دوشنبه چهاردهم مرداد 1387
کمیسیون عالی حقوق بشر
نامه کمیته دفاع از حقوق آذربایجانیهای جهان به کمیسیون عالی حقوق بشر در ژنو
بیزیم سولدوز: کمیته دفاع از حقوق آذربایجانیهای جهان طی نامه ای که در روز دوم آگوست به کمیسیون عالی حقوق بشر در ژنو فرستاده است، نسبت به نقض گسترده حقوق بشر در آذربایجان و بازداشت خودسرانه بیش از 15 دانشجوی فعال آذربایجانی هشدار داده و خواستار رسیدگی به این موضوع از سوی کمسیون گردیده است.
در این نامه ضمن اشاره ای کوتاه به موقعیت آذربایجانیان در ایران و افزایش تبعیضات زبانی و نژادی برعلیه آنان لیست اسامی بازداشت های اخیر و همچنین متن نامه خانواده حمید والائی به ریاست قوه قضائیه نیز درج گردیده است. در این نامه اشاره شده است که جمهوری اسلامی به ملت آذربایجان جنوبی اجازه محافظت از عادات و فرهنگ سنتی خویش را نمی دهد، بطوریکه همچنان که در مورد ودود اسدی اتفاق افتاده است، رژیم از برگزاری موسیقی آذربایجانی و رسم یک نقشه روی کیک در مراسم ازدواج نیز هراس داشته و فعالان دانشجوئی را به این جرم دستگیر می کند.
در این نامه اشاره شده است که رژیم با سرکوب جوانان و روشنفکران آذربایجانی قصد منزوی کردن آنها را دارد.
در این نامه به بازداشتهای زیر اشاره شده است: پیام شکیبا، آرش رایجی و حسن جنیدی، سه فعال دانشجویی دانشگاه زنجان، اله رادمهر دانشجوی دانشگاه ارومیه، پیمان غلامی، علی عبداله زاده، از فعالان دانشجوئی دانشگاه صنعتی سهند، حمید والائی، فعال سابق دانشجوئی و مشاور حقوقی مجمع دانشگاهیان آذربایجان، غلام نجفی، فعال جوان حرکت ملی آذربایجان، داریوش حاتمی دانشجوی سابق، شاهرخ حاتمی برادر داریوش و دانشجوی دکترای دندان پزشکی دانشگاه آنکارا، ودود اسدی، فعال دانشجوئی دانشگاه اردبیل، آیدین خواجه ای، فراز زهتاب و سجاد رادمهر از دانشجویان فعال دانشگاه تبریز
یکشنبه سیزدهم مرداد 1387
جنگی که آماده اش نبودیم
و٫ جنگی که آماده اش نبودیم شروع شده است - تبریزلی بای بک
بیزیم سولدوز: جنگ شروع شده است٫ خون ریخته میشود٫ ترس پیشروی میکند٫ خاک اشغال میشود٫ آینده تباه میشود و ما هنوز هم آماده نیستیم!
سالهاست که فریاد میزنیم دفاع مسلحانه باید به یک اعتقاد سیاسی در حرکت ملی آذربایجان تبدیل میشد٫ کو گوش شنوا؟
سالهاست که میگوئیم با دشمن مسلح نمیتوان بدون داشتن اسلحه مذاکره کرد٫ کو عقل سلیم؟
سالهاست که نشان میدهیم خاکمان در حال اشغال است٫ کو چشم بصیرت؟
سالهاست که میبینیم دشمنان ما متحد شده اند هر چند موقتی٫ کو اتحاد واقعی در حرکت به اصطلاح ملی آذربایجان؟
ولی٫ دیگر تمام شد. با فعالان به اصطلاح ملی-مدنی که حتی قادر به درک اتفاقات مربوط به منطقه نیستند اتمام حجت شده است. امروز نوبت جوانان دلیر و با غیرت آذربایجان است تا رهبری حرکت ملی را در داخل مرزهای آذربایجان به دست بگیرند.
دشمن تا بن دندان مسلح است٫ مسله به انواع سلاحهای سبک و سنگین٫ برخوردار از امکانات اطلاعاتی غربیها٫ برخوردار از امکانات فارسها و دارا بودن اعتقاد به سرزمین نداشته اش! این سرزمین در خاک من و توی آذربایجانی ایجاد میشود و ما هنوز ساکت نشسته ایم! حماقت است یا ترس؟ انسانیت است یا جهالت؟
آذربایجان چند ماه است که شاهد عملیات تروریستی اکراد میباشد ولی اخبار مربوط به حملات تروریستی اکراد به صورتی مرموز از سوی رژیم شوونیست فارس متنشر نمیشوند و حتی به گونه ای برعکس جلوه داده میشوند.
چند ماه است که تروریستهای کرد میدان جنگ را به خیابانهای آذربایجان کشانده اند. چند ماه است که تعداد شهدای تورک (سربازانی که بدون حق انتخاب و به عنوان گوشت قربانی در تیررس تروریستها قرار میگرند) افزایش یافته است. آیا نباید پرسید که چرا سربازان تورک را بدون اطلاعات و آموزش کافی٫ بدون مهمات و پشتیبانی لازم در مقابل تروریستهای مسلح و آموزش دیده قرار داده میشوند؟ آیا نباید برای حفظ جان فرزندانمان که در سیستم شوونیسم مجبور به انجام وظیفه هستند اقدامی بکنیم؟
سالها پیش که بحث مسلح شدن حرکت ملی را پیش کشیدم از سوی اکثر فعالان به اصطلاح ملی مورد حمله قرار گرفتم. اتهامات بیشماری به من نسبت داده شد و حتی به خاطر تخریب “چهره مدنی حرکت ملی آذربایجان” تهدید به محاکمه شدم! امروز٫ تقریبا تمامی آن به اصطلاح فعالان سکوت کرده اند. دیگر نیمتوانند امثال مرا متهم نمایند جون خود فهمیده اند که برنامه مسلح شدن حرکت ملی امری لازم و ضروری بود٫ که خود موجب شکست آن شده اند و امروز در پیشگاه ملت آذربایجان شرمنده میباشند! آیا باید به این خائنان٫ هرچند اقداماتشان عمده نبوده باشد٫ دوباره فرصت تصمیم گیری داد؟ فکر نمیکنم دیگر لزومی به پرسیدن نیز باشد. آزموده را آزمودن خطاست!
امروز نمیخواهم عزای دیروز را بگیرم٫ تیر رها شده از کمان را نمیشود برگرداند! اما٫ میشود برای امروز و فردا حرکت کرد٫ برنامه ریزی کرد٫ اهمیت اتفاقات تروریستی اخیر را به ملت آذربایجان گوشزد کرد و مهمتر از همه٫ باید جوانان داخل آذربایجان را آنگونه که هستند شناخت. آنها به خاطر تغییر و تحول در مرکز رهبریت حرکت ملی دچار نوعی سرگردانی و تجزیه شده اند٫ باید این مشکل عمده را از پیش پای آنها برداشت.
آیا از خود پرسیده اید که اگر اکراد با رژیم آخوندی میجنگند٫ چرا هیچ اقدام تروریستی از سوی آنها در سنندج و کرمانشاه و دیگر شهرهای به اصطلاح کردستان ایران انجام نمیدهند؟ آیا از خود پرسیده اید که چرا اقدامات تروریستی اکراد در شهرهای آذربایجان٫ نظیر سویوغ بولاغ (مهاباد)٫ سولدوز (نقده)٫ اورمو (ارومیه)٫ ماکی (ماکو) و … انجام میگیرند؟ اصلا به طرز تغییر اسامی و بافت جمعیتی در این مناطق اندیشیده اید؟
ایجاد اتحاد یکی از اصولی است که باید اساس و شالوده حرکت ملی را تشکیل دهد. از هر فکر و اعتقادی که هستید٫ باید به یک “اصل ملی” ایمان داشته باشید. اختلافات عقیده ای و سیاسی نباید مانع از اتحاد ملی در برابر خطرات قابل لمس پیش روی آذربایجان باشد. و این “اصل ملی” که همه باید به آن معتقد و وفادار باشیم همانا “اتحاد برای دفاع از خاک و دارائی”های سرزمین مادریمان آذربایجان میباشد.
شاید هنوز دیر نشده باشد٫ شاید هنوز فرصت جبران اشتباهات عمده به اصطلاح فعالان ملی! وجود داشته باشد. شاید… ولی٫ آیا با این شاید ها میتوان جلوی کشتار ملتمان و اشغال سرزمینمان را بگیریم؟ آیا میتوانیم دشمن را در جای خود فلج نمائیم؟ نه٫ با شاید نمیشود ولی با بایدها خواهیم توانست.
باید دشمن را در مراکز متعلق به خودش درگیر مشکل کنیم٫ باید منافع آذربایجان را تعریف کرده و از آنها در سرتاسر کره خاکی دفاع کنیم٫ باید به نوعی قدرت حمله دفاعی حرکت ملی آذربایجان را به دنیا نشان دهیم. آنوقت است که ما نیز برای مذاکره در باره اوضاع منطقه به میزگردهای محرمانه دعوت خواهیم شد.
