:علی رضا - نور آباد فارس | |||
|
من دیگه احساس می کنم حرف زدن برای شما فایده ندارد کم کم کاری می کنید که کُردها علناً اعلام کنند که ترکها در سرزمینشان ادعای مالکیت دارند از این به بعد بایستی به ترکها تروریست بگوییم زیرا شما کُردها را خیلی ترور شخصیتی می نمایید. سالدوز عزیزم نام یک منطقه به اسم ترکی به معنای صد در صد ترک بودن این مناطق نیست برگ برنده در دست کُردهاست مگه نمی بینی 75 درصد کُردها جمعیت کل استان را تشکیل می دهند - حالا دور و زمانه عوض شده بی خودی و بدون مدرک و دلیل و اسناد هیچ چیزی در دنیای امروز پذیرفتنی نیست. شما نمی توانید با زور و یا از سر نژاد پرستی بگویید که حتماً آذربایجان غربی ( کُردستان شمالی یا مُکریان ) باید همیشه جزو خاک ترکها باشد در دنیای مدرن امروز مساله رفراندوم و همه پرسی در جریان است مردم خودشان تشخیص می دهند که وایسته به چه استانی باشند. این، امروزه با زور قابل تحمیل نیست شما هزار سال بگویید که آذربایجان غربی مال ترکهاست و ما تا آخرین قطره ازش دفاع می کنیم پذیرفتنی نیست. دنیای مدرن امروز سرنوشت استان را مردمان خود آن استان تشخیص خواهند داد. تو اگه از ارومیه بیرون آیی احساس می کنی که کُردستان است ، شماها کاری می کنید که اکثریت کُردها خواستار جدا شدن از این استان گردند ( شهرهایی مثل بوکان - مهاباد و اشنویه و پیرانشهر و سردشت و ... ) زیرا حق هم دارند که از این به بعد تصمیم به تشکیل استانی دیگر بنمایند. شما چرا ادعا می کنید که استانهای قزوین و همدان و اردبیل هم ترکند پس کُردها هم حق دارند که بگویند جدا از استان کُردستان - استانهای آذربایجان غربی و ایلام و کرمانشاه هم کُردند. پس هی نگو پ ژ ا ک باید در کرمانشاه فعالیت کند این حزب تنها و تنها در سرزمین آبا و اجدادیش مبارزه کرده و می کند در اصل از این به بعد باید به ترکها بگوییم " تروریست " زیرا از بس که کُردها را ترور شخصیتی می نمایند. بیزیم سولدوزـ بیاری شما فارسها و جهل و نادانی کوردها مدتهاست که انها این ادعاها را مطرح کرده اند. اما هم شما و هم کوردها میدانید که صرف ادعا داشتن به سرزمین ملتی دیگر باعث تعلق ان خاک نمیشود.در ضمن جناب علی رضا تروریسم معنی مشخصی در ادبیات سیاسی و با این تفسیر مضحکانه تان نمی توانید معنی انرا تغییر دهیدو اینکه ۷۵ در صد جمعیت استان کورد است نشان میدهد که دوستی خاله خرسی شما با این جمعیت مهاجر و مهمان چقدر بچه گانه است.اگر انطور که شما فکر میکنید باشد با جمعیت اذربایجان غربی به دهها میلیون نفر برسد تا اقلیتی ۲۵ درصدی بتواند حماسه خرداد ۸۵ را خلق کند.حماسه ای که در شهر سولدوز خلق شد بسیار شورانگیزتر از مثلا اردبیل بود.۱۶ شهید و بیش از ۲۰۰ زخمی در شهری با یکصد هزار نفر جمعیت بزرگترین و بهترین شاهد از بافت جمعیتی منطقه است .شما که مثلا جمعیت شناسی خوانده اید. جناب علی رضا - با وجود توطئه چینی هم نژادان فارس فاشیست و جنایتکار شما در برهه هایی مثل انتخابات مجلس باز غرب اذربایجان هویت خود را حفظ کرده است.با این توضیح که شورای نگهبان در هر دوره انتخابات در شهر کوچک سولدوز اقدام به تایید صلاحیت مثلا ۲۵ یا حتی ۳۰ نامزد ترک در مقابل یک یا دو نامزد کورد میکند تا به زعم خود با ایجاد شکاف در ارا و منسجم شدن رای کوردها از را یافتن نماینده تورک به مجلس جلوگیری کند و این سیاست را در تمام دوره ها اجرا نموده ولی تنها ۲ بار موفق شده که علت انهم تحریم انتخابات از طرف تورکها بوده است. دوست عزیز شاید در نگاه اول در صدی از جمعیت استان کورد باشد البته نه رقم نجو می ۷۵ در صد .شاید ۲۵ تا ۲۷ درصد.اما بیش از نصف همین ۲۵ در صد نیز کوردهای بدون شناسنامه هستند که از اوارگان کورد عراقی تشکیل شده اندکه از طریق راه اندازی خانه های فساد و قاچاق و کار در مزارع و باغات امرار معاش میکنند و به شدت مورد تنفر کوردهای اذری هستند و در هیچ رفراندمی هم حق شرکت ندارند. والسلام | ||||
پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386
سياست هويج و چماق شوونيسم فارس در مقابل آذربايجان:
قتل٫ حبس و شکنجه فعالان ملي و برگزاري جشنواره ملي
شعر تورکي و فارسي!
جشنواره ملی شعر ترکی و فارسی در تبریز برگزار می شود
مدیرعامل سازمان فرهنگی، هنری شهرداری تبریز گفت: برای نخستین بار در کشور، جشنواره سراسری شعر به دو زبان ترکی و فارسی در تبریز برگزار می شود.
سید قاسم ناظمی در گفتگو با خبرنگار مهر در تبریز افزود: جشنواره سراسری شعر با عنوان “خط سوم” روزهای 28 تا 30 آذرماه سال جاری در تبریز برپا می شود.
وی اظهار داشت: گرچه این جشنواره داخلی است اما آثاری نیز از کشورهای انگلستان، نروژ، پاکستان، آذربایجان و ترکیه به دبیرخانه جشنواره شعر خط سوم ارسال شده است.
قاسمی آخر آبان ماه را آخرین مهلت ارسال آثار اعلام و خاطرنشان کرد: این جشنواره در دو بخش اشعار فارسی و ترکی برگزار شده و شامل بخش موضوع آزاد و بخش ویژه با محوریت “تبریز” خواهد بود.
وی با بیان اینکه شاعران می توانند در هر دو قالب نو و کلاسیک و در تمامی موضوعات در این جشنواره شرکت کنند، یادآور شد: هر شاعر می تواند در 24 قالب و موضوع نسبت به ارسال اثر اقدام کند.
مدیرعامل سازمان فرهنگی هنری شهرداری تبریز از همکاری خانه شاعران تبریز و برخی از سازمان های فرهنگی در برگزاری جشنواره خط سوم خبر داد و عنوان کرد: متاسفانه کلانشهر تبریز طی سالهای اخیر از نظر فعالیت های فرهنگی افت بسیاری داشته و دلیل آن عدم توجه مسئولان به حوزه فرهنگ بوده است.
وی ادامه داد: امروزه فعالیت های فرهنگی در تبریز به یک پز تبدیل شده و افراد و سازمانها توجه به امور فرهنگی را نه بر اساس نیاز بلکه نوعی ژست تلقی می کنند.
ناظمی در مورد اهداف برگزاری جشنواره شعر خط سوم نیز بیان داشت: در طول سالیان گذشته جشنواره ای در این سطح در حوزه اشعار ترکی آذری در ایران برگزار نشده بود بر همین اساس این جشنواره مکانی برای سنجش و ارتقای آثار ترکی در کشور محسوب می شود.
وی خاطرنشان کرد: شهر تبریز به عنوان پایتخت فرهنگی ترکی آذری از این پس همه ساله میزبان این جشنواره خواهد بود.
غلامرضا رزمی، دبیر جشنواره شعر خط سوم نیز درباره این جشنواره اظهار داشت: تاکنون تعداد 600 اثر به دبیرخانه جشنواره ارسال شده که انتظار می رود تا پایان مهلت مقرر، تعداد آثار ارسالی به یک هزار مورد برسد.
وی همچنین یادآور شد: تاکنون 254 شاعر آثار خود را ارسال کرده اند که از این بین 250 نفر از شعرای داخلی بوده و چهار نفر نیز از شاعران کشورهای خارجی هستند.
