پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387
المپیک ۲۰۰۸ و ایران
مدال اگر در چین هم باشد مردانی از سرزمین پارس بدان دست نخواهند یافت

بیزیم سولدوز: بازیهای تابستانی المپیک ۲۰۰۸ چین کم کم به انتهای خود نزدیک میشود .در این رقابتها ۵۵ ورزشکار ایرانی در ۱۴ رشته و با تحمیل هزینه های میلیاردی از جیب ملل محروم ایران شرکت داشتند که نتیجه ان تا کنون تنها یک مدال برنز در رشته کشتی است.
محمد علی ابادی معاون رییس جمهور و رییس سازمان تربیت بدنی با همه ناکامی های فوق انرا ناکامی نمیداند و با بهانه های بنی اسرائیلی سعی در ماست مالی شکستهای پی در پی المپیک را دارد.
او با جملاتی که شنونده را بیاد حدیث جعلی "دانش اگر در ثریا باشد مردانی از سرزمین پارس بدان دست خواهند یافت" می اندازد اظهار کرده:در اين دوره تصور مي كرديم سوريان عنوان قهرماني وزن خود را كسب كند و احسان حدادي نيز در مكان سوم رشته خود بايستد. در جودو به كسب مدال نزديك بوديم. در بدمينتون و تنيس روي ميز نيز ورزشكاران نمايش خوبي از خود نشان دادند و مي توانيم به كسب مدال در اين رشته ها دربازي هاي آسيايي 2010 گوانگجو اميدوار باشيم. اميدوارم كشتي و تكواندو بتوانند به حق خود در المپيك برسند و نتايج خوبي را از آنها شاهد باشيم.
همه سخنان علی ابادی چیزی جز خوش خیالی های قبل از المپیک و وعده هایی برای اینده همچون "دست خواهند" یافت حدیث جعلی اسکناس ۵۰۰۰ تومانی نبوده و در راستای سرپوش گذاشتن به شکستهای دنباله دار مردان پارسی است اما انچه در این میان قابل درک نیست جبران هزینه ۴۰ میلیارد تومانی ماجرا جویی مردان سرزمین پارس برای دست یافتن به مدال در چین است که از بیت المال مردم فقیر هزینه گردیده و كوچكترين دستاوردي نداشته است.
پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387
المپیک 2008
بررسی جدول توزیع مدال های المپیک 2008 پکن
ایران ۱ مدال اذربایجان ۵ مدال
بيزيم سولدوز: بررسی جدول توزیع مدال های المپیک 2008 پکن تابه امروز نشان می دهد بسیاری از کشورهای فقیر جهان سوم ، در وضعیت بهتری نسبت به ایران قرار دارند و این درحالی است که کاروان 55 نفره المپیک ایران ،که بزرگترین کاروان ورزشی ایران در تمام دوره های المپیک به شمار می رود ، تنها توانسته است یک مدال برنز آن هم در رشته ای که خود را مدعی جهانی آن می داند ، یعنی در کشتی به دست بیاورد.
در این میان با اعلام نتایج اولیه مدالهای المپیک جمهوری اذربایجان شمالی با ۵ مدال (1طلا، 2نقره ،2برنز) در وضعیت بسیار بهتری از ایران قرار گرفته است.
اگر بخواهیم وضعیت کشورهای جهان سوم که تا کنون نتایج بهتری از ایران گرفته اند را بررسی کنیم ، به نام هایی چون کنیا بر می خوریم که تا به امروز 2 طلا ، 4 نقره و 2 برنز گرفته است.
جامائیکا(2طلا-3نقره)، کشور منزوی و تحت تحریم های شدید بین المللی کره شمالی(2 طلا ، 1 نقره ،3 برنز)، کشور فقیر اتیوپی(2طلا، 1 نقره)،کشور کمونیستی کوبا(1طلا،6نقره ،6برنز) ،زیمباوه که هم اکنون گرفتار تورم 11 میلیون درصدی است (1طلا،3نقره)،جمهوری آذربایجان(1طلا، 2نقره ،2برنز)،ترکیه(1طلا،2نقره،1برنز)،اندونزی(1 طلا، 3نقره،3برنز) ،مغولستان(1طلا،1نقره)،تونس(1طلا) و بحرین (1 طلا) از جمله کشورهای جهان سومی هستند که در جدول رده بندی از ایران پیشی گرفته اند و البته نام های دیگری نیز در این فهرست وجود دارند.