امروز ما هیچ امتیازی به دست نیاورده ایم٫ حتی برعکس٫ امتیازات بسیاری نیز وام داده ایم! آیا وقت آن نرسیده است تا خود را آماده معامله با قدرتهای بزرگ کنیم؟ اگر برای معامله آماده شویم٫ چه چیزی در دست داریم که برای آن بازاریابی کنیم؟ هیچ!
برای معامله های دو طرفه باید هر دو طرف متاعی داشته باشند! متاع قدرتهای بزرگ “بسیار” است٫ ولی محتاج “چیزهای بسیار کوچک” نیز هستند. این “چیزهای بسیار کوچک” در دستان ما باید باشند! با نگاهی به سالهای اخیر میتوانید منظور مرا از “چشرهای بسیار کوچک” متوجه شوید.
کوزوو مستقل شد٫ چگونه؟ آیا نمیدانیم که این منطقه سالها مبارزه نظامی کرده است؟ آیا نمیدانیم با قدرتهای بزرگ معامله کرده است؟ آیا نمیدانیم رهبر فعلیش یک نظامی بوده که حتی امکان محاکمه شدنش در زمان اختلاف با قدرتهای بزرگ وجود دارد؟ چرا چشم و گوش میبندیم و به فال و استخاره پناه میبریم؟
زمانی که صحبت از حق و حق خواهی است٫ همه شعار میدهیم که اجدادمان گفته اند٫ تاریخمان میگوید و فرمانده دلیر آذربایجان بای بک میگوید: “حق را نمیدهند٫ بلکه٫ حق را باید گرفت”! ولی زمانی که صحبت از عمل به شعار میرسد٫ دیگر از اجداد و تاریخ و شجاعان آذربایجان خبری نیست٫ همه در سوراخهای خود پنهان میشویم!
سالهاست که میبینیم اکراد مشغول ترور و قتل افراد غیر دولتی هستند! میبینیم که مناطق عملیاتی آنه نه در خاک به اصطلاح کردستان! که در خاک تاریخی تورکها است. نقشه را بگذارید پیش رویتان و ببینید که فعالیت گروهکهای تروریستی کرد در کدام مناطق انجام میگیرند!
مگر سویوغ بولاغ را نمیخواهیم؟ آیا به همین راحتی باید بخش مهمی از سرزمین خود را به بیگانگان تروریست پرور! واگذار کنیم؟ چرا از خانا نمیگوئیم و به اورمو بسنده میکنیم؟ چرا از قروه و بیجار نمیگوئیم و به سولدوز بسنده میکنیم؟ در حالی که در سولدوز همیشه بیدار نیز ماها! کاره ای نیستیم و این مردم و جوانان غیور آن خطه هستند که با جان خود از سرزمین ما! دفاع میکنند!
دوستان٫ همنژادان٫ هم تاریخان٫ هم کیشان٫ هم میهنان٫ و هر هم.. که هستید٫ چرا هر روز بیشتر از دیروز خود را محدود میکنیم؟ چرا در زمانی که همه در حال گسترش مرزهای مختلف خود٫ اقتصادی٫ سیاسی و جغرافیایی هستند ما در لاک خود بیشتر فرو میرویم؟
منافع ملی ما باید در خارج از مرزهای آذربایجان تعریف شوند. نباید از دشمن در داخل مرزهایمان استقبال کنیم! جنگی اگر در بگیرد٫ بایستی که در خاک دشمن باشد.
این ترس است که دیگران را مجبور به معامله مینماید! آیا قادر به ایجاد ترس در دل دشمنان قسم خورده مان هستیم؟ آیا قادریم با استفاده از حربه ایجاد ترس در خارج از مرزهای آذربایجان٫ اشغالگران را مجبور به عقب نشینی کنیم؟
بس است٫ مسلح شدن برای دفاع از سوی هیچ ارگانی محکوم نخواهد شد.
نگاه کنید به مسلح شدن اعراب توسط آمریکا و دول غربی که شعار “عدم گسترش سلاح”شان گوشها را کر کرده است! نگاه کنیده به بریتانیا که شعار “انهدام سالاحهای هسته ای” میدهد در حالی که همه ساله میلیاردها دلار صرف تحقیقات و ساخت سلاحهای فوق پیشرفته اتمی میکند! نگاه کنید به کشورهای عربی که شعار “خاورمیانه عاری از جنگ” میدهند در حالی که خود افروزنده جنگ هستند! نگاه کنید به روسیه و غرب و چین و هند و اسرائیل و پاکستان و کره و ایران و … که شعار “حق عمومی زندگی در دنیای با صفا” میدهند و سر مردم با با بحثهای هسته ای و غنی سازی گرم میکنند ولی در پشت پرده مشغول ساخت و آزمایش صدها نوع سلاح خطرناکتر از بمب اتمی هستند! نگاه کنید که چگونه ساطمان ملل را حربه ای کرده اند بر علیه ملل! آیا میدانید که در طول تاریخ تشکیل سازمان ملل متحد٫ نصف قطعنامه های صادره را فقط آمریکا وتو کرده است؟ این چه سازمان مللی است که حقوق یک کشور را بر حقوق صدها ملت عضو آن سازمان ارجحیت میدهد؟ چرا خودمان را گول میزنیم و برای دموکراسی غرب و شرق و جنوب و شمال سینه میدرانیم؟
عزیزان من٫ ارمنستان نفت و گاز و سلاح و آذوقه و .. خود را رایگان یا ارزان از رژیم فارس دریافت میکند! این اصل بقا است٫ باید که دوست و متفقی داشته باشی! ولی آیا پرسیده ایم که اینهمه کمک٫ که در حقیقت برای دشمنی با آذربایجان به ارمنستان ارسال میشود چگونه به دست آنها میرسد؟ از چه راهی عبور داده میشود؟ چرا باید دشمن ما با استفاده از خاک ما مسلح شود؟ سالها پیش پرسیدم که چرا کامیونداران آذربایجانی برای حمل بار به ارمنستان سر و گردن میشکنند؟ سالها پیش پرسیدم که چرا هیچ یک از آن کامیونها٫ به صورت اتفاقی٫ پنچر نمیشوند؟ سالها پیش پرسیدم که خط لوله گاز ارسالی به ارمنستان که از خاک آذربایجان میگذرد چرا دچار نقص فنی نمیشود؟ هنوز جوابی به این سوالاتم نیافته ام! آخر باید به همه نشان دهیم که ما انسانیم و آنهایی که روز به روز ثروتمندتر٫ قویتر و دارای سرزمین گسترده تر میشوند حیوان! ببینیم انسان پیشرفت کرده است یا حیوان٫ و آنگاه ببینیم آیا در این ادعای پوچ اشتباهی وجود دارد یا نه!
لابیگری٫ ایجاد گروههای فشار٫ ایجاد مراکز دفاعی و ایجاد کانالهای بهره مندی از به روزترین اطلاعات را باید جدی بگیریم. هر یک از اینها به تنهایی قدرت کافی نداشته و حتی باعث شکست قطعی نیز خواهند شد. در حالی که٫ اگر همه آنها را با هم داشته باشیم٫ میتوان گفت ۸۰ درصد مبارزه برای آزادی را برده ایم!
دشمن در خیابانهای آذربایجان تردد میکند٫ آیا قدرت شناسائی و دفع آنها را داریم؟
دشمن دارای جاسوس در میان سازمانها و ادارات در آذربایجان است٫ آیا قدرت شناسائی و بی اثر کردن آنها را داریم؟
دشمن دارای نقشه های طولانی مدت برای اشغال آذربایجان دارد٫ آیا نقشه های اشغال یا نا امن کردن خاک دشمن را داریم؟
دشمن دارای حق دفاع از منافع خود تعریف کرده است٫ آیا ما حق دفاع از منافع رسمی و غیر قابل انکار خود را داریم؟
اصلا٫ این حق را چه مرکزی به دشمن داده است تا منافع خود را در داخل سرزمین ما جستجو کند؟
روز به روز داریم از منافع خود عقب نشینی میکنیم و من٫ تنها مسئول این شکست را فعالانی میدانم که از ترس و یا به خاطر خدمت به بیگانگان٫ حرکت ملی را فلج کرده اند. درمان حرکت ملی با ایجاد اتحاد دیگر باره ممکن خواهد بود ولی متاسفانه امروز هم شاهدیم که همان فعالان خائن از اتحاد جلوگیری میکنند!
خبری مسرت بخش را با شما در میان بگذارم و مقاله ام را به پایان ببرم. سالها بود که تلاش میکردیم مرکز فرماندهی را از دستان بیکفایت خارج نشینان ترسو در آورده و به جوانان داخل آذربایجان تسلیم کنیم. تسلیم جوانانی کنیم که روز و شب با شوونیسم فارس و تروریسم کرد دست و پنجه نرم میکنند٫ دارای دیدی واقعیتر به مسائل داخلی هستند و امروزه به آن درک از حرکت ملی رسیده اند که صبر بی حاصل را نفی میکنند.