رزمی ادامه داد: در بخش اشعار فارسی شهرهای تهران، تبریز و شیراز و در بخش ترکی نیز تبریز، تهران، زنجان و اردبیل بیشترین شرکت کننده را داشته اند.
وی بیان داشت: تاکنون 60 شهر در بخش فارسی شرکت کرده و 12 شهر در بخش ترکی حضور یافته اند.
کلام آخر: با چند جشنواره و فيلم و نشريه نبايد حق تعيين سرنوشت را فروخت.
پ.ک.ک تهدید کرد:
اگر تورکیه عملیات نظامی علیه ما انجام دهد
تورکمن های عراق را قتل عام می کنیم!
پ.ک.ک که از عملیات نظامی ترکیه بر علیه آنها در عراق هراسان است ضمن انتشار اطلاعیه ای با نشانه گرفتن ترکمن های عراق تهدید به مقابله به مثل کرد! در این بیانیه، گروه تروریستی پ.ک.ک تهدید کرده است در صورتی مداخله نظامی ترکیه در شمال عراق، ترکمنهای عراق، بویژه اعضای حزب "جبهه ترکمن های عراق" را خواهند کشت!
سعادت الدین ارگچ، رئیس جبهه ترکمنهای عراق در پاسخ به این اطلاعیه که در بعضی جاده ها پخش شده و از طریق پست به برخی منازل ارسال شده است گفت: " این اولین تهدید آنها نیست، از تهدیدها نمی ترسیم"
سعادت الدین ارگچ که تأکید می کرد موضوع را به مقامات عراقی و آمریکائی اطلاع داده است ادامه داد:" آمریکائی ها از این موضوع خبر دارند. در این زمینه باید پاسخگو نیز باشند. مسئولان این قضیه خود باید پاسخگوی این گونه رویدادها باشند. وظیفه گروه های تروریستی چیزی جز ایجاد و انجام ترور نیست"
این اطلاعیه با همکاری پیشمرگه های کرد(وابسته به آقای بارزانی) در شهرهای ترکمن نشین عراق بویژه تلعفر، موصل، توز خورماتو، آلتین کوپرو و سایر شهرهای با ترکیب نژادی ترکمن ارسال شده است. گفته می شود در ارسال این اطلاعیه اتحادیه میهنی کردستان عراق (جلال طالبانی) ، حزب دموکراتیک کردستان(جلال بارزانی) و اتحادیه میهن دوستان کردستان نیز دست داشته اند.
در بخشی از این اطلاعیه پ.ک.ک آمده است: " از امروز برای حمله به تمامی منافع تورانیان (ترک ها) حاضر باشید. با استفاده از هر نوع سلاح، با سوزاندن اجساد آنان باید حقوق گرفته شده مان را پس بگیریم. به الاغ های جبهه ترکمن های عراق نیز می گوییم، به خوبی آویزه گوشهایتان کنید، در صورتی که ترکیه وارد شمال عراق شود انتقاممان را از شما خواهیم گرفت!"
قطعه تاریخی در ربع رشیدی تبریز کشف شده است
میللی شورا- چهار شنبه23 آبان ماه: ایسنا: ميراث فرهنگي سرپرست كاوش ربع رشيدي تبريز از كشف چهار هزار قطعه كاشي مربوط به دوران ايلخاني در اين محوطهي باستاني خبر داد. لاله روحانگيز با اعلام اين مطلب افزود: اين كاشيها در كنار يكي از برجهاي مربوط به دوران صفوي در محدودهي مجتمع ربع رشيدي كشف شدهاند؛ ولي متاسفانه كاوش در اين منطقه كه خارج از قلعهي صفوي بود، متوقف شده است.
وي همچنين به كشف دو سنگ قبر مربوط به سالهاي 711 و 742 هجري قمري در برج اصلي قلعهي رشيديه اشاره كرد و گفت: كاوشهاي صورتگرفته حاكي از آناند كه اين بنا برخلاف تصورات مردم به دورهي صفويان مربوط است و بعد از مجتمع ربع رشيدي در سال 698 هجري قمري بهنام قلعهي رشيديه بنا شده است.
مجتمع ربع رشيدي در اوايل قرن هشتم هجري قمري در دوران ايلخاني توسط رشيدالدين فضلالله ساخته شده است. ربع رشيدي شهري علمي داراي هزاران دانشجو و صدها استاد و دانشمند از نقاط مختلف جهان با كتابخانهاي شامل هزاران جلد كتاب بوده است. اين بنا در شمال شرقي تبريز واقع شده و در سال 1354 در فهرست آثار ملي ثبت شده است.
چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386
قربانیان قره باغ

چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386
....و این هم تربت و نزاکت مدعیان تمدن
| یکشنبه 20 آبان1386 ساعت: 23:39 | توسط:ناصر | |||
|
البته جانور بی ارزش و ترک خری مثل تو بهتر از این نمیتواند به فخر ایرانیان اینگونه توهین کند زیرا تو ایرانی نیستی بلکه یک ترک خر بی اصل و نسب هستی که حتی جد خر خود را هم بیاد نمی آوری و همصدا با امریکا و فیلم 300 میبایست برای وطن کذائی خود که همان توران مزهک و ترکیه حاضر میباشد پارس کنی تو هم وطن جانورانی هستی که در ترکیه برای گذران زندگی ننگین خود به فروش زنان خود به امریکائیان افتخار میکنید و زبان و مسلک مشخصی ندارید پس در مورد پادشاه ایران کوروش کبیر یاوه گوئی نکن ترک خر بی مذهب لیاقت تو همان خر خالی هم شهری کثیف و قاتل تو میباشد. سک پدر بی مادر بی همه چیز | ||||
| وب سایت پست الکترونیک | ||||
چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386
پاسخ به جناب دانشجوی دکتری تاریخ5
|
چهارشنبه 23 آبان1386 ساعت: 3:15 |
توسط:علی رضا - نور آباد فارس | |||
|
سلام دوست عزیزم من واقعاً تعجب می کنم که شما مطالبات ملی را با تعصبات مذهبی و دینی اشتباه می گیرید این را بدان که حساب مطالبات ملی با تعصبات مذهبی و دینی جداست، اصلاً چرا شما مطالبات ملی را با " القاعده" یکی می پندارید پس باید مبارزه ی شما را هم در راه رسیدن به مطالبات ملی مثل القاعده تروریستی بپنداریم. القاعده یک گروه تندرو مذهبی می باشد که به خاطر اشغال بیگانگان ؛ مخصوصاً آمریکا و انگلیس وارد عرصه عمل شده اند. اصلاً عملکرد القاعده با مطالبات ملی کُردها در ترکیه و ترکهای آذری در ایران کاملاً فرق می کند؛ یعنی القاعده برای رسیدن به اهدافش به غیرنظامیان هم رحم نمی کند تازه القاعده حد و مرز و ملت و دولتی را نمی شناسد هرجا دست به عملیات خشونت آمیز خود می زند ولی اقدامات کُردهای ترکیه چی؟ کُردها فقط در محدوده ی جغرافیایی اصلی خود یعنی کُردستان دست به عملیات می زنند آنهم به خاطر رسیدن به حقوق از دست رفته ی نژادی و ملی و فرهنگی و زبانی خود که واقعاً حسی انسانی و الهی می باشد در حالی که اهداف القاعده عملی تروریستی و غیر انسانی می باشد؛ زیرا خداوند متعال اصلاً در قرآن نفرموده که خودت را به خاطر اسلام به بمبی متصل کن و خود را در میان مردم کوچه و بازار منفجر کن و غیر از خودت اطرافیانت را از زن و کودک و خردسال هم از بین ببر، ولی در قرآن آمده که اگر دشمن یا هر کسی به حق و حقوق تو تجاوز نمود از خود دفاع کن. کُردها در ترکیه هم در واقع از خود دفاع می کنند نه اینکه به شهرهای ترک نشین بروند و مردم عادی را بکشند ولی در عوض می بینیم که ترکهای نژاد پرست به شهرهای کُردنشین می آیند و دست به خشونت می زنند.تازه به اینهم اکتفا نمی کنند در شهرهای اروپایی بالاخص آلمان هم به کُردها هجوم می برند و آنها را می کشند و مورد ضرب و شتم قرار می دهند. کشته شدن کُردی در روسیه به دست ترکهای نژاد پرست در همین چند روز اخیر نشانه ای از این واقعیت است آیا این اقدام ترکهای نژاد پرست آنهم در کشورهای دیگر عملی تروریستی نیست؟ | ||||
بیزیم سولدوز - دوست محترم منظور من شیوه برخورد با مسئله است نه مکتب و ایدئو لوژی مشترک بین این دو گروه. پ.ک.ک و پژاک درست از همان وسیله ای استفاده میکند که القاعده از ان برای ایجاد جو وحشت بهره میگیرد واین تروریسم لجام گسیخته کورد محکوم است.