در حال حاضر ایران در جدول توزیع مدال ها ، در جایگاه هفتاد و دوم قرار دارد و از این رو در قعر جدول همتزار لتونی،موروکو ،اسرائیل،تاجیکستان،توگو ،مصر و ونزوئلاست که آنها هم تا بدین جای کار فقط یک برنز گرفته اند!
این جدول نشان می دهد رابطه معناداری بین تصاحب رده های نخست المپیک و میزان توسعه یافتگی کشورها وجود داردکه اوج گرفتن کره جنوبی مثال بارزی در این زمینه است.
چهارشنبه سی ام مرداد 1387
نجات سرزمین پارس ها
سایت تابناک ذوق زده از نجات سرزمین پارس ها توسط روس ها!!!
بيزيم سولدوز: سایت خبری تابناک وابسته به محسن رضایی در مقاله ای بنام "اوستياي جنوبي و قفقاز، بستري مناسب براي هژموني منطقهاي ايران" به قلم دکتر مير مهرداد ميرسنجري ضمن حمایت از تجاوز روسیه به گرجستان و تشویق ایران به تکرار اقدامات روسها در مناطقی از قفقاز مشغول سمپاتی گردیده و با تلاش جهت ترسیم تابلویی شوینیستی از وضعیت مناطقی از قفقاز خواستار حمايتهاي معنوي و مادي از همتباران ايراني ! که ريشههاي هويتي مردم اوستياي شمالي و جنوبي و آلانيا در گرجستان و تالشهاي منطقه تالشان جمهوري آذربايجان، ايراني است گردیده ، وبا تلقین اینکه آنها به داشتن هويت فرهنگي ايراني و زبان پارسي افتخار ميكنند!، در جهت پیچیدن نسخه ای زیاده طلبانه و شوینیستی و تحریک حاکمیت در راستای دخالت در اوضاع حساس ان منطقه است.
نویسنده این مقاله سرشار از تفکرشوینیستی ، ذوق زده از حمله روسها به گرجستان و ارمنی خواندن قره باغ کوهستانی ،ضدیت خود با تورکها را در جای جای متن اشکارا بیان میکند.متن زیر بخش هایی از ان مقاله است:
اوستياي جنوبي و قفقاز، بستري مناسب براي هژموني منطقهاي ايران
درگيريهاي چند روز گذشته در منطقه اوستياي جنوبي، بار ديگر منطقه قفقاز را به کانون توجه رسانههاي جهان تبديل کرد. حمله نظامي شبانه هشتم آگوست 2008 ارتش گرجستان به «تسخينوالي»، پايتخت اوستياي جنوبي و اشغال آن، واکنش شديد نظامي روسيه را در بر داشته و شعلهور شدن جنگ تمامعيار روسيه با گرجستان، قدرتهاي منطقه و فرامنطقهاي را به موضعگيري و واکنشهاي متفاوتي برانگيخته است.
در اين ميان، نگاهي به موقعيت ژئوپلتيک اوستياي جنوبي و گرجستان و پتانسيلهاي مستقيم و غير مستقيم تأثيرگذار بر منافع ملي ايران، از اهميت بسزايي برخوردار است.
موقعيت گرجستان در قفقاز
گرجستان با مساحت 69.5 هزار کيلومتر مربع و جمعيت بالغ بر 4.693.000 نفر، يکي از سه کشور قفقاز است که از ديرباز تاريخ، همواره در قلمرو حکومت ايران قرار داشته است. اين کشور از سيزده شهر تشکيل شده که مهمترين آنها «تفليس» (پايتخت)، «باتومي» و «سوخومي» هستند. گرجستان از شمال با روسيه، از شرق با آذربايجان (اران و شروان) از جنوب با ارمنستان، از جنوب غرب با ترکيه و از غرب با درياي سياه هممرز است.
بخش شرقي گرجستان از هزارههاي گذشته با نام «ايبريا» همواره بخشي از ايران و بخش غربي آن با نام «اگريس»، همواره صحنه درگيريهاي دو قدرت مهم آن روز، يعني ايران و امپراتوري بيزانس بوده است. اين منطقه بعدها در تاريخ بارها مورد تاخت و تاز قدرتهاي بيگانه از جمله عثمانيها و روسها قرار گرفت تا اينکه پيماننامه ننگين «گلستان» در سال 1812 قرنها پيوند ملت ايران با مردم قفقاز را از هم گسست.