امروز رهبری حرکت ملی در داخل در حال تشکیل و قوی شدن است. درخواست این است که برای هر چه قدرتمندتر شدن این هسته مرکزی همه با هم باشیم و هر گونه کمکی را از آنها دریغ نداریم. ما خارج نشینان اگر بخواهیم بانی خیری برای حرکت ملی باشیم٫ همان بهتر که از نظر سیاسی٫ اقتصادی و بین المللی به حرکت ملی با رهبریت داخلی خدمت کنیم.
من مخالف این هستم که بلایی که سر افغانستان و عراق آمد بر سر آذربایجان نیز بیاید! یعنی نمیخواهم عده ای خارج نشین بی خبر از رنج ملت آذربایجان را به عنوان شورای رهبری آذربایجان و حتی دولت موقت آذربایجان مشاهده کنم! مبارزه ما باید همه سویه باشد و از تمرکز بر یک مدخل پرهیز کنیم. باید مبارزه مان را به خارج از مرزهای تاریخی خود گسترش دهیم. تورکهای آذربایجان در همه جا هستند و همه به نوعی به مام وطن وفادارند. آنها میتوانند حافظ منافع آذربایجان باشند.
مسلح شدن برای دفاع٫ اصلیترین اقدام “حرکت ملی متحد آذربایجان” است!
تبریزلی بای بک
۰۱/۰۸/۲۰۰۸
یکشنبه سیزدهم مرداد 1387
دانشجويان بازداشتی
عفو بين الملل: دانشجويان بازداشتی بايد آزاد شوند
بیزیم سولدوز: سازمان عفو بين الملل در نامه ای خطاب به آيت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی، و شماری ديگر از مسوولان يران خواستار آزادی ۱۲ دانشجوی زندانی شد که طی يک ماه گذشته در شهرهای مختلف ايران بازداشت شده و در حبس به سر می برند. سازمان عفو بين الملل در اين نامه نوشته است که ۱۲ دانشجوی زندانی در ايران به خاطر شرکت در هشتمين سالروز حوادث کوی دانشگاه در دانشگاه های شهرهای مختلف ايران بازداشت شده اند. در ۱۸ تيرماه ۱۳۷۸ نيروهای لباس شخصی و بسيج که خود را انصار حزب الله می نامند، برای سرکوب ناآرامی های پنج روزه دانشجويان، شبانه به کوی دانشگاه تهران حمله کردند. در اين حادثه، شماری از دانشجويان مجروح شدند و دست کم يک نفر کشته شد. به نوشته اين سازمان مدافع حقوق بشر، دانشجويان زندانی متهم به چند جرم از جمله اقدام عليه امنيت ملی، تبليغ عليه نظام، نشر اکاذيب، نشر افکار ضد دينی و تشويش اذهان عمومی شده اند. از زمان آغاز رياست جمهوری محمود احمدی نژاد ، محدوديت بيشتری در ايران بويژه برای فعالين اجتماعی به وجود آمده است. در همين خصوص، در فروردين ۱۳۸۶ غلامحسين محسنی اژه ای، وزير اطلاعات جمهوری اسلامی ايران، فعالان حقوق زنان و دانشجويی را به مشارکت در آنچه که « توطئه دشمنان » خواند، متهم کرد. اما اين اتهام با انتقاد شديد فعالان اجتماعی مواجه شد. عفو بين الملل نوشته است:« اين افراد، زندانيان عقيدتی هستند که بايد فورا و بدون هيچ قيد و شرطی آزاد شوند.» دانشجويانی که در بيانيه مورد اشاره قرار گرفته اند، عبارتند از مهدی خدايی و سلمان سيما از دانشگاه آزاد شهرری، فرزاد حسن زاده و محمد زراعتی از دانشگاه مشهد، بهاره هدايت و محمد هاشمی از دانشگاه تهران، مجيد اسدی از دانشگاه علامه تهران، آرش رايجی، حسن جنيدی و پيام شکيبا از دانشگاه زنجان، و دو دانشجوی ديگر از دانشگاه بوشهر که تنها نام فاميلی آنان مشخص شده به نام های انبارکی و خويينی. بيانيه سازمان عفو بين الملل حاکيست که محمد زراعتی و فرزاد حسن زاده که در نيمه تير بازداشت شدند، در مکان نامعلومی نگهداری می شوند و برای آنها قرار وثيقه سه ميليون تومانی تعيين شده است. به نوشته سازمان عفو بين الملل، محمد هاشمی و بهاره هدايت در تاريخ سيزدهم تير در منازل شان بازداشت شده اند. خانم هدايت و آقای هاشمی هر دو از اعضای شورای مرکزی دفتر تحکيم وحدت هستند و در زندان اوين در تهران به سر می برند. همچنين پيام شکيبا، آرش رايجی و حسن جنيدی، دانشجويان دانشگاه زنجان، در تاريخ هيجدهم تير بازداشت شده اند و در مکان نامعلومی به سر می برند. سازمان عفو بين الملل در بيانيه خود از مقام های جمهوری اسلامی ايران خواست تا از سلامتی دانشجويان بازداشت شده و مصونيت شان از خطر احتمالی شکنجه يا بدرفتاری در زندان اطمينان پيدا کنند و ترتيبی دهند که آنها با خانواده های خود ملاقات کنند و امکانات قانونی و پزشکی در اختيار آنان قرار گيرد. سازمان عفو بين الملل در بيانيه خود گفته است که گروه های دانشجويی در ايران همواره در صف نخست مبارزه برای تحقق خواسته های صنفی خود و حفظ حقوق بشر در ايران بوده اند. اقدامات خلاف قانون اساسی محمدعلی دادخواه، وکيل دادگستری و عضو کانون مدافعان حقوق بشر، بازداشت و نگهداری بدون تفهيم اتهام دانشجويان در زندان را مخالف قانون اساسی جمهوری اسلامی می داند. وی به راديو فردا گفت:« در قانون اساسی صراحتا اعلام شده که تجمع افراد جرم نيست، مگر اين که واجد دو شرط باشد. يعنی تجمع کنندگان دارای اسلحه باشند و در عين حال، اقداماتی که تجمع کنندگان می خواهند انجام دهند، مغاير نص اسلام باشد.» اما به اعتقاد آقای دادخواه، اين در حاليست که اين دانشجويان هيچ يک از اين دو اقدام را انجام نداده اند. وی همچنين خواستار آن شد که اتهام و جرمی که عليه متهم در نظر گرفته شده است، به او اعلام و ابلاغ شود که او بر مبنای کدام دلايل تحت تعقيب و بازداشت قرار داده اند.» سازمان عفو بين الملل در بيانيه خود از مقام های جمهوری اسلامی ايران خواست تا از سلامتی دانشجويان بازداشت شده و مصونيت آنان از خطر احتمالی شکنجه يا بدرفتاری در زندان اطمينان پيدا کنند و ترتيبی دهند که با خانواده های خود ملاقات کنند و امکانات قانونی و پزشکی در اختيار آنان قرار گيرد. سازمان عفو بين الملل در بيانيه خود گفته است که گروه های دانشجويی در ايران همواره در صف نخست مبارزه برای تحقق خواسته های صنفی خود و حفظ حقوق بشر در ايران بوده اند. مريم منظوری
اين وکيل مدافع و حقوق دان با اشاره به اينکه «قانون زبان حکومت است و اگر بر خلاف اين زبان رفتار شود، فاقد توجيه قانونی خواهد بود» افزود:« بايد ظرف ۲۴ ساعت اعلام می شد که دانشجويان بازداشتی برمبنای کدام اتهام و دليل بازداشت شده اند. ضمن آنکه آنها برابر قانون اساسی حق دارند که از وکيل برخوردار شوند.»
شنبه دوازدهم مرداد 1387
انفجار اورمیه
خبر فوری از ارومیه: انفجار مهیبی اورمیه را لرزاند، چهار نفر کشته شد

بیزیم سولدوز: گزارشات دریافتی کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان از شهر اورمیه حاکی است شب جمعه حوالی ساعت 22:45 انفجار مهیبی در محل کلانتری 17 واقع در خیبان 17 شهریور ( جنب ترمینال شهری) شهر اورمیه را به لرزه در آورد. این انفجار به حدی شدید بود که صدای آن در اکثر نقاط شهر شنیده شده و شیشه منازل و مغازه های اطراف فرو ریخته است. در ادامه گزارش آمده بعد از شنیده شدن صدای انفجار ماشین های آتش نشانی و آمبولانس ها به محل حادثه شتافته و تا پاسی از شب به اطفا حریق و انتقال مجروحان حادثه مشغول بودند. همچنین جمعیت زیادی در محل تجمع کردند که با دخالت پلیس ضد شورش و نیروهای امنیتی محل حادثه محاصره و مردم متفرق شدند، یکی از فرماندهان پلیس ضد شورش با استفاده از بلند گو از مردم می خواست که به دلیل احتمال انفجار دیگر محل را ترک کنند.