جناب علی رضا مبارزه ی ما در راه رسیدن به مطالبات ملی دموکراتیک ترین نوع مبارزه در تمام خاورمیانه است. شیوه مبارزه ما کاملا مدنی و مسالمت امیز است و قابل مقایسه با القاعده و تروریسم کورد نیست.اگر قصد قیاس حرکت ملی اذربایجان با گروههای مبارز را داشته باشید من بشما مبارزات ضد اپارتاید افریقای جنوبی را بیشنهاد میکنم .
میگویید القاعده یک گروه تندرو مذهبی می باشد که به خاطر اشغال بیگانگان ؛ مخصوصاً آمریکا و انگلیس وارد عرصه عمل شده اند. جناب علی رضا برداشت شما از مسئله تروریسم کورد نیز مثل همین جمله شما معکوس است.اولا بعد از حمله القائده امریکا و انگلیس عراق وافغانستان را اشغال کردند نه عکس ان که شما میگویید. در ثانی تورکها نیز بس از حملات تروریستها از موضع تدافعی با جنایتکاران برخورد میکنند. ثالثا مگر این تروریستها به غیر نظامیان بخصوص کوردها مخالف ترور رحم میکنند.اصلا شما نمیدانید و یا میخواهید بدانید که علت اصلی بروز شدن مسئله مبارزه با تروریستها در همین یکماه گذشته در تورکیه حمله پ.ک.ک به یک کاروان عروسی که یک روستای کردنشین به روستای دیگر در حال تردد بودند که در نتیجه ان ۱۲ غیر نظامی کورد باز هم تکرار میکنم کورد توسط تروریستها قتل عام شدند. دوست محترم مگر پژاک حد و مرزی میشناسد که اگر چنین بود و برای کردستان مبارزه میکرد حملات خود را در انجا و کرمانشاه انجام میداد نه در اذربایجان ما.
ضمنا بحث کتاب مقدس را بمیان نیاورده افکار و اعمال شوینیسی خود را با ان توجیه نکنید که همزبانان و هم نژادان حاکم شما به اندازه کافی انرا از اقدسیت انداخته اند.
| چهارشنبه 23 آبان1386 ساعت: 10:53 | توسط:آیدا | |||
|
من می دانستم که فارسهای فاشیست از کوردهای تروریست حمایت می کنند ما ترکها باید هوشیار باشیم واز فارسها بیشتر حساب ببریم تا کوردها - فارسها از اول هم پنهانی کوردها را علیه ما تحریک می کردند ما باید درس درستی به فارسها و کوردها بدهیم فارسها مثل کوردها آریایی هستند پس دشمن سرسخت تورکها هستند 7 سال پیش "علی رضا " استاد دانشگاه ما بوده می شناسمش ایشان اسمشان علی فامیلیشان رضا می باشد من می دانم این چه جرثومه ای است این مرد واقعاَ مزخرفی است در دانشگاه همیشه به تورکها مرتب توهین می کرد و هیچ مسوولی جلوش را نمی گرفت با کوردها خیلی صمیمی بود و با تورکها همیشه جر و بحث می کرد و همیشه از کوردها دفاع می کرد این مرد خودش وحشی و بی تمدن می باشد او از ترس خانمش که کورد می باشد از کوردها اینطور دفاع می کند و کوردها را با تمدن معرفی می کند یادم هست که در دانشگاه اکثر تورکها را در درسش می انداخت ولی در عوض در نمره دادن به کوردها کاملاَ ارفاق می کرد من نمی دانم این مردیکه خر چطور با این کوردهای تروریست همدست شده و ما را متهم می کند این مردیکه حالا دو سال است که به خارج فرار کرده و در ایران نیست بگذار گورش را گم کند این که خدمتگذار مملکت نبود این مردیکه همانی است که علناَ از جمهوری اسلامی علیه تورکها حمایت می کند و به فکر حفظ تمامیت ارضی کشور است | ||||
چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386
هشدار نهادهای حکومتی به رژیم آپارتاید
امام جمعه لبنانی الاصل اردبیل به صراحت اعتراف کرد:
در آینده نزدیک زبان آذری نماد مخالفت با
نظام خواهد شد

در دفاع از زبان مادریمان روزی خواهد رسید که مادران
آذربایجان، عمامه های تزویر را بر سر فاشیستها خواهند کوبید
میللی شورا- سه شنبه 22 آبان ماه: مهر: سید حسن عاملی نماینده ولی فقیه و امام جمعه اردبیل درهمایش ملی اتحاد ملی راهبردها و سیاستها با موضوع لزوم تصحیح سیاستهای غلط در مورد قومیت ها سخنان مهمی را در خصوص وضعیت قومیتها ایراد کرد.
امام جمعه اردبیل گفت : " استراتژی سکوت " در برابر قومیت ها دیگر پاسخگو نیست و اشتباهات صداو سیما یکی از دلایل عمده بروز حساسیت های قومی در کشور است.
به گزارش خبرنگار مهر ، حجت الاسلام سید حسن عاملی نماینده ولی فقیه و امام جمعه اردبیل درهمایش ملی اتحاد ملی راهبردها و سیاستها با موضوع لزوم تصحیح سیاستهای غلط در مورد قومیت ها به ایراد سخنرانی پرداخت.
وی با اشاره به اینکه گسترش و تثبیت مکتب اهل بیت بر دوش دو قومیت آذری و فارس بوده است گفت: اگر تفرقه بین این دو قوم ایجاد شود باید فاتحه تشیع را خواند .
وی با انتقاد از سیاست فعلی در برابر قومیت ها گفت: " استراتژی سکوت " در برابر قومیت ها دیگر پاسخگو نیست و اشتباهات صداو سیما یکی از دلایل بروز حساسیت های قومی در کشور است.
عاملی با تاکید بر لزوم تبیین و تبلیغ بخشهایی از تاریخ کشورمان بخصوص جنگ ایران و روس و جنگ ایران و عثمانی ، عدم توجه به این واقعیت های تاریخی را عامل اصلی سو استفاده عناصر افراطی و تجزیه طلب معرفی کرد و گفت: اجابت خواسته های قومی نباید به عنوان عامل واگرایی شناخته شود.
نماینده ولی فقیه با اشاره به تحرکات برخی کشورهای منطقه نسبت به فرهنگ ملی ایران گفت: با تشکیل فرهنگستان زبانهای محلی و تدریس زبان های محلی می توان جلوی بسیاری از این سو استفاده ها را گرفت.
امام جمعه اردبیل با اشاره به اینکه زبان آذری کارکرد دینی و مرثیه ای در قوم شیعه دارد گفت: تقویت زبان آذری تقویت تشیع است.
به گزارش خبرنگار مهر ،سخنان امام جمعه اردبیل که با استقبال و تشویق حضار مواجه بود چنین ادامه یافت: اگر وضعیت به گونه فعلی پیش رود در آینده ای نزدیک زبان آذری نماد مخالفت با نظام خواهد شد.
وی تاکید کرد: من اشتباهات صدا و سیما در زمینه اقوام را مرتبا یادداشت و به رهبری گزارش می کنم.
عاملی که خود را غیر آذری و وابسته به طایفه معرف جبل عامل لبنان معرفی کرد ، گفت: ما باید سیاست صفویه را ادامه دهیم که این نکته هم مورد تاکید آقای هاشمی رفسنجانی قرار گرفته است.
وی تاکید کرد: الان در مدارس و دانشگاههای آذربایجان علی رغم بخشنامه های رسمی دروس به زبان ترکی تدریس می شود که بهتر است این مسئله از حالت ممنوعیت در بیاید و تدریس به زبان ترکی آزاد شود.
نماینده ولی فقیه به نقل از استالین دیکتاتور شوروی گفت: تغییر حروف در قفقاز از انقلاب کمونیستی هم مهمتر بود و امروز کشوری مثل آذربایجان و ترکیه با تغییر زبان و حروف رسمی خود بین هویت امروز و دیروز خود فاصله انداخته اند.
عاملی با بیان اینکه ترکیه می خواهد عثمانی نوین شود گفت: بی شک زبان فارسی شانش بالاتر از آن است که با تقویت زبان های محلی تضعیف شود.