پس از اشغال گرجستان توسط روسيه تزاري، همه سرزمينهاي ايراني قفقاز با نام preside sky با سرزمين پارسها شناخته ميشد تا اينکه پس از انقلاب بلشويکي 1917 و به ويژه از سال 1924 ميلادي به بعد، نظام کمونيستي حاکم بر شوروي، تصميم به ترسيم مرزهاي جغرافيايي مناطق گوناگون شوروي بر پايه سياست جداسازي قومي گرفت. بر اين مبنا، در مناطق گوناگون، به ويژه آسياي ميانه و قفقاز، ترکيبهاي گوناگون تنشزا بر پايه سياستهاي تفوق سياسي نظام کمونيستي شکل گرفت که از آن جمله ميتوان به الحاق مناطق تاجيک نشين و فارسيزبان سمرقند و بخارا به ازبکستان اشاره کرد.
در منطقه قفقاز هم سياست مشابه، بسياري از قوميتها را در سالها بعد درگير منازعات قومي كرد که از آن جمله ميتوان به منطقه ارمني «ناگورنو» قره باغ اشاره کرد که اران و شروان تاريخي (که به غلط جمهوري آذربايجان ناميده ميشود) پيوست و از ديگر سو، منطقه نخجوان که ميان ارمنستان و ايران واقع شده و مرز مشترکي با جمهوري آذربايجان ندارد، در قالب بخشي از جمهوري اران و شروان رسميت يافت.
اقوام ساكن منطقه اوستيا و آلانياي قفقاز كه در تاريخ از ريشهاي ايراني برخوردار بودهاند و هنوز هم به زبان «آسي» كه بسيار نزديك به زبان فارسي است، تكلم ميكنند و خود را همواره وارث تمدن ايراني ميدانند، در نظام شوروي به دو بخش تقسيم شدند كه بخش شمالي اوستيا در قالب فدراسيون روسيه و بخش جنوبي به عنوان بخشي از جمهوري سوسياليستي گرجستان واقع شد.
پس از تغيير و تحولات سياسي و فروپاشي نظام كمونيستي شوروي و استقلال جمهوريهاي پانزدهگانه از جمله گرجستان تقسيمبندي منطقهاي نژادي گذشته، سبب برافروختن تنشهاي فروخفته قومي نژادي شد كه بر اين اساس منطقه قفقاز درگير جنگهاي آذربايجان و ارمنستان بر سر قرهباغ و نيز جنگهاي آزاديخواهانه اوستياي جنوبي و آبخازيا و آجاريا با حكومت مركزي گرجستان شد. در اين ميان، منطقه اوستياي جنوبي كه تا سال 1991 به عنوان يك حكومت خودمختار در جمهوري گرجستان رسميت داشت، پس از اعلام حكومت تفليس مبني بر لغو اين خودمختاري در 28 نوامبر 1991 اعلام استقلال كرد و از آن هنگام تاكنون اختيار اين منطقه از دست گرجستان بيرون رفته و نيروهاي صلحبان، روسيه مسئوليت حفظ آرامش و كنترل مرزهاي اوستياي جنوبي را بر عهده داشتهاند. بنا بر برآوردهاي سال 2000، جمعيت اوستياي جنوبي، واقع در شمال گرجستان هفتاد هزار نفر بوده است كه نيمي از مردم آن در پايتخت اين منطقه با نام «تسخينوالي» زندگي ميكنند........
........چراغ سبز گرجستان براي گسترش «ناتو» به قفقاز سبب توجه ويژه آمريكا به بهرهگيري از امكانات گرجستان براي منافع ملي خود شده كه بر همين اساس، هماكنون 150 نظامي آمريكايي مستقر در گرجستان آموزش سربازان گرجي و تجهيز ارتش آن را بر عهده دارند.
همين اعتمادسازي دوسويه موجب گذر پروژه انتقال نفت و گاز درياي خزر به غرب با عنوان خط باكو ـ جيحان از خاك گرجستان شده است تا منافع غرب براي مقابله با ايران و روسيه برآورده شود.