همچنین در گزارش آمده که به دلیل محاصره و تحت کنترل بودن محل حادثه هنوز خبر دقیقی از علل انفجار و تلفات ناشی از آن به دست نیامده و بعد از گذشت قریب به 24 ساعت از حادثه مسئولان امنیتی و سیاسی شهر به مانند سایر حوادث سکوت اختیار کرده اند ولی به گفته شاهدان عینی و برخی ماموران حاضر در صحنه تاکنون کشته شدن 4 نفر و زخمی شدن تعداد زیادی تثبیت گردیده است. برخی منابع غیر موثق خبر از عملیات تروریستی از سوی گروه های تروریستی کورد می دهند که این خبر در بین مردم اورمیه با سکوت و بایکوت خبری مسئولان قوت گرفته است. اگر مسئولان امنیتی و سیاسی شهر آن را انفجار تانکر بنزین، اتصال برق، انفجار گاز و یا انفجار آبگرمکن عنوان نکرده و ماهیت حادثه را آنگونه که هست به اطلاع مردم برسانند و اگر این حادثه آن گونه که در شایعات قوت گرفته کار گروه های تروریستی کورد باشد، با عملیات های تروریستی که در چند ماه گذشته در شهرهای غرب آذربایجان صورت گرفته، نشان از تغییر استراتژی گروه های تروریستی کورد از جنگ چریکی کوهستانی به جنگ چریکی شهری بوده و هوشیاری همه ملت آذربایجان را طلب می کند تا ریشه تروریسم در غرب آذربایجان خشکانده شود.
جمعه یازدهم مرداد 1387
حمید والائی
جهت مداوای حمید والائی
ارگان های امنیتی و قضایی سرانجام مجبور به پذیرش خروج وی از زندان تبریز شدند
بیزیم سولدوز: وخامت وضعیت جسمانی حمید والائی وکیل ، نویسنده مقالات حقوقی و فعال حقوق بشر در آذربایجان که بر اثر شکنجه های وارده در طول 13 روز بازجویی در بازداشتگاه اداره اطلاعات تبریز به عمل آمده بود و همچنین به علت تلاش های گسترده خانواده و حمایت های افکار عمومی آذربایحان، بالاخره امروز ارگان های اطلاعاتی و قضایی مجبور به پذیرش قرار وثیقه و خروج حمید والایی از زندان تبریز، جهت مداوای وی شدند .
لازم به ذکر است که تا کنون مراجع قضایی تبریز از پذیرش شکایت وی در خصوص اعمال شکنجه و همچنین معرفی به پزشکی قانونی سر باز زده اند.
http://hamid-valayi.blogfa.com
جمعه یازدهم مرداد 1387
گروهک تروریستی
چپاول اموال مردم توسط گروهک تروریستی کورد
و بی توجهی دستگاههای امنیتی ایران

بیزیم سولدوز: بنابر گزارشات رسیده به سولدوز خبر، گروهی از تروریستهای کورد وابسته به گروهک تروریستی پژاک در جاده حیدرآباد اقدام به غارت پول نقد واشیاء قیمتی از اتومبیل های در حال تردد کرده است.تروریستهای کورد که از حوالی ساعت 2 بامداد به بعد در کنار جاده کمین کرده بودند با تیراندازی هوایی اقدام به متوقف کردن ماشینهای در حال گذر از جاده حیدرآباد به نقده کرده و اموال سرنشینان را چپاول کرده اند. با اینکه گزارشهای متعددی از وجود گروهک تروریستی در این جاده به نیروی انتظامی میشود امّا هیچ گونه عکس العملی از سوی نیروهای انتظامی و اطلاعاتی صورت نمی گیرد. حال سئوال اینجاست که چرا وقتی گزارشی از فعالین آذربایجانی به نیروهای نظامی میشود با تمام قوا برای سرکوب آنان کمر همت می بندند اما اقدامی در مقابل چپاول اموال مردم و ترور از سوی گروهک های تروریستی صورت نمی گیرد؟ (سولدوزخبر)
پنجشنبه دهم مرداد 1387
اقتصادي ارمنستان
وضعيت وخيم اقتصادي در ارمنستان

بيزيم سولدوز: اقتصاد نحيف ارمنستان هر روز ضعيف تر گشته و موجب نا رضايتي مردم ميشود.بنا بر گزارش خبرگزاري هاي مختلف تعداد بيكاران افزايش يافته و گراني بيداد ميكند.
در حال حاضر در ارمنستان قيمت هر كيسه ارد به بيش از 80 دلار رسيده و بسياري از مردم عادي توان خريد نان را ندارند.
احزاب مخالف دولت در اعتراض به وضعيت وخيم اقتصادي روز 1 اگوست تظاهرات خواهند نمود گرچه دولت هشدار داده است كه جلوي تظاهرات را خواهد گرفت اما محافل حقوق بشري اروپا به دولت اين كشور در باره رعايت حق اعتراض شهروندان و عدم نقض ان هشدار داده اند.
ارمنستان با عقب ماندن از تاجيكستان در ميان كشورهاي عضو شوروي سابق به فقير ترين جمهوري تبديل گشته است.
پنجشنبه دهم مرداد 1387
مجمع دانشگاهیان آذربایجان
دیدار جمعی از اعضا مجمع دانشگاهیان آذربایجان با نمایندگان در خصوص بازداشتهای اخیر
بیزیم سولدوز: در طی روزهای اخیر تعداد زیادی از فرزندان آذربایجان دستگیر و زندانی گردیده اند. دانشجویان دانشگاه تبریز، فعالان هویت خواه شهرهای مختلف آذربایجان از جمله کسانی بوده اند که طعم تلخ زندان و بازجویی ها را کشیده اند. در این خصوص مجمع دانشگاهیان آذربایجانی طی بیانیه های صادره مخالفت علنی و صریح خود را بااین اقدامات غیرقانونی اعلام و حمایت خویش را از فعالان هویت خواه ملی آذربایجان اعلام نموده است. متاسفانه در این بازداشتها شاهد شکنجه های شدید روحی و جسمی فعالان هویت خواه بودیم. بطوریکه حمید والایی وکیل دستگیر شده در پی این شکنجه ها بیهوش شده و صدمات جسمی زیادی دیده است.
در پی این دستگیریها و بازداشتهای که در شهرهای مختلف آذربایجان صورت گرفته است، چند تن از اعضاء مجمع دانشگاهیان آذربایجانی با تعدادی از نمایندگان مجلس دیدار و گفتگو کردند. در این دیدارها مسائل مربوط به حوادث اخیر آذربایجان و بازداشتهای نیروهای اطلاعاتی مورد بحث قرار گرفته و آزادی هر چه سریعتر دانشجویان و سایر فعالان آذربایجانی مورد درخواست قرار گرفت. شایان ذکر است اخبار تکمیلی بزودی ارسال می گردد.
چهارشنبه نهم مرداد 1387
انتخابات ریاست جمهوری آذربایجان
رأی گیری در انتخابات ریاست جمهوری آذربایجان 15 اکتبر آغاز خواهد شد
|
| ||
|
طبق برنامه، اطلاعات اولیه در مورد روند رأی گیری و شرکت رأی دهندگان در رأی گیری 5 بار در روز ارایه خواهد شد. این امر بوسیله مرکز اطلاع رسانی "انتخابات" که در زیر نظر کمیسیون مرکزی انتخابات فعالیت دارد، صورت خواهد پذیرفت. در برنامه زمانبندی شده سایر اقدامات مربوط به انتخابات نیز ذکر شده است. کمیسیون مرکزی انتخابات حداقل 25 روز مانده به روز رأی گیری لیست کاندیداهای ثبت شده را مندرج خواهد نمود. بر اساس این برنامه، انجام برنامه تبلیغاتی 28 روز مانده به روز رأی گیری آغاز خواهد گردید. تبلیغات انتخاباتی 24 ساعت مانده به آغاز رأی گیری پایان خواهد یافت.