وی در پایان سخنان خویش هند و سوئد را از نمونه های موفق اتحاد ملی توصیف کرد.
چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386
پخش بيانيه هاي كميته مردمي دفاع از غرب آذربايجان

در اعتراض به سخنان " خديجه منصوري" عضو غير منتخب شوراي شهر اورميه و يكي از طرفداران گروه تروريستي PKK كه در دو هفته نامه " هاوار" چاپ سنندج درج شده بود، كميته مردمي دفاع از غرب آذربايجان با انتشار بيانيه اي سخنان اين حامي تروريست ها محكوم نمود. اين بيانيه كه متن آن در زير آمده است بصورت گسترده در بين مردم غرب آذربايجان پخش گرديد. كميته مردمي دفاع از غرب آذربايجان از هواداران كميته و فعالين حركت ملي مي خواهد كه با تكثير و پخش اين بيانيه كميته مردمي دفاع از غرب آذربايجان را ياري رسانند.
بیانیه کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان در رابطه با سخنان اخیر خدیجه منصوری عضو غیر منتخب شورای شهر اورمیه
ملت شریف آذربایجان
مردم آگاه غرب آذربایجان
آن گونه که مستحضر هستید، گروه های تروریستی کرد و حامیان داخلی آن ها مدت های مدیدی است که در پی اجرایی کردن نقشه شوم اشغال اراضی غرب آذربایجان می باشند. اجداد و پیشوایان این تروریست ها 80 سال قبل و بعد از فجایع جیلولوق در غرب آذربایجان تلاش بسیاری کردند که با زور اسلحه و با قتل عام انسان های بی گناه در شهرهای اورمو،سلماس،ماکی،خوی و... به مراد دل خویش برسند، ولی پایداری و مقاومت مردم مظلوم منطقه در دفاع از مام میهن و نوامیس خویش و یاری ارتش تورک عثمانی توطئه اسماعیل سیمکو را عقیم گذاشت.
بعد از سقوط رژیم شوونیستی و فاشیستی پهلوی در سال 1357 بار دیگر مار زخم خورد و زهر آلود تروریسم کرد به حرکت در آمده و این بار به رهبری حزب دمکرات کردستان تلاش کرد که با استفاده از فضای نا بسامان آن روزها آرزوهای به گور رفته رهبرانشان را جامه عمل بپوشانند، در نتیجه سولدوز قهرمان، اورمیه و روستاهای اطراف اورمیه با خون زنان و کودکان بی گناه رنگین شد. این بار نیز غیرت ملی تورک آذربایجانی مانع از آن شد که قاسملو و دیگر سران تروریست به اهداف خود برسند.
با شکست سیاسی و نظامی تروریست ها در منطقه غرب آذربایجان، رهبران گروه های تروریستی کرد با تغییر استنراتژی و تاکتیک اشغال آرام و استحاله نرم منطقه را در راس برنامه خود قرار دادند. آن ها با استفاده ابزاری از مهاجرین کرد منطقه و با تکیه به پول های غیر مشروع حاصل از قاچاق مواد مخدر،انسان، فحشا، اسلحه و... به خرید اراضی غرب آذربایجان مشغول گردیده و حمایت های ابزاری های شوونیسم فارس از این گروه ها برای پیشبرد اهداف خود ، موفقیت چشمگیری را نصیب گروه های تروریستی کرد.
در راستای این سیاست سیل مهاجرین کرد به غرب آذربایجان در چند سال گذشته به یکباره فزونی گرفت و نا امنی های اجتماعی و تضاد های فرهنگی در غرب آذربایجان نمود عینی پیدا کرد. امروز روح تروریستی و جنایتکار سیمکوها،قاسملو ها، شرفکندی ها در پیکرمسعود بارزانی ها، جلال طالبانی ها، عیدالله اوجالان ها،جمیل بایک ها،کارا ایلان ها،عبدالرحمان حاج احمدی ها،مصطفی هجری ها و... ظهور پیدا کرده است و بار دیگر مردم منطقه غرب آذربایجان ، مردم جنوب کشور تورکیه، مردم تورک اربیل و کرکوک گرفتار تروریست ها جدید شده اند. حامیان داخلی این تروریست ها نیز با سو استفاده از منابع اقتصادی ملت آذربایجان تلاش دارند که در ارکان سیاسی منطقه جای گرفته و به عنوان نیروی سیاسی مطرح معرفی شوند. با کمال تاسف در پی غفلت مردم تورک غرب آذربایجان که ناشی از فشارها و نارضایتی های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی ، اجتماعی مردم از حاکمیت مرکز است زمینه مساعدی برای عرض اندام سیاسی عو.امل تروریستی پدید آورده است.
خدیجه منصوری ، شهره شیرزاد( نوه اسماعیل سیمکو)، عابد فتاحی و... از جمله افرادی هستند که علنا و عملا به طرفداری و حمایت از گروه تروریتسی پ ک ک می پردازند( مصاحبه ها، سخنرانی ها، تبلیغات و عملکرد آن ها گویای مسئله است) و سیاست تئوریزه شده از سوی این گروه تروریستی را پیش می برند. در این گیر و دار شوونیسم فارس نیز سرمست از این مسئله برای خنثی نمودن جریان هویت طلبی ملت آذربایجان و حرکت ملی پنهانی و آشکارا حمایت خود را از این افراد دریغ نمی کند.
حامیان داخلی گروه های تروریستی بر این باورند که می توانند نقش سیاسی حزب تروریستی د. ت . پ ( دمکراتیک توپلوم پارتیسی – بازوی سیاسی پ ک ک در تورکیه) بازی کرده و در منطقه غرب آذربایجان به عنوان شاخه سیاسی گروه های تروریستی کرد فعالیت نمایند. این حامیان گروه های تروریستی از خلا موجود در انتخابات ناشی از عدم مشارکت مردم تورک غرب آذربایجان استفاده کرده و سعی در تثبیت سیاسی و اجتماعی خود را دارند و شنیده ها حاکی از آن است که افراد جدیدی را برای انتخابات 24 اسفند مجلس آماده نموده و جلسات مختلفی نیز برگزار کرده اند. این افراد با استفاده از جراید و تریبون های به ظاهر قانونی اندیشه های تروریستی خود را بسط داده و از نشر و چاپ ادعا های ارضی خود بر منطقه غرب آذربایجان ابایی ندارند.
خدیجه منصوری عضو غیر منتخب شورای شهر اورمیه در مصاحبه ای که در شماره 19 آبان دو هفته نامه هاورا چاپ سنندج داشت صراحتا غرب آذربایجان را منطقه کردستان شمالی ایران عنوان نموده و مرز آن را از اورمیه تا ماکو معرفی می نماید.
مردم آگاه آذربایجان:
کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان بر اساس رسالت ملی و بر حسب وظیفه نامه های هشدار آمیزی به دفتر نشریه هاوار و دفتر خدیجه منصوری ارسال و در مورد این گونه حرکات و گفتار به آنها اولتیماتم داده است و بار دیگر اعلام می دارد که تحرکات حامیان گروه های تروریستی کرد را که منطقه غرب آذربایجان را تهدید می کنند تحمل نخواهد کرد، ولی جا دارد مردم تورک غرب آذربایجان و ملت بزرگ آذربایجان آگاهی و هوشیاری خود را در مورد فعالیت های به ظاهر دمکراتیک ولی کاملا هدفدار و تروریتسی مآبانه عوامل طرفدار گروه های تروریستی کرد حفظ نمایند. مطمئنا آمادگی و حمایت های ملت آذربایجان از فعالین حرکت ملی و کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان نقشه و سیاست های گروه های تروریستی را به هم خواهد ریخت.
کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان
22 / 8 / 86
ارسال نامه هاي هاي هشدار آميز به حاميان گروه هاي تروريستي
كميته مردمي دفاع از غرب آذربايجان در راستاي مسئوليت ملي خود در دفاع از هويت ملي و اراضي تاريخي آذربايجان در پي چاپ سخنان هدفدار "خديجه منصوري" در دو هفته نامه " هاوار" با ارسال نامه هاي هشدار آميزيي به حاميان گروه هاي تروريستي اخطار داد.