| ||
سه شنبه هشتم مرداد 1387
متهم دانشگاه زنجان
دادستان زنجان: بین دو متهم دانشگاه زنجان صیغه محرمیت جاری شده است
بیزیم سولدوز: کمتر از یک ماه و نیم پس از واقعه زنجان و تلاش حسن مددی، معاون دانشجویی دانشگاه زنجان برای تعرض به یک دختر دانشجو، دادستان زنجان روز گذشته در اظهارات خود با بیان اینکه "بین دو متهم دانشگاه زنجان صیغه محرمیت جاری شده است"، مقدمات تبرئه حسن مددی را فراهم ساخت. گل محمدی، دادستان زنجان، در مصاحبه ای که خبرگزاری ایسنا منتشر کرده، گفته است: "با توجه به اظهارات دو متهم در قضیه دانشگاه، بین دو طرف صیغه محرمیت جاری شده، اما با این وجود نیز آنان حق انجام حرکات و اعمال ناشایست را در محیط دانشگاه نداشتهاند." وی همچنین برای منطقی جلوه دادن اظهاراتش و با جابجا کردن جای شاکی و متهم افزود: "اگر دختری قصد ازدواج داشته باشد، اجازه پدر لازم است." وی ادامه داد: "با ارسال اخطاریه جهت آخرین دفاع برای این افراد، حکم نهایی آنان بزودی صادر خواهد شد." دادستان همچنین در حالی مدعی شد هیچ دانشجویی در پی اعتراضات دانشجویان دانشگاه زنجان بازداشت نشده است که 3 دانشجوی دانشگاه زنجان، پیام شکیبا، آرش رایجی و حسن جنیدی از حدود 1 ماه پیش بازداشت شده اند. وی افزود: "افرادی را در خارج از دانشگاه که باعث تشویش اذهان عمومی و تعطیلی کلاسهای دانشگاه شدهاند را بازداشت کردهایم که اکثر این افراد نیز اصالتا زنجانی نمی باشند." گل محمدی همچنین گفت: "مسائل دیگری نیز در این پرونده موجود است که نمی توان به آن اشاره کرد." لازم به ذکر است مددی، معاون دانشجویی دانشگاه زنجان، از حدود دو هفته پیش از زندان آزاد شده است
سه شنبه هشتم مرداد 1387
واحيد قاراباغلي
مصاحبه اختصاصي اژانس ايران خبر با واحيد قاراباغلي
بیزیم سولدوز: حقوق اولیه انسانی آذربایجانیها به رسمیت شناخته نمی شود، مساله ممنوعيت آموزش به زبان ترکي در کنار نقض روزمره حقوق انساني میلیونها آذربایجانی مشکل عمده و رسشه ای آنهاست تنها زبان رسمی در ایران زبان فارسی است و برخلاف اصول مندرج در قانون اساسی جمهوری اسلامی ( اصل 15 قانون اساسی) ، سایر زبانها در مدارس تدریس نمیشوند.
وضعیت آذربایجان در شرایط موجود و پیش از این نیز از لحاظ سیاسی ؛ فرهنگی و حتی اقتصادی تفاوتهایی با سایر نقاط ایران داشته و دارد. بدین معنی که اگر مردم آذربایجان در برخی مسائل اجتماعی و حقوق شهروندی نقطه مشترکاتی با سایر مردم ایران دارند، اما به لحاظ فرهنگی، سیاسی، حقوقی و مدنی و اجتماعی شرایط مختص به خود را دارا هستند در طی حکومت پهلوی و جمهوری اسلامی ملت آذربایجان در موضاعاتی نظیر حقوق زبانی و فرهنگی شاهد بروز ظلم و ستم ملی بوده اند .نقض حقوق بشر در آذربایجان هنوز که هنوز است در پس مصلحتهای سیاسی و بایکوت خبری رسانه ای مرگز گرا و فارس گرا مخفی مانده و یا در اغلب موارد انعکاسی خلاف واقعیت داشته است. اقتصاد ؛زبان، تاریخ، فرهنگ، موسیقی، هنر و شخصیتها و بناهای تاریخی آذربایجان مورد بی مهری ها قرار گرفته است.، اقتصاد و بافت اجتماعی بهشدت افت کردهاست. صنایع مادر ، مولد و اشتغال زا در آذربایجان جایی ندارند.در اثر عدم سرمایه گذاری آذربایجان شاهد مهاجرت گسرده ساکنان خویش است . حقوق اولیه انسانی آذربایجانیها به رسمیت شناخته نمی شود، مساله ممنوعيت آموزش به زبان ترکي در کنار نقض روزمره حقوق انساني میلیونها آذربایجانی مشکل عمده و رسشه ای آنهاست تنها زبان رسمی در ایران زبان فارسی است و برخلاف اصول مندرج در قانون اساسی جمهوری اسلامی ( اصل 15 قانون اساسی) ، سایر زبانها در مدارس تدریس نمیشوند. کودکان آذربایجانی در ایران در بدو ورود به مدرسه مجبورند که با زبان تحمیلی و غیر مادری آموزش ببینند این امر تاثیر عمده ای در افت تحصیلی آنان داشته است و تحقیقات علمی موید این موضوع می باشد. آموزش بزبان غیر ترکی روند آسیمیلاسیون ملت آذربایجان را تسریع بخشیده گامهای ابتدایی نسل کشی زبانی ملت آذربایجان برداشته شده است. عدم تدریس زبان ترکی آذربایجانی موجبات مرگ زبان را فراهم میآورد. ممنوعيت نامگذاري کودکان و اماکن عمومي به زبان ترکي ، تغيير اسامي تاريخي شهرها، کوهها، رودها و ...همه و همه در حقیقت از تداوم ،« تهاجم فرهنگی و نسل کشی زبانی » نسبت به ملت آذربایجان حکایت دارند.
2- فعالين آذربايجان درخواست و خواسته شان چيست؟
در طول قرن بیستم، هرگاه که کنترل آزادی بیان از سوی حکومت مرکز ی کاهش یافته،" مثل دوران اوایل انقلاب،" آذربایجانیها از این فرصت برای ابراز هویت آذربایجانی خود استفاده نموده و خواستار افزایش حقوق فرهنگی ملی شده اند.
در همین راستاست که هم اکنون حرکتی در آذربایجان جریان دارد که از آن بعنوان « حرکت ملی آذربایجان» یاد می شود،حرکت ملي آذربايجان جنبشي است، که در مقابل واقعیت و عینیت حاکم بر آذربایجان که همانا سیاستهای تبعیض ملی باشد شکل گرفته، این جنبش جنبشیاست مدنی و بر مبنای حقوق دموکراتیک انسانی، خواستار تامین شرایط مناسبی برای رشد و توسعه جامعه آذربایجان است. فعالین این حرکت، خواست خود را حفظ هویت متمایز آذربایجانی و احقاق حقوق ملت ترک آذربايجان آنچه را که در قانون اساسی کشور و منشورهای بين المللی حقوق بشر آمده است بیان می کنند، فعالین آذربایجانی اعتقاد دارند: سیاستهای اقتصادی حکومت مرکزی در تخصیص امکانات و بودجه مملکتی بهشدت تبعیضآمیز است و باعث رکود اقتصادی منطقه شده است، از پتانسیل جغرافیائی آذربایجان و اهمیت تاریخی تجارت و صنعت در آن هیچ بهرهوری نشده و سیاست مدونی برای توسعه صادرات و احداث راههای جدید و مناطق آزاد تجاری-صنعتی، وجود ندارد، سیستم عقبمانده آموزش و پرورش در ایران باعث افت تحصیلی در آذربایجان شده و به ماندگاری بیسوادی و کم سوادی در این منطقه کمک کرده است، انتصاب مدیران دولتی غیر بومی و ناآشنا به مسائل منطقه از سوی ارگانهای مرکزی یکی از دلایل سوءمدیریت منطقهای را فراهم کرده است، حکومت مرکزی نه تنها هیچ کمکی به حفظ و توسعه ادبیات و زبان و فرهنگ آذربایجان ندارد، بلکه با سیاستگذاریهای آشکار و پنهان خویش سعی در امحا و نابودی آن دارد و علاقهمندان به حفظ مختصات هویت ملی را با اتهام پانترکیست و تجزیه طلب تحت پیگردهای قانونی قرار داده است، اجازه برگزاری مراسم بزرگداشت بابک و دیگر مراسمات مشابه داده نمی شود، در رسانه ها و کتب درسی تبلیغات ضد ترک جریان دارد و...
3- چرا فعالين آذربايجان دستگير و روانه زندان مي شوند؟
متاسفانه ما روزانه شاهد موارد نقض گسترده حقوق بشر هم چون بازداشتها، محاکمات؛ کنترلهای امنیتی و برخوردهای قضایی خارج از قانون با فعالیتهای سیاسی، مدنی، روزنامه نگاران، دانشجویان و زنان و ...در آذربایجان هستیم. حاکمیت ؛ فعالین آذربایجانی را که در مناسبت های مختلف و با روشهای های مدنی و مسالمت آمیز خواستار دستیابی به ابتدائی ترین حقوق خود هستند سرکوب نموده و در این راه ازهیچ برخوردی دریغ نمی کند. حتی روحانیون آذربایجانی که در جهت احقاق حقوق اولیه و انسانی آذربایجانیها سخنرانی کننند دستگیر شده و زندانی شده اند. به نظر من رواج عقلانیت در بین هویتخواهان ترک آذربایجانی که خواستار رسمی شدن زبان ترکی در ایران و احقاق سایر حقوق فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی ترکهای ایران هستد، از دیدگاه حکومت منفی تلقی شده است؛ زیرا بزرگترین حُسن این حرکت، همان مدنی بودن و مسالمتآمیز بودن آن است و حمومت مایل است این حرکت خود جوش و ملی آذربایجانیها را به سوی رادیکالیزم سوق دهد تا بهانههای بیشتری برای سرکوب آن داشته باشد.مطالبات ملت آذربایجان سالهاست که روی هم انباشته شده و به جای اینکه این مطالبات پاسخی عقلایی داد ه شود با اتهاماتی نظیر تجزيه طلبی يا پان ترکيستی مورد سرکوب قرار می گیرند.
البته باید گفت فعالان حقوق مدنی آذربایجانی با فشاری دو چندان روبرو هستند. یکی همان سرکوبی است که شامل حال کلیه ایرانیهای تلاشگر برای حقوق بشر می شود و همۀ افراد اعم از زن و مرد و دانشجو و کارگر و معلم و ... را در بر می گیرد. چرا که نظام مسلط تنها راه حفظ قدرت خود را در سرکوب حقوق مدنی آحاد جامعه می بیند. دیگری تنها متوجه فعالان حقوق آذربایجانی میشود چرا که اینها به مجرد ابراز نظر با برچسب تجزیه طلبی مواجه میشوند و در نتیجه علاوه بر سرکوب دستگاههای امنیتی و قضایی باید سکوت دیگر بخشهای فعال جامعه در مقابل سرکوب خود را نظاره گر باشند.
سانسور بسیار شدیدی در مورد اخبار آذربایجان وجود دارد به نحوی که ما مجبوریم دست و بال خبر را بزنیم در غیر این صورت این خطر وجود دارد که کل متن خبر انتشار نیابد! و تنها با حذف نام آذربایجان ، هویت طلب و ...کمی شانس منتشر شدن پیدا میکند. لذا ما اجبارا نام منطقه را و علت بازداشت را حذف میکنیم تا حداقل بطور ناقص هم که شده، بتوانیم خبر را منتشر نماییم.
4- مختصري از موج دستگيري هاي فعالين آذربايجان از خرداد ۸۵ به بعد برايمان بگوييد؟ در حال حاضر كدام فعالين در زندان هستند؟
حکومت جمهوری اسلامی ایران در دو سال گذشته برای جلوگیری از تکرار اعتراضات خرداد ماه ۸۵ در آذربایجان طرحها ی بسیار بی رحمانه ای را به اجرا گذاشته است. فعالان مدنی، اجتماعی و سیاسی از امکان فعالیت آزادانه برخوردار نیستند.آنها با بازداشت و زندان و حبس روبرو می شوند و احضار به دادگاه ها، امری روزمره و عادی مبدل شده است. نقض حقوق اساسی، انسانی، آزادیهای بیان و مطبوعات و حقوق شهروندی مردم آذربایجان کماکان ادامه دارد و وضعیت رو به وخامت گراییده است. در خصوص صدور احکام حبس سیاسی، تعداد احکام صادره و مدت محکومیت برای فعالین سیاسی ؛ فرهنگی و هویت طلب افزایش یافته است . فعالیتهای مدنی و مسالمت آمیز نیز با خطرات خاص خویش همراه گشته است فعالیتهای روزنامه نگاری، مطبوعاتی و روشنگری در آذربایجان بحرانی شده است. موج سرکوب نویسندگان، روزنامه نگاران، دانشجویان و فعالان سیاسی , اجتماعی روز به روز ابعاد و شکل های گوناگون به خود میگیرد. تهدید و ارعاب مستقیم و غیر مستقیم به ابزاری معمول بدل گشته است.
با نزدیک شدن به ایامی چون بازگشائی مدارس ( ۱ مهر)، روز جهانی زبان مادری ( 21 فوریه ؛ ۲ اسفند)، سالگرد اعتراضات خرداد ۸۵، سالروز تولد بابک خرمدین ( نیمه اول تیر)، ۲۱ آذر سالروز تشکیل حکومت ملی آذربایجان در سال ۱۳۲۴، و ... کنترل و فشار ارگان های اطلاعاتی و امنیتی جمهوری اسلامی جهت جلوگیری ازهرگونه تجمع و تظاهرات اعتراض آمیزی در شهرهای آذربايجان بیشتر می شود. معمولا یک هفته مانده به این روزها نیروهای امنیتی در شهرهای مختلف آذربایجان فعالان را به ادارت اطلاعات ( اطلاعات سپاه , نیروهی انتظامی و..) فراخوانده و بازداشت مینمایند و سپس آنها را با قید ضمانت آزاد میسازند. مسئولان امنیتی به فعالان هشدار میدهند که در صورت شرکت در چنین مراسماتی، باید چشم براه پیامدهای سنگینی را باشند. اما معمولا همه ساله فعالان سرانجام موفق میشوند که این روزها را به طریقی به صورت راه پیماییهای مسالمت آمیز در مراکز شهرها و دانشگاهها برگزار کنند. در حال حاضر تعداد زیادی زندانی داریم، که خانواده های عمده این زندانیان وضعیت اسفناکی دارند.
اسامي تعدادي از آنها که با صدور حکم و قرار بازداشت در زندانی هستند به شرح زير مي باشد، : عباس لسانی، حجت اسلام عظیمی قدیم، ابراهیم جعفرزاده، حمید رستمی ( آرغیش)، علی عباسی، فریدون مهدی پور، عارف اولوفی، وحید بهادری، مهدی نوری، افشین بزاز قدیم، عوض حسن پور، مرتضی شکری، کریم کارگر، فرهاد حیدری، رضا پاشایی،حجت نصیری،حسین فروهیده، ایرج ناجی، ( با صدور حکم ) جمشيد زارعي ، امير بنايي سابق ، حسن اسدي ،حمید والایی، غلام نجفی ، سجاد راد مهر، داریوش حاتمی، شاهرخ حاتمی ، آیدین خواجه ای،فراز زهتابی ، ودود اسدی ( قرار بازداشت) و ...
البته لیست فوق به هیچ وجه شامل تمامی موارد نمی باشد چرا که هستند کسانی که بدون اینکه هویت آنها معلوم باشد در بازداشتهای مخفی و غیر رسمی شهرهای آذربایجان در حبس می باشند.
5- آخرين اخبار از آقاي عباس لساني چيست؟ تا جايي كه ما مطلع هستيم ايشان به زندان يزد تبعيد شده بودند. خانواده ايشان در چه وضعيتي هستند؟
متاسفانه وضعیت آقای لسانی اصلا مطلوب نیست وی که در کل به سی ماه حبس محکوم و به شهر یزد تبعید شده است. علیرغم اینکه بیش از ۲۶ماه است که در زندان به سر می برد هنوز حتی یک روز هم به مرخصی نرفته است. ایشان که محکومی سیاسی است اما از زمان بازداشت همواره در بین زندانیان عادی و حتی معتاد و خطرناک قرار داده شده که تعداد زیادی از این زندانیان مبتلا به بیماریهای واگیردار هستند.
از زمان تبعید غیر قانونی آقای لسانی به زندان یزد به دلیل مسافت طولانی که خانواده او باید طی کند این مسئله باعث شده که دیگر امکان ملاقات آنها غیر ممکن باشد.آخرین ملاقات خانم لسانی به هفته اول فروردین بر می گردد یعنی پس از اينکه همسرش را از زندان اهر به زندان يزد منتقل کردند تصمصيم گرفت که برود زندان و همسر خودرا ملاقات کند. وقتی به آنجا مراجعه کردتوانست فقط پانزده دقيقه با او ملاقات داشته باشد آنهم در حضور دو مامور زندان و به شر ط اينکه آقای لسانی هيچ چيزی درباره وضعيت خود به خانواده نگويد.خانواده آقای لسانی الان بیش از ۴ ماه است که با ایشان ملاقات نداشته اند.
فشارهای امنیتی نسبت به خانواده عباس لیساني همواره بوده است.منزل آقای لسانی تحت کنترل دائمی ماموران اداره کل اطلاعات قرار دارد و آنها کلیه رفت و آمدهای خانواده را تحت نظر دارند.بامداد شنبه بیست و چهارم فروردین ماه ۸۷، خانم لسانی از طرف ماموران وزارت اطلاعات بدون ارائه حکم جلب بازداشت و برای ساعت ها مورد بازجویی قرار می گیرد او را تهديد می کنند که درمورد وضعيت همسرش در زندان نبايد با رسانه ها و فعالان حقوق بشر صحبت کند، در غير اين صورت وی نيز بازداشت خواهد شد و بچه های آنها بی سرپرست خواهند ماند.
در راستای این فشارها اخیرا" دادستان و اداره اطلاعات اردبیل به خانواده لسانی اعلام داشته اند که آقای لسانی باید بعد از آزادی از زندان یزد به یک شهر فارس نشین مهاجرت بکند در غیر اینصورت هر اتفاق و حرکتی در اردبیل و دیگر شهرهای آذربایجان روی دهد ما او را دستگیر و زندانی خواهیم کرد.