متون نامه هاي ارسالي كميته مردمي دفاع از غرب آذربايجان به دفاتر " خديجه منصوري" و دو هفته نامه " هاوار"و"شورای شهراورمیه"
هشدار
خانم خدیجه منصوری، عضو غیر منتخب شورای اسلامی شهر اورمیه
مطالب غیر واقع و توهین آمیز شما در مورد اراضی تاریخی غرب آذربایجان، مندرج در دوهفته نامه "هاوار" و سایر سخنرانی هایتان، موید این مسئله است که شما بلند گوی گروه های تروریستی کرد فعال در غرب آذربایجان هستید و تلاش دارید آرزوهای پوسیده گروه های تروریستی کرد را در مورد اشغال اراضی تاریخی آذربایجان از تریبون های رسمی وجاهت بخشیده و تثبیت نماید. ما به شما و سایر رهبران گروه های تروریستی و طرفداران این گروه های تروریستی که دستشان به خون انسان های بی گناه تورک آلوده است هشدار می دهیم که، ملت آذربایجان و فعالین حرکت ملی آذربایجان چشم دوزی به اراضی ملی خود را تحمل نخواهد کرد. یقین داشته باشید که زمان یاغی گری سرکار خانم محترم و گروه های تروریستی کرد و طرفداران آنها که غرب آذربایجان را با عملیات های تروریستی خود به نا امنی کشیده اند سپری گردیده است و شما و آنانی که در رکاب گروه های تروریستی به ریختن خون انسان های بی گناه و اشغال اراضی تاریخی ملت آذربایجان مشغول هستند، جواب گوی کردار ناپسند و تروریستی خود خواهید بود. بهتر آن است که در مورد گفته هایتان از محضر ملت آذربایجان عفو بطلبید.
کمیته مردمی دفاع غرب آذربایجان
22 / 8 / 86
آقای سید هاشم هدایتی، صاحب امتیاز و مدیر مسئول دو هفته نامه "هاوار"
درج مصاحبه هدفدار و تحریک آلود "خدیجه منصوری" عضو شورای اسلامی شهر اورمیه در شماره 38 - شنبه 19 آبان 1386 آن دو هفته نامه که مملو از تحریف واقعیت ها در مورد اراضی تاریخی و ترکیب جمعیتی منطقه غرب آذربایجان بود، موجی از نارضایتی را در بین مردم ترک غرب آذربایجان بر انگیخته است. خانم خدیجه منصوری که بواسطه عدم مشارکت گسترده مردم ترک اورمیه در انتخابات شورا ها( به دلیل نارضایتی های از وضع موجود) توانسته است با رای اقلیت کرد های ساکن غرب آذربایجان به شورا راه یابد بدون توجه به احساسات مردم ترک غرب آذربایجان در دفاع از هویت ملی و اراضی تاریخی شان، با استفاده از تریبون آن جریده در جسارتی نابخشودنی انگشت به نقطه حساس مردم ترک غرب آذربایجان نهاده است. متاسفانه آن گونه که از سوالات خبرنگار هاوار" بارام شنویی" و مطالب مندرج در شماره های قبلی نشریه هاوار بر می آید نشریه شما رسالت مطبوعاتی خود را فراموش کرده و همصدا با گروه های تروریستی که مالیخولیای کردستان بزرگ را در سر می پروانند بر طبل دست اندازی به اراضی تاریخی غرب آذربایجان می زنید و تبدیل به تریبون این گروه های تروریستی شده اید. کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان مکررا در بیانیه های خود تاکید کرده است که اقلیت کرد ساکن غرب آذربایجان که اکثرا از نقاط مختلف به شهرهای غرب آذربایجان مهاجرت کرده اند فارغ از مذهب و نژاد به عنوان انسان مورد احترام و مهمان ملت آذربایجان بوده و هستند، ولی با کمال تاسف تحرکات بو دار گروه های تروریستی و هواداران داخلی آن ها در چشم طمع داشتن به اراضی تاریخی آذربایجان ملت آذربایجان را مجبور به جبهه گیری خواهد نمود و این گونه تحرکات نتیجه ای جز ضربه زدن به زندگی آرام اقلیت کرد ساکن غرب آذربایجان نخواهد داشت.
کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان به عنوان یکی از تشکل های مدافع هویت ملی و اراضی تاریخی ملت آذربایجان به تمام گروه های تروریستی و هواداران داخلی آنها که سیاست های مالیخولیایی آن ها را نوشخوار می کنند هشدار می دهد وجو آنها را به هیچ عنوان تحمل نخواهد کرد.
کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان از دست اندرکاران دوهفته نامه هاوار نیز هشدار می دهد که از رسالت مطبوعاتی و انسانی خود عدول نکرده و ملعبه دست گروه های تروریستی نشده و تنها مدافع حقوق قانونی و انسانی کرد ها باشد.
کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان
21 / 8 / 86



به گزارش مهر، طی درخواست سازمان بین المللی یونسکو برای معرفی سفیر ایران در امور ورزش یونسکو، معاونت تربیت بدنی مجلس طی نامه ای به فدراسیون فوتبال خواستار معرفی نماینده ای برای حضور در یونسکو شده است .
برهمین اساس فدراسیون فوتبال با توجه به سوابق درخشان و افتخارات بین المللی علی دایی در سطح فوتبال جهان وی را به عنوان نماینده ورزش ایران به یونسکو معرفی خواهد کرد.
قرار است از سوی فدراسیون فوتبال سوابق و افتخارات علی دایی درتیم ملی فوتبال ایران برای بخش ورزش سازمان بین المللی یونسکو به مقر دائمی این سازمان در پاریس فرانسه ارسال شود.
یونسکو یکی از سازمان های فرهنگی - آموزشی وابسته به سازمان ملل است که در زمینه مسائل ترویج مسائل فرهنگی درسطح بین المللی فعالیت می کند.
با همت شوونیسم فارس ، رصدخانه ی مراغه هم ویران می شود .
رصدخانه ی مراغه دیگر چیزی جز علف های هرز و تپه ای بدون امکانات نیست . نماینده ی مراغه با استناد به نامگذاری سال 2008 از طرف یونسکو به اسم سال رصدخانه ی مراغه ، از بی توجهی صورت گرفته از سوی مسئولان میراث فرهنگی به این اثر تاریخی گلایه کرد . مصطفی سید هاشمی گفت : در حالی که خارجی ها اهمیت ویژه ای به رصدخانه قائل شده اند متاسفانه به دلیل نبود اعتبارات کافی در اداره ی میراث فرهنگی مراغه این رصدخانه به جز علفهای هرز و تپه ای بدون امکانات گردشگری چیز دیگری نیست . وی با بیان این که تاکنون هیچ قدمی برای بهبود شرایط این اثر تاریخی صورت نگرفته گفت : یکی از مهمترین آثار تاریخی به جا مانده از دوره ی زرتشتیان در حال حاضر به مخروبه تبدیل شده است . به گفته ی نماینده ی مراغه علاوه بر آنها غار کبوتر هم به عنوان یکی از جاذبه های گردشگری مطرح هیچگونه زیرساخت گردشگری را دارا نمی باشد حال آن که تنها یک نمونه ی دیگر از آن در کالیفرنیا وجود دارد . هاشمی همچنین از مسئولان اداره ی میراث فرهنگی مراغه به خاطر بلاتکلیف بودن مسجد تاریخی خیابان جام جم انتقاد نمود .
آذربایجان اویرنجی حرکاتی - ماراغا
پس از درج اخباري مبني بر فروش دندانهاي سههزار ساله فردي متعلق به ماقبل تاريخ كه در مراغه كشف شده بود، اخبار تكميلي از سازمان محيط زيست اين شهر، حاكي از آن است كه اين دندانها در اين سازمان و در بخش فسيلشناسي آن نگهداري ميشوند.
يكي از كارشناسان سازمان محيط زيست مراغه گفت: اين دندانها در بخش فسيلشناسي كه بنا بر قانون، مسئوليت نگهداري آثار باستاني فسيلي را بر عهده دارد، نگهداري ميشود.
وي افزود: موزههاي تنوع زيست ديرينه و تاريخ طبيعي، مسئوليت نگهداري اين فسيلها و آثار باستاني و تاريخي را بر عهده دارند.
اين كارشناس محيط زيست مراغه همچنين گفت: اخبار فروش اين سه دندان از سوي برخي در ميراث فرهنگي به غلط در اختيار برخي از مسئولان قرار گرفته بود، حال آنكه كشف و نگهداري و مطالعات درباره آنها، هيچ ارتباطي به آنها نداشته و ندارد.
چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386
زمانیکه منطق گم شود.
| چهارشنبه 23 آبان1386 ساعت: 3:50 | توسط:علی رضا - نور آباد فارس | |||
|
چیه جوجه تو هم اظهار وجود می کنی تو مگر نمی دانی هر کسی در اوان کودکی خصلتهای مخصوص به خود را دارد و این را به حساب ملت متمدنی مثل فارس بشمار میاور - اصلاَ تو از فرهنگ عظیم فارسها چی بلدی تو باید دهان کثیفت را نگه داری تا کلمه ی مقدسی مثل کوروش کبیر بر زبانت جاری نشود. | ||||
سه شنبه بیست و دوم آبان 1386
نیمکتهای سولدوز مزین به شعارهای ملی گشت
نیمکتهای سولدوز مزین به شعارهای ملی گشت
در مدارس سولدوز هر روزه به تعداد نيمكت هاي از رده خارج افزوده ميشود و مسئولين مدارس كاري بجز كنترل صندلي ها و در و ديوار مدارس و پاكسازي آنها ندارند چراكه همه جا شعارهاي ملي آذربايجان كه بدست محصلين هويت طلب سولدوزي نوشته شده بچشم مي خورد .



آذربایجان اویرنجی حرکاتی- سولدوز
سه شنبه بیست و دوم آبان 1386
پاسخ به جناب دانشجوی دکتری تاریخ4
|
سه شنبه 22 آبان1386 ساعت: 12:5 |
توسط:علی رضا - نور آباد فارس | |||
|
بیزیم سولدوز عزیز اولاَ بهم بگو چرا بقیه ی اظهاراتم را نیاورده ای این خود جای سوال است؟ در ضمن باز هم پافشاری نموده ای که من دکتری تاریخ هستم که شماره 2 را هم بر آن قید کرده ای در حالی که قبلاَ گفتم من دانشجوی دکتری جمعیت شناسی و کارشناسی ام تاریخ می باشد- شما باید هر کتاب یا مقاله ای بخوانید تا آخرش باید بخوانید، اگر نه خیانت به خود و نویسنده ی مطلب می باشد مگر در مدرسه بهت یاد نداده اند که نتیجه گیری معمولاَ در آخر می باشد پس لطف کن تا آخر مطالبم را بخوان و بر پیشخوان وبلاگت قرار بده - مگه بهت نگفتم اظهارات قبلی ام را هم به نمایش بگذار تو تنها از بخشی از این اظهارات توانسته ای جواب بدهی و از بقیه ی آن عاجز مانده ای آنهم شک بر انگیز- هر وقت شما تمام اظهارات بنده را - چه همین و چه اظهار نظرات پیش- آوردی آنوقت می گویم که شما از واقعیت هراسی ندارید و حاضر به قبول واقعیت هستید. در این پاسخت نکته جالبی برایم روشن نمودی و آن این است که برای اولین بار است که ملتی هویتش را انکار می کند تو پدران و آباء و اجدات را که از قوم مغول و تاتار و چنگیز هستند انکار می کنید- من دانشجویان و استادان ترک زیادی را می شناختم که صراحتاً می گفتند ما از نسل مغول هستیم – مگر چند سال پیش ندیدی که محققان اروپایی و استرالیایی و روسیه اثبات نمودند که از نظر ژنتیکی و سیستم فیزیولوژیکی بدن، ترکها خیلی با مغولان و تاتاریان شباهت دارند که عده ای از آنها هنوز هم در کشورهای تازه استقلال یافته ی شوروی زندگی می کنند حتی دولت ترکیه در همان سال صراحتاً در مجمع کنفرانس کشورهای تاجیکستان، گرجستان – مغولستان، ترکمنستان و چین به وزیر امورخارجه ی مغولستان حقیقت اثبات این مساله را تایید کرد. | ||||
بیزیم سولدوز- اینکه چرا همه نوشتهات را در صفحه اصلی وب نیاورده ام بعلت زیادی متن و کمبود وقت من است .شما چه بخواهید و چه نخواهید به تمام نوشته هایتان خواهم برداخت چرا که فکر میکنم تفکرات دشمنانه شما با ملت ترک و حمایت از تروریسم کورد بیشتر از انکه بنفع کوردها باشد بنفع تورکها و اگاه شدن ما از ماهیت دشمنان ماست. در مورد مغول وتاتار و چنگیز باید به جنابعالی عرض کنم که مشکل شما در عدم اگاهیتان از تورک و تاریخ ان است.تاتارها تیره ای از تورکها هستند که روزگاری کشوری بزرگ و مقتدر از اسیا تا اروپا تشکیل دادند و امروز جمهوری خودمختار تاتارستان روسیه بمرکزیت قازان واقع در شمال دریایه خزر باقیمانده ان دولت- تمدن بزرگ است. اما مغول و چنگیز که می گویید چنگیز شاه مغولها بوده و مغولها طایفه ای جدای از تورکها ولی بشدت تحت تاثیر زبان تورکی بوده و هستند اما تورک نیستند . اگر مغولها انگونه که شما میدانید یا شنیده اید تورک هستند باید متوجه شده باشید سران کشورهای تورکزبان شامل تورکیه-اذربایجانشمالی -ترکمنستان-ازبکستان-قزاقستان و قرقیزستان هر سال یکبار در یکی از پایتختهای این ۶ کشور با هم دیدار میکنند اما مغولستان در بین این کشورها نیست ضمن اینکه جنابعالی باید بدانید که مغولها امبراتوری بزرگتر از انچه کوروش شما بنا کرده بود بنیانگذاشتند و حرف و حدیثهایی که در مغزتان و بهمان اندازه در مغز ما فرو کرده اند دور از واقعیت است مثل اینست که مقتدرترین کشور دنیای امروز یعنی امریکا را وحشی بخوانیم و برای اثبات سخن خود هیروشیما را مثال بزنیم در حالیکه هیروشیما معلول حماقت ژابنی ها و سوختن نیشابور معلول حماقت ساکنان انست.در جنگ گاهی وقتها عقب نشینی عین شجاعت است.
اینکه ۷۰ درصد کلمات مغولی تورکیست نشانه غنی بودن زبان ماست.چند در صد کمتر نیز این زبان در فارس نفوذ کرده است.اگر نمیدانید بهتر است بدانید که زبان تورکی سومین زبان زنده جهان و زبان فارسی لهجه سی و دوم زبان عربی طبق اعلام سازمان یونسکو است.در مورد نژاد هم باید بدانید نژاد خالصی در دنیای امروز وجود ندارد.تاجیکها ی فارس به ازبکهای تورک و مغولها بیشتر شباهت دارند تا فارسهای ایران و همینطور تورکهای اذربایجان به فارسها ایران شبیه تر از تاجیکها و تورکهای ازبک و قزاق و مغولها هستند.
دوست عزیز فارس ایکاش شما هم به اندازه ترکیه کشوری دمکراتیک داشتید که بجای تواب سازی کردهای بریده شده از گروههای تروریستی و تهیه فیلمهای تلویزیونی از انها شرایط لازم برای فعالیت ازاد سیاسی فراهم میکردید. همچون حزب د.ت. پ که اعضا بازگشته و خلع سلاح شده پ.ک.ک انرا تاسیس کردند و در واقع شاخه سیاسی ان گروه است و در اخرین انتخابات بارلمان تورکیه ۲۰ کرسی مجلس را بدست اوردند.اری دوست من تورکها مخالف کرد نستند بلکه با تروریسم مبارزه میکنند ودر اذربایجان نیز کسی مخالف حضور انها نیست اما هرگاه گروهی از ان قوم دست به سلاح میبرد دشمنی و عداوت اغاز میشود.
یاشاسین اذربایجان
سه شنبه بیست و دوم آبان 1386
با حضور قاطع خویش در مراسم بزرگداشت نودو سومین سالروز شهادت سردار بزرگ و
غریب آذربایجان،
شهید ستارخان، سردار ملی
بار دیگر مثل همیشه از حقوق حقه ملت شریف خود سخن خواهیم گفت
.
از قاطبه فرزندان غیور آذربایجان دعوت میشود جای خالی همسنگران مبارز خود
را در این مراسم پر کنند.