6- كمي برايمان از شهداي آذربايجان بگوييد. چرا و چگونه به شهادت رسيدند؟
بدنبال اینکه در اردیبهشت سال ۸۵ روزنامه ایران، روزنامه رسمی دولت، کاریکاتوری را که در آن آذربایجانی ها به سوسک تشبیه شده بودند منتشر کرد . صد ها هزار آذربایجانی در سراسر کشور به خیابان ها ریختند تا اعتراض خود را نسبت به توهین و تبعیض اعمال شده از سوی جکومت نسبت به آذربایجانیها طی تظاهرات مسالمت آمیز ابراز نمایند. در مقابل، واحد های ضد شورش سپاه پاسداران انقلاب، واحد های ویژه نیروی انتظامی ؛ نیروهای امنیتی و نیروی بسیج در روزهای ۱خرداد در تبریز، ۲ خرداد در اورمیه و ۴ خرداد در نقده و مشکین شهر 6 خرداد در اردبیل و.... به تظاهر کنندگان حمله کردند. حد اقل ۲۷ نفر کشته شدند و صدها نفر مجروح گردیدند. خیلی ها نیز با اسلحه های ساچمه ای کور شدند، آقای وحید داورپناه از جمله جوانی بود که دو چشم خود را از دست داد و هم اکنون در خارج بسر می برد.
در این خصوص ، اکبر اعلمی از نمایندگان مجلس سال گذشته در یکی از نشست های مجلس شورای اسلامی در ماه ژوئن طی سخنانی چنین گفته بود : « وزارت کشور در مورد مجروحین و کشته شدگان وقایع آذربایجان اطلاعات کافی ارائه نکرده و این در حالیست که براساس قوانین کشور مردم ایران از آزادی بیان محروم نیستند ».
طبق کنوانسیون¬های بین المللی، دولتها و نیروهای شورشی تحت هر شرایطی حق شلیک و کشتار غیر نظامیان را ندارند، ماده ۲۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی مقرر می دارد « تشکیل اجتماعات و راهپیماییها، بدون حمل سلاح، به شرط آن که مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است». و نیز طبق ماده 20 کنوانسیون بین¬المللی حقوق بشر برگزاری تجمعات حق هر انسانی است.
از جان باخته گان خرداد ۸۵ آذربایجان می توان در نقده ( سولدوز) به، توحيد آذريون٬ همت اسمزاده٬ حسین فتحي پور و عسگر قاسمی در تبریز بهزاد صبوحی نژاد، رضا میرآقاپوردرویش در ارومیه فرزاد اسد پور ،ایواز سیاحی و در مشگین شهر به جلیل عابدی اشاره کرد.
حکومت جمهوری اسلامی ایران برای کنترل اوضاع سیاسی آذربایجان در ادامه روشهای خشونت آمیز گذشته به اقدامات شدیدتر و وحشتناک تری روی آورده است. در خرداد سال جاری ما شاهد دو خبر تلخ، یعنی کشته شدن دو فعال آذربایجانی در تبریز بودبم یکی آقای« قادر صدیقی» بود که توسط خودروی نیروهای امنیتی در تصادفی عمدی جان داد و دیگری مرگ فعال ملی آذربایجان فرهاد محسنی نگارستان در زیر شکنجه عوامل اطلاعاتی در.بازداشتگاه وزارت اطلاعات بود. مرگ فرهاد محسنی نگارستان فعال با سابقه آذربایجانی که قبلا هم سابقه بازداشت و مصدومیت به خاطر شرکت در تظاهرات داشته، در یکی از بازداشتگاههای مخفی وزارت اطلاعات و به دنبال شکنجه مامورین امنیتی اتفاق افتاده است. به گفته یکی از اعضای خانواده او٬ فرهاد به احتمال بسیار زیاد بر اثر شوک الکتریکی که به خاطر گرفتن اعتراف به او وارد کرده اند٬ جان خود را از دست داده است.
متاسفانه بایکوت شدید خبری منطقه و حساس نبودن ارگانهای اطلاع رسانی و حقوق بشر فعال در ایران سبب ادامه این روند از سوی حکومت گردیده و هنوز تعداد و اسامی تمامی جان باختگان آذربایجان بطور قطعی مشخص نشده است.
7- به نظر شما الان چه بايد كرد؟
امروز، فعالان دانشجویی-سیاسی، فرهنگی، حقوق بشری آذربایجانی به خاطر مطالبه ی حقوق مدنی ملت خویش به زندان می روند، از تحصیل محروم می شوند و یا از کار بیکار می گردند. در چنین شرایطی توجه ویژه به مسئله ی حقوق بشر به وظیفه ای جدی برای تمامی روزنامه نگاران، فعالین سیاسی و مدنی خصوصا" آذربایجانیان خارج از کشور تبدیل می شود.که بنحو ممکن و همگام با آذربایجانی داخل کشور با اعتراضات گسترده خود و دادن گزارشات و خبر رسانیها در برانگیختن اعتراضات بین المللی تلاش کنند. رسانه ای و بین المللی کردن مسئله اقوام وملل غیر فارس می تواند تا حدی از فشار و شرکوب حکومت علیه اقوام و ملل غیر فارس جلوگیری نماید.
8- آينده را چطور ارزيابي مي كنيد؟
بی توجهی روشنفکران فارس به مسایل ملی به طور عام، و مسایل آذربایجان به طور خاص، یکی از نگرانیهای عمدهی آذربایجانیها در ایران است. بسیاری از روشنفکران فارس با حرارت از حقوق بشر و دموکراسی در ایران سخن میگویند، اما هنگامیکه مسالهی حقوق ملی اقوام و ملل غیر فارس در ایران مطرح میشود، به این امید که با مسکوت گذاشتن آن، مساله خود بهخود از میان خواهد رفت، سکوت اختیار میکنند. ( حتی ا فر ادی مانند شیرین عبادی" برنده جایزه نوبل" یا اکبر گنجی در مورد مسائل آذربایجان و بویژه فعالین بازداشت شده آذربایجانی تاکنون حتی یک موضع گیری نکرده اند و حتی در مجامع جهانی اخبار مرتبط با ملت آذربایجان را بایکوت نمود اتد ) ساده لوحانه خواهد بود اگر تصور کنیم اوضاع ژئوپولیتیک منطقه بر مسایل مربوط به آذربایجانیها و دیگر اقلیتهای ملی در ایران تاثیر نگذاشته است. آیندهی ایران بستگی تام به عملکرد روشنفکران فارس در راستای احقاق حقوق اقلیتهای ملی دارد. گرچه روشنفکران فارس به تدریج به واقعیتهای کنونی جامعهی ایران تن دردادهاند، بسیاری از آنها هنگامی که سخن از آیندهی ایران میرود حقوق اقلیتهای ملی را موضوعی در درجه دوم اهمیت و گهگاه «تابو» تلقی میکنند. بسیاری از روشنفکران فارس، وجود آذربایجانیها را در ایران با حفظ حقوق متمایز زبان و فرهنگ پذیرفتهاند، اما برای ترویج زبان و فرهنگ آذربایجانی کاری انجام نمیدهند. بیتوجهی آنها به این مسالهی حیاتی بیش از پیش آذربایجانیهای ایران را منزوی خواهد ساخت.
با توجه به روند جهانی شدن و رشد روز افزون رسانه های جمعی باعث شده تا مسئله احقاق حقوق اقوام وملل عیر فارس برجسته تر گردد در این بین خبر گزاریهای مستقل می توانند نقش بارز و بر جسته ای ایفا نمایند متاسفانه در بیشتر مواقع مشاهده می گردد که اخبار مرتبط با مسئله آذرابجان بویژه دستگیری فعالین هویت طلب این منطفه با بایکوت رسانه ای عمدتا فارس کرا و تحت تفکرات شونیستی واقع می شود این امر باعث بی اعتمادی ملت آذربایجان نسبت به رسانه های فارس زبان شده است و همچنین از طرفی ملت آذربایجان امروزه اعتقادی به روشنفکران فارس گرا و پایتخت نشین ندارند.رسانه های جمعی باید اخبار مرتبط با مسئله حقوق بشر را در سرتاسر ایران و بدون توحه به نژاد ؛ مذهب و زبان مورد پوشش قرار دهند.بیشک تحقق حقوق تمامی ملیتها، موجبات تقویت انسجام در جامعه را فراهم کرده و عدم آن نیز باعث تعمیق شکافها وتشدید اختلافات داخلی خواهد شد.
9- پيامتان به هموطنان آذري مان چيست؟
شناخت لازم از حقوشان داشته باشند،تا حقوقشان را بدانند و از آنها دفاع کنند. نسبت به هرگونه نقض حقوق بشر بی توجه نباشند ، در شرایطی که فضای کاملا امنیتی و سرکوب بر شهرها و دانشگاهها حاکم است، طیبعتا ما به تنهایی، توان لازم و کافی در پوشش گسترده و همه جانبه اخبار بازداشتها و نقض حقوق بشر را نخواهیم داشت. به همین دلیل موارد نقض این حقوق رابه ما و به دیگر فعالان حقوق بشر و رسانه های آزاد گزارش دهند.