مکان: شهرری، صحن طوطی، زمان: پنج شنبه، 24 آبان، ساعت 15
نکات و تذکراتی چند درباره
مراسم سالگرد سردار ملی آذربایجان، شهید ستارخان:
مراسم سالگرد شهید ستارخان به خاطر ویژگیهای خود توانسته است هر سال پرشورتر و قویتر از سال پیش برگزار شود. از جمله این ویژگیها میتوان به: شخصیت والا و بیچون و چرای شهید ستارخان، موقعیت مزار آن شهید اشاره کرد. چرا که مزار آن شهید در داخل صحن بزرگ امام زاده شاه عبدالعظیم واقع است، رفت و آمد آزاد و غیرقابل کنترل زائران در صحن که مصادف با شلوغی حرم و کثرت زائران در عصر پنجشنبه، امکان سرکوب و جلوگیری از مراسم سالگرد شهید ستارخان را از حکومت گرفته است.
طرحی که سال گذشته به ناگاه و در شب پنجشنبه خبرش در رسانههای دولتی درج شد ابتدا فعالان را غافلگیر کرد و عدهای مراسم امسال آن سال را ازدست رفته دانستند چرا که دایهی مهربانتر از مادری پیدا شده بود و به فکر افتاده بود که یادی از سردار مظلوم آذربایجانی، شهید ستارخان بکند و برای جلوگیری از مراسم فعالان حرکت ملی، خود برای آن سردار شهید مراسم سالگرد بهپا دارد. این مراسم دولتی به این خاطر متهم به مصادره است که اولا این مراسم در مکان و زمان سالانه و از پیش تعیینشده توسط فعالان اما این بار توسط مخالفانشان برگزار میشد و دوما: اخبار پیش از برگزاری حرکت از صدا و سیما ج.ا.ا. پخش شد اما هیچ خبر و تصویری پس از برگزاری مراسم شکست خورده در اخبار صدا و سیما و حتی مطبوعات درج نشد.
رژیم برای مصادرهی مراسم سالگرد شهید ستارخان کاملا برنامه ریزی کرده بود و برای کنترل و شناسایی فعالان و پیش گیری از هر گونه تحرک در اطراف مزار شهید ستارخان داربست کشیده بود. دوربینهای قوی فیلمبرداری در چند سوی مراسم آماده چرخیدن و چیدن تصاویر بود و علاوه بر دهها تن از کادرهای اطلاعاتی، جمعی دیگر که شکل و شمایلشان بیشتر به بچهلاتهای محلات پایینشهر تهران شبیه بود تا شرکت کنندگان در مراسم ستارخان، برای درگیریهای احتمالی آمده و آماده بودند. شرکت کنندگان نیز بچههای ?دبیرستان شهید مدرس ناحیه 2 شهر ری? بودند که برای پر کردن فضای مراسم آورده شده بودند. در ضمن برای سخنرانی در مراسم از بسیاری از چهرههای فرهنگی و سیاسی آذربایجانی برای سخنرانی در مراسم دعوت شده بود اما هیچ یک ننگ سخنرانی در یک مراسم مصادرهای را نپذیرفته بودند. تا اینکه آقای تاجزاده نمایندهی موکلستیز تبریز در مجلس، این درخواست را پذیرفته و برای سخنرانی در مراسم آمده بود.
شرکت کنندگان سالانه یعنی دانشجویان و فعالان آذربایجانی، اطراف مراسم دولتی ایستاده و از دور با حسرت نظارهگر برگزاری مراسم مصادره شدهی خویش بودند اما کسی برای شرکت در مراسم، داخل داربستها نمیرفت. ?آخی قورد نه، قفس نه!?
فرصت میگذشت و تصمیمگیری بسیار سخت بود فعالان شرکت کننده نظرات گوناگونی داشتند از جمله مهمترین نظرها:
1. شرکت در مراسم دولتی و سردادن شعار و در واقع تصاحب مراسم مصادره شده؛
2. برگزاری مراسم پس از پایان یافتن مراسم دولتی؛
3. تحصن در داخل حرم حضرت عبدالعظیم؛
4. برگزاری مراسم همزمان اما جدا از مراسم دولتی در جایی دیگر از همان صحن یعنی بر سر مزار شهید شیخ محمد خیابانی.
پس از حدود نیم ساعت رایزنی و همفکری، بالاخره نظر اخیر توسط اکثریت پذیرفته شد. مراسم حقیقی با حرکت هماهنگ شرکت کنندگان آذربایجانی به سوی مزار شهید شیخ محمد خیابانی آغاز شد. حرکتهای هماهنگ که از چارسوی صحن با متانت و شکوه آغاز شد کوس رسوایی سارقان مراسم را نواخت. تأثیر حضور حجت الاسلام عظیمی قدیم در این حماسه مدنی فراموش ناشدنی و عملکرد منسجم و متحادانه همه شرکت کنندگان بهیاد ماندنی است.
ابتکار عمل، قدرت تصمیمگیری و همفکری شرکتکنندگان بار دیگر نبوغ و بلوغ حرکت ملی آذربایجان را به نمایش گذاشت. طنین بلند صلوات و فریاد خروشان تکبیر بر سر مزار نمادین شهید شیخ محمد خیابانی همه چشمها را به آن گوشهی پر ازدحام صحن کشاند. واقعا تماشایی بود، مراسم دولتی باخته بود. در میلههای داربست جز بچههای آن مدرسه دبیرستانی و اندکی دیگر، کسی نمانده بود. چرا که اطلاعاتیها هم برای کنترل مراسم واقعی تله را ترک گفته بودند و به مراسم در حال شروع بر سرمزار شیخ محمد خیابانی پیوسته بودند.! واقعا گریهآور و در عین حال خندهدار بود. چی میخواستند و چی شده بود. تقریبا بر آنها فاجعهای رخ داده بود. و جناب تاجالدینی پشت به همشهریان خود کرده بود و داشت برای بچههای بیخبر پایتخت که نمیدانستند واقعا برای چه به این مراسم آورده شدهاند از مشروطه میگفت.
باری، با شکست خوردن پروژهی اشغال مکان و مصادرهی مراسم سالانهی ستارخان، به نظر میرسد که امسال دماغهای سوخته طرح و تدبیر دیگری برای مراسم اندیشیده باشند. اما چه طرح و تدبیری؟ من که چیزی به ذهنم نمیرسد.
به هر حال دانشجویانی که هر ساله با شرکت در مراسم ،علاقه و محبت خود را به آن شهید غریب و آرمیده دور از وطن ابراز داشته و وظیفه ملی خود را به انجام رساندهاند امسال نیز از سراسر شهرهای آذربایجان در صحن باغ طوطی شاه عبدالعظیم گرد هم خواهند آمد و نام و یاد آن سردار بیهمتا را گرامی خواهند داشت. مراسم امسال ستارخان حداقل به دو دلیل اهمیت بسیاری دارد:
1. تقریبا هیچ مراسم سالانه دیگری جز مراسم ستارخان نمانده است که حکومت از برگزاری آن جلوگیری نکرده باشد. قورولتای سالانه قلعه بابک، روز مشروطه، فاجعه خوجالی، 21 آذر شبستر، سمینارهای گوناگون، نشریهها و ....
2. بسیاری از فعالان شناخته شدهی حرکت ملی در زندان آپارتاید هستند بسیاری از این مبارزان هر سال در این مراسم حضور مییافتند اما امسال واقعا جایشان خالی است. امسال تنها دلشان در آنجا خواهد بود و چشم امیدشان به این مراسم است. این مراسم میتواند تا حدودی بایکوت و سانسورهای خبری را بشکند و دل دوستان دربندمان را شاد کند.
موقعیت حرم حضرت عبدالعظیم امکان رفتار سرکوبگرانه را از نیروهای دولتی گرفته است. چرا که هزاران زائر عصر پنجشنبه راهی حرم شاهعبدالعظیم میشوند و آن حرم شلوغترین روز هفته را میزبانی میکند. و کمترین شلوغی و اغتشاشی میتواند مثل بمب منفجر شود و همه را خبر کند که نیروهای دولتی در حرم شاه عبدالعظیم مراسم ستارخان را به هم زدند و شرکتکنندگان در مراسم را پراکندند و دستگیر کردند و یا اینکه کتک زدند و چه و چه کردند و چه نکردند. و این به معنی خبردار شدن اهالی پایتخت از غربت ستارخان و مظلومیت فعالان حرکت ملی آذربایجان است. یادمان باشد بیشتر همشهریان تهرانی، ترک و آذربایجانی هستند.