برايمان مختصري از فعاليتهای انجمن دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجانی در ایران (آداپ) بگوييد :
انجمن دفاع از حقوق زندانیان سیاسی آذربایجانی در ایران ( آداپ) بعد از اعتراضات خرداد ۸۵ آذربایجان در ونکور کانادا با هدف رساندن وضعیت زندانیان سیاسی آذربایجانی به مجامع جهانی و رسانه ها تشکیل شده است و خانم فاخته زمانی مسئول آن هستند.در نتیجه ارتباط مستقیم انجمن دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان (آداپ)در این دو سال بیش از صد بیانیه در خصوص نقض حقوق فعالین آذربایجانی از طرف مجامع جهانی و حقوق بشری چون سازمان ملل، عفو بین الملل، فرانت لاین، وزارت امور خارجه آمریکا و دیگر مراکز بین المللی و حقوق بشری صادر شده است.با بسياری از این سازمانهای بین المللی تماس نزدیکی داریم و در بسياری از امور با آنها مشاوره و به سؤالاتشان پاسخ میدهيم. سازمان عفو بين الملل، نظر خود را بارها در مورد انجمن ما بطور کتبی اظهار نموده است. اين امر بخاطر همکاری نزدیکی است كه با آنها داریم. سایتساوالان سسی نیز در راستاي انعکاس اخبار زندانیان سیاسی و پوشش خبری موارد نقض حقوق بشر در آذربایجان بعد از اعتراضات خرداد ۸۵ آذربایجان ايجاد شده است و به هيچ گروه سياسي كلا و جزئا تعلق ندارد.نگاه ما به همه جريانها و انديشه ها يکسان است و بعنوان يک سایت حقوق بشري از همه افرادي که آزادي شان سلب ميشود و به خاطر انديشه و فکر يا روش و سبک زندگي خود محبوس ميشوند دفاع مي کنيم.
آدرس: http://www.savalansesi.com/
آدرس: http://www.adapp.info/
آقاي قاراباغلي با تشكر ازشما و وقتي كه براي ما اختصاص داديد .
آژانس ايران خبر
http://www.iran-ina.com/News-Details.aspx?newsId=8431&back=1
سه شنبه هشتم مرداد 1387
مهر علیزاده
آغاز به کار غیر رسمی ستاد انتخاباتی "مهر علیزاده" در تهران
بیزیم سولدوز: یک منبع آگاه نزدیک به مهرعلیزاده به خبرنگار عصر ایران گفت: مهر علیزاده قصد دارد مجددا در انتخابات ریاست جمهوری دهم کاندیدا شود تا بار دیگر شانس خود را برای حضور در پاستور امتحان کند.

وی افزود: مهرعلیزاده در صورتی کاندیدای ریاست جمهوری می شود که خاتمی وارد صحنه نشود.
وی در پایان خاطر نشان کرد: در صورتیکه آقای خاتمی وارد عرصه انتخابات شود ستاد انتخاباتی مهرعلیزاده نیز برای آقای خاتمی فعالیت خواهد کرد.
سه شنبه هشتم مرداد 1387
حمید والایی
نامه سرگشاده خانواده"حمید والایی" وکیل و مدافع حقوق بشر اذربایجان
به رییس قوه قضائیه
بیزیم سولدوز: براساس بخشنامه سوم حقوق شهروندی جنابعالی، باید از جلب و اعزام تحت الحفظ متهم بدون تفهیم اتهام خودداری گردد و از جلب و احضار افراد، بدون توجه به اتهام و دلایل کافی پرهیز بعمل آید. پس چگونه است اداره اطلاعات تبریز و دادگستری تحت مدیریت جنابعالی از اعلام اتهام فرزند بنده به خانواده و وکیل وی اجتناب می ورزند؟ نه اینست که آقایان هیچ مدرک اتهامی علیه وی ندارند و تنها قصد دارند با تحت فشار قرار دادن وی و وادار کردن به اعتراف به کارهای انجام نداده پرونده سازی نمایند.
بسمه تعالی
ریاست محترم قوه قضائیه - جناب آقای آیت ا... شاهرودی
با سلام،
احتراماً به استحضار می رساند که فرزند اینجانب به نام حمید والایی، فارغ التحصیل رشته حقوق، نویسنده مقالات حقوقی و اجتماعی که علیرغم قبولی در آزمون وکلا، از سوی ارگان های اطلاعاتی رد صلاحیت گردیده بود، در پی احضار های تلفنی و مراجعات حضوری مأموران اطلاعات آذربایجان شرقی(تبریز) روز سه شنبه مورخه 25/4/1387 به همراه بنده(پدرش) به ستاد خبری وزارت اطلاعات مراجعه و پس از بازجویی های اولیه بازداشت گردید. در پی بازداشت وی مراجعات خانواده جهت مشخص شدن محل نگهداری و اتهام وارده وقعی ننهاد و تنها در روز پنجشنبه 27/4/1387 از طرف حمید تماس تلفنی کوتاهی برقرار گردید که تنها در حد احوالپرسی معمولی بود.
با گذشت زمان و مشخص نشدن وضعیت جسمی و روحی، محل نگهداری، اتهام وارده و همچنین درج اخبار ناگوار و نگران کننده در سایتهای اینترنتی، عدم تماس تلفنی در طول ده روز گذشته از تماس اول، خانواده به دفعات مکرر با مراجعه حضوری به همراه وکیل به ستاد خبری وزارت اطلاعات و دادگستری تبریز و مذاکرات و گفتگوی مفصل با بازپرس و معاون دادستان تبریز خواستار مشخص شدن وضعیت گردیدند که متأسفانه تاکنون هیچ اقدام عملی در این خصوص صورت نگرفته است.
ریاست محترم قوه قضائیه:
- براساس بخشنامه سوم حقوق شهروندی جنابعالی، باید از جلب و اعزام تحت الحفظ متهم بدون تفهیم اتهام خودداری گردد و از جلب و احضار افراد، بدون توجه به اتهام و دلایل کافی پرهیز بعمل آید. پس چگونه است اداره اطلاعات تبریز و دادگستری تحت مدیریت جنابعالی از اعلام اتهام فرزند بنده به خانواده و وکیل وی اجتناب می ورزند؟ نه اینست که آقایان هیچ مدرک اتهامی علیه وی ندارند و تنها قصد دارند با تحت فشار قرار دادن وی و وادار کردن به اعتراف به کارهای انجام نداده پرونده سازی نمایند!
- بر اساس قانون «احترام به آزادیهای مشروع و حقوق شهروندی» مصوبه 15/2/1383 مجلس که در تاریخ 16/2/1383 مورد تأیید شورای نگهبان قرار گرفته است، هرگونه شکنجه بمنظور اخذ اقرار و یا اجبار متهم به امور دیگر ممنوع بوده و اقرارهای اخذ شده بدینوسیله حجیت شرعی و قانونی ندارد. اما متأسفانه اطلاعات موثق رسیده به دست ما حکایت از آن دارد که حداقل حمید یکبار بر اثر شکنجه های جسمی و روحی بیهوش شده است و از نظر ما عدم صدور اجازه برقراری تماس وی با خانواده حاکی از وخیم بودن وضعیت وی دارد. از آنجا که حمید به همراه پدرش داوطلبانه خود را به ستاد خبری اطلاعات معرفی کرده است، ما این اداره را مسئول حفظ جان و روان وی می دانیم و در صورت بروز هر اتفاق بر علیه آن شکایت خود را به مراجع قانونی داخلی و بین المللی تسلیم خواهیم کرد.
- بازپرس و معاون دادستان تبریز طی گفتگوهای حضوری با خانواده ضمن عدم پیگیری و بررسی آخرین وضعیت جسمی و روحی حمید، با بیان خالی بودن پرونده از موارد اتهامی، اعلام کردند: وی با مأموران امنیتی همکاری نمی کند! اگر منظور آقایان از همکاری اعتراف به فعل انجام نشده از سوی وی و یا افراد دیگر است، می توان دلیل تحت فشار جسمی و روحی بودن حمید و در نهایت بیهوش شدن وی را براحتی فهمید. آقای شاهرودی بر اساس موازین بین المللی، قوانین کشور، اعلامیه جهانی حقوق بشر، قانون احترام به آزادیهای مشروع و حقوق شهروندی و در نهایت بخشنامه حقوق شهروندی جنابعالی این شیوه بازجویی و تکمیل پرونده محکوم و غیرقانونی بوده و هیچ اعتباری ندارد.
ریاست محترم قوه قضائیه، طی روزهای گذشته تماس های مستقیم و غیر مستقیم زیادی با خانواده از سوی مراجع بین المللی، مدافع حقوق بشر و رسانه های خارجی جهت انجام مصاحبه صورت گرفته است که از قبول آنها سرباز زده ایم تا بلکه روند بررسی پرونده خالی از اتهام فوراً خاتمه یابد و حمید آزاد گردد. متأسفانه روند حاضر عکس آن چیزی است که ما انتظار آنرا داشتیم. از اینرو از جنابعالی تقاضا داریم ضمن صدور دستور توقف روند غیر قانونی بازجویی، مقدمات آزادی حمید والایی بعنوان فردی که بعلت اشراف به قوانین از هرگونه بی قانونی دوری می جست، فراهم آید. طبیعی است در صورت ادامه این روند بویژه بی خبری مطلق از وضعیت جسمی و روحی وی ناگزیر به مصاحبه و پیگیری وضعیت از طریق مجامع بین المللی خواهیم بود.
با تشکر
خانواده حمید والایی
6/5/1387