احترام و حرمت تاریخی آن حرم شریف نیز اجازه اعمال خشونتبار را از نیروها گرفته است اما به نظر میرسد که با راهی که حکومت در سانسور، سرکوب حرکت ملی گرفته است بخواهد با زیرکی و لطایف الحیلی از برگزاری مراسم جلوگیری کند و یا حداقل با ممانعت از شرکت فعالان شناخته شده، مراسم امسال را کمرنگ کند. از این رو باید کسانی که قصد شرکت در مراسم دارند با رعایت کامل احتیاط خود را به مراسم امسال برسانند و به برگزاری هر چه باشکوهتر مراسم امسال کمک کنند. از این رو نکاتی چند توصیه میشود:
1. با جمع اتوبوسی به شاه عبدالعظیم نیایند. یعنی به گروههای چند نفری به مراسم بیایند. چون در صورت شناسایی احتمال برگردانده شدن اتوبوس وجود دارد. چنانکه چند سال پیش دوستانی که با اتوبوس راهی مراسم ساوونار ملی صفرخان قهرمانیان بودند اتوبوس حامل آنها متوقف و از افراد بازجویی شد.
2. افراد شناخته شده با اتومبیل شخصی خود در مراسم شرکت نکنند. چرا که باز احتمال شناسایی، و تهدید به خوباندن ماشین برای بازگرداندن و ... وجود دارد. چنانکه این رفتار با شرکتکنندگان در مراسم سالانه قلعه بابک صورت میگرفت.
3. کسانی که میتوانند ساعتها پیش از زمان اعلام شده در داخل حرم حضرت شاه عبدالعظیم حضور یابند.
4. احتمال استقرار شناسایی در ورودیهای حرم مطهر به ویژه دروازه ورودی باغ طوطی وجود دارد از اینرو میتوان برای ورود به حرم از درهای مختلف استفاده کرد و همراه با جمعهای دیگر زائرین به زیارت رفت.
5. معمولا در بدو ورود فعالان بر سر مزار شهید ستارخان حاضر شده و به قرائت فاتحه میپردازند. برای جلوگیری از شناخته شدن پیش از شروع مراسم میتوان هنگام حضور سر ساعت تعیین شده نیز به قرائت فاتحه و ادای احترام به روح آن شهید پرداخت. معمولا فرصت خوبی برای زیارت حضرت شاهعبدالعظیم پیش از شروع مراسم وجود دارد.
6. هرچند که در این روزهای پاییز آفتاب زودتر غروب میکند اما تعیین ساعت 3 برای شروع مراسم انتخاب مناسبی است. چرا که آغاز مراسم در ساعات ظهر به خاطر خلوت بودن صحن نسبت به عصر میتواند با موانعی روبرو شود.
7. سعی شود کاملا هماهنگ و همزمان و با جمعهای بیش از 10 نفر سر ساعت 3 به سوی مزار شهید ستارخان حرکت شود. این حرکت بهتر است از داخل حرم چند جای دیگر صورت گیرد تا پیش از شروع مراسم کسی موفق به بازگرداندن، دستگیری و ... شرکت کنندگان در مراسم نشود.
8. کسانی را که به خاطر شناختهشدهتر بودن احتمال دارد به نوعی از شرکت کردنشان در مراسم جلوگیری شود تنها نگذاریم. به ویژه هنگام حرکت به سوی جایگاه برگزاری مراسم.
9. موج دستگیریهای ماههای اخیر نشان میدهد که دستگیریها کاملا گزینشی است و حکومت تنها افرادی را که به نظرش شاخص و تأثیرگزار در حرکت ملی هستند دستگیر میکند تا پشتوانههای تئوریک و چهرهای مؤثر در مدیریت فعالیتها را به بند کشد. و نیز تجربیات سالهای پیش نشان داده است که حکومت دوست ندارد با دستگیری فلهای و دستجمعی مراسم سالگرد شهید ستارخان را برجستهتر کند. اگر دستگیریی هم وجود داشته کاملا حساب شده و عموما پس از برگزاری مراسم برای ضبط اسناد از قبیل فیلم، عکس و ... بوده است. لذا پس از فیلمبرداری و عکسبرداری حلقههای فیلم و عکس را از دوربین خارج کرده و به دست افراد دیگر بسپارید. در صورت امکان برای دوربینهای دیجیتالی و گوشیهای موبایل از رمهای کوچک و جداگانه و متعدد استفاده کنید و مرحله به مرحله بهویژه پس از پایان رسمی مراسم رمها را به دوستی امین بسپارید.
10. برگزاری آرام مراسم یک اصل است. احتمال دارد برای بدنام کردن مراسم کسانی بخواهند با درگیریهای ساختگی مراسم را بههم بزنند. مواظب باشید اولا خود را درگیر این نوع درگیریها ساختگی نکنید و اگر توانستید و لازم بود به آرام شدن طرفین درگیر کمک کنید. در هر دعوایی یکی چهره حق به جانب میگیرد ـ در اینجا یعنی خود را یک فعال دو آتشه آذربایجانی جا میزند ـ ابدا! مبادا که فریب آنها را بخورید. سعی کنید به اعصاب خود مسلط باشید و حتی الامکان کنترل خود را از دست ندهید و شکیبایی و خویشتنداری ورزید.
11. پس از اتمام مراسم آرام و متین همراه جمع حرکت کنید و اگر متوجه شدید که کسی را میخواهند بازداشت کنند با تجمع در اطراف او اجازه این کار را به ماموران ندهید.
به امید دیدار در شهرري، حرم حضرت شاه عبدالعظیم، صحن طوطي
زمان: پنج شنبه، 24 آبان، ساعت 15
سه شنبه بیست و دوم آبان 1386
پس از تحمل 6 ماه اسارت و شکنجه در زندان آپارتاید
امیرعباس، آزاد شد

میللی شورا- سه شنبه 22 آبان ماه: هویت طلب سرشناس و فعال قهرمان حرکت ملی آذربایجان، امیر عباس بنایی کاظمی در شامگاه 20 ابانماه، پس از تحمل 6 ماه حبس توام با شکنجه، از زندان تبریز آزاد شد. وی در تاریخ 24 اردیبهشت ماه گذشته، در پی حمله نیروهای اطلاعاتی به منزل بازداشت شده بود.
گفته می شود که قاضی بیدادگاه رژیم آپارتاید برای او دو سال حبس تعیین کرده بود که این محکومیت پس از تقاضای تجدید نظر از سوی آقای بنایی کاظمی به یک سال و سپس به دلیل عفو مشروط به 6 ماه تقلیل یافته بود. آزادی این هویت طلب جسور را به ملت آذربایجان و همچنین خانواده محترم این عزیز تبریک می گوییم.
روحیه فرزندان اسیر آذربایجان عالی است
آنها در زندان هم از ملت خود دفاع می کنند
صبح امرزو دوشنبه 21/8/86 خانواده های زندانیان سیاسی آذربایجانی دکتر محمد علی حیدری( دکترای روابط بین الملل و استاد دانشگاه )، صالح کامرانی(فوق لیسانس حقوق و وکیل برجسته آذربایجان)، مهندس عبدا...عباسی جوان(فوق لیسان معماری و استاد دانشگاه)، محمد نصرتی( دانشجوی فوق لیسانس آمار در دانشگاههای تورکیه) در زندان اوین عزیزان مبارز خود را ملاقات کردند.
به گفته یکی از ملاقات کننده ها روحیه این مبارزین بسیار بالا بوده و با اعتماد به نفس مثال زدنی به مقاومت خود در مقابل ماموران به دفاع از حقوق حقه خود ادامه می دهند. و اکنون از سلولهای انفرادی به سلولهای 3 نفری منتقل شده اند. این عزیز اضافه کرد که بخاطر عدم مراجعه خانواده های دو تن از زندانیان سیاسی آذربایجانی آقایان یعقوب سالکی نیا( ایلقار مرندلی) و میرقاسم سیدین زاده اجازه ملاقات به آنها با دوستان مراجعه کننده شان داده نشد.وی تاکید کرد زندانیان هنوز بطور مشخص تفهیم اتهام نشده و از روند پرونده خود خبر دقیقی در دست ندارند و بازپرسها در این رابطه به خانواده های آنان نیز جوابی نمیدهند.
همچنین ایشان اعلام کردند که در این ملاقات 30 دقیقه ای که با تلفن از پشت شیشه انجام شد زیر نظر دقیق افسران اطلاعاتی زندان بود و از پرسیدن بعضی سوالات در باره نحوه بازجویی و روند پرونده ناممکن بود ولی به یقین این زندانیان حق اخذ وکیل نداشته و پرونده آنها یک طرفه تحت فشار و سیاست اعمالی وزارت اطلاعات در حال طی مراحل دادگاهی کشور موسوم به ایران می باشد.