سخن آخر آنكه، اوضاع منطقه قفقاز به گونهاي است كه منافع ملي كشورهاي منطقه به ويژه ايران و روسيه مستقيم را تحت تأثير قرار خواهد داد، چراكه نزديكي هرچه بيشتر كشورهايي چون گرجستان و آذربايجان (همان اران و شروان تاريخي) با غرب، جاي پاي قدرتهاي بيگانه را در منطقه تقويت خواهد كرد. تشويق غرب به عضويت گرجستان و آذربايجان در ناتو و استقرار سپر موشكي در منطقه به همان نسبت كه براي روسيه هشداردهنده است، براي ايران نيز تهديدي جدي خواهد بود. در اين ميان، ايجاد پايگاههاي نظامي در اين دو كشور و خط لوله باكو ـ تفليس ـ جيحان نيز سياستي بوده كه در راستاي انزواي هرچه بيشتر ايران و روسيه به كار گرفته شده است. بنابراين، به رغم كند شدن روند ايجاد سپر موشكي غرب در منطقه با بهكارگيري قدرت نظامي روسيه در اوستياي جنوبي، اعمال هژموني قدرت منطقهاي فعال از سوي ايران نيز ابزار مناسبي است كه با حمايتهاي معنوي و مادي از همتباران ايراني ما در منطقه ميتواند به كار گرفته شود. توجه به اينكه ريشههاي هويتي مردم اوستياي شمالي و جنوبي و آلانيا در گرجستان و تالشهاي منطقه تالشان جمهوري آذربايجان، ايراني است و آنها به داشتن هويت فرهنگي ايراني و زبان پارسي افتخار ميكنند، بستري مناسب است كه متأسفانه تاكنون توجه كافي به آن نشده است؛ بنابراين شايسته است كه حمايت و پشتيباني همهجانبه فرهنگي و مادي از اين اقوام و حتي كردهاي ايرانيتبار عراق از سوي ايران به طور جدي شود، چراكه دوام و بقاي قدرتمند اين اقوام در منطقه، علاوه بر تقويت هژموني منطقهاي ايران و تعادل قدرت با روسيه، ميتواند به عنوان ابزاري براي پيشگيري از هرگونه تهديد نسبت به امنيت ملي و تماميت ارضي ايران در موقع مقتضي به كار آيد.
دکتر مير مهرداد ميرسنجري
سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387
انفجاردرمسجد ابوبکرباکو
|
| ||
|
بیزیم سولدوز: انفجارروز یک شنبه در مسجد ابوبکر باکو اقدامی فاجعه آمیزبوده و برعلیه انسانیت ، ارزشهای ملی آذربایجان و دولتمداری این کشورصورت گرفته است. این سخنان را ایلقار ابراهیم اوغلو الهیات شناس و رئیس مرکز دفاع از آزادی وجدان وعقیده روز دوشنبه در باکو بیان کرد. در مسجد ابو بکر واقع در شهر باکو پایتخت آذربایجان روز یکشنبه حدود ساعت 21:00 موقع نماز مغرب حادثه انفجار اتفاق افتاد. یک فرد ناشناس بوسیله سنگ پنجره را شکست و دو فقره خمپاره مدل RQD- 1 را داخل مسجد پرتاب نمود که در نتیجه، سه نفر کشته شد و هشت نفر مجروح گردیدند. بنابراین گزارش فردی به نام رافیق عباس اف 53 ساله، همچنین جوانی 22 ساله که نامش فاش نمی شود، نیز کشته شدند. مجروح شدگان بنامهای زیر: صاحب خاسای اف فرزند رودیگار متولد سال 1976 (جراحات سبک داشت و اکنون از بیمارستان مرخص گردید)، رشاد جمال اف فرزند ناظم متولد سال 1985، داشقین ابراهیم اف متولد سال 1981، نامیگ محمداف متولد سال 1984، رشاد اسماعیل اف متولد همان سال و وقار صلاح اف 25 ساله (با وضع جسمانی وخیم به بخش بازیافت هوش انتقال یافتند). دقایقی پیش یک مجروح دیگری بنام روسلان صفرعلی اف نیز در بیمارستان "موسی نقی اف" بستری شد. قامت سلیمان اف پیش نماز این مسجد خسارات سبک گرفت و پس از ارایه کمکهای پزشکی اولیه از بیمارستان مرخص گردید. شایان ذکر است، اغلب پیروان مذهب وهابیت در مسجد ابو بکر عبادت می کنند. امسال وزارت امنیت ملی جمهوری آذربایجان و کمیته امور دینی در این مسجد عملیاتی انجام داده، در نتیجه، کتابهای دینی ممنوع الانتشار مصادره شده بود. ابراهیم اف درادامه گفت:" درآذربایجان تنها تهدید و ارعاب نسبت به دینداران وجود ندارد ، بلکه حمله مستقیم به مسجد بصورت عرف درآمده است. این نوع اقدامات مغایر عادات و رسوم ملت آذربایجان بوده و محکوم است و لذا معتقدم که باید علل بوجود آمدن این حادثه را مورد ارزیابی قرار داد ودلایل بروزآن را به دقت مورد نتیجه گیری قرارداد. " وی افزود که باید ملت آذربایجان به این حادثه بعنوان ضربه ایی به معنویات خود نگاه کند. وی گفت:" باید دقت بیشتری مبذول شود ، حمله به مسجد و تسویه حساب ازاین طریق حادثه ایی نادر و برای آذربایجان این حادثه غیرعادی وغیرمترقبه است. | ||
سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387
تسخینوالیا
گزارشگر ویژه پارلمان شورای اروپا
روسیه درمنطقه تسخینوالیا دست به پاکسازی نژادی زده است
بیزیم سولدوز: نیروهای روسی به همراه تجزیه طلبان اوستیایی در منطقه تسخیوالیا دست به پاکسازی نژادی زده است. این مطلب را ماتیاس یورش گزارشگر ویژه پارلمان شورای اروپا درامور گرجستان پس ازدیداربا تموریاکوباشفیلی وزیر همگزایی گرجستان بیان کرده است. به گفته وی گرجستان اسنادی دال بر این ادعا دردست دارد و باید این شواهد به تمام دنیا نشان داده شود. یورش اضافه کرد که دلیل این مدعا منازعه درتسخیوالیا نه ، بلکه اشغال اراضی گرجستان توسط روسیه است. به اعتقاد وی در قرن 21 اشغال سرزمینهای یک عضو شورای اروپا توسط دیگرعضو این شورا غیر قابل قبول است. یورش همچنین براین اعتقاد است که باید اروپا درمورد ایراد اتهام نسبت به روسیه یکدل باشد.
دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387
ایران تنفس گاه ارمنستان
پس از حمله روسیه به گرجستان
ایران تنها تنفس گاه ارمنستان
بیزیم سولدوز: حمله ارتش متجاوز روس به گرجستان و اشغال مناطقی از خاک ان کشور و کشتار دهها تن از مردم بیگناه بیش از همه ارمنستان و ایران را به وجد اورده است. ارمنستان با در اختیار گذاشتن پایگاههای هوایی خود به روسها و پرواز سوخو های روسی از ان و بمباران شهرهای گرجستان و بخصوص شهرها و روستاهاي اذربایجانی نشین عملا به اردوگاه ارتش متجاوز روسيه پيوست.
ارتش روسيه با الهام از قشون روسيه تزاري و به بهانه حفظ حقوق جمعيت 200 هزار نفري اوستياي جنوبي كه 65 در صد انرا روسها تشكيل ميدهند وارد خاك گرجستان گرديده و تا 35 كيلومتري تفليس پيشروي نمود.

در اين ميان رهبران ارمنستان كه خود فرزند خلف روسها با همان مشخصات ژنتيكي و خوي تجاوز گرانه و جنايتكارانه است شايد به اين باور رسيده اند كه در صورت حمله مشابهي از سوي اذربايجان به ارتش اشغالگر ارمنستان در سرزمين اشغال شده قره باغ نيز روسيه چنين موضعي اتخاذ خواهد كرد اما غافل از انكه همان ارتش اشغالگر روسيه تحت فشار بين المللي پس از 5 روز مجبور به توقف حملات و اذعان به عقب نشيني خواهد شد.
در اين ميان اشتباه استراتژيك رهبران ارمنستان بهاي سنگيني در كوتاه مدت و دراز مدت بر انها تحميل خواهد كرد.
اين كشور متجاوز كه 20 درصد خاك اذربايجان شمالي را با حمايت مستقيم و تحت نظارت كامل ارتش روسيه و بخصوص لشگرهاي باقيمانده از زمان شوروي در منطقه قره باغ و غرب اذربايجان شمالي(مناطق شرقي ارمنستان كنوني) به اشغال در اورد سالها از طريق خاك گرجستان و ايران كمكهاي نظامي و حتي غير نظامي از روسيه دريافت مينمود.
ايران نيز به نوبه خود حمله روسيه به گرجستان را فرصتي مغتنم براي فراموش شدن چند روزه و شايد چند ماهه برنامه هسته اي پر سر و صدايش و حتي تشكيل دوباره جهان دو قطبي در برابر قدرت ايالات متحده امريكا تلقي نموده و بصورت ضمني از تجاوزات روسيه حمايت كرد غافل از ان كه ماليخولياي ايران –ارمنستان و حتي روسيه باعث تقويت همبستگي ميان كشورهاي رو در رو با انها خواهد گرديد.
ارمنستان با هيچ يك از همسايگان شرقي و غربي خود(اذربايجان و تركيه) رابطه اي ندارد و گرجستان و ايران تنها مسير ارتباط انها با جهان هستند كه در نتيجه حمايت از تجاوز روسيه سرد شدن بيش از اندازه روابطش با گرجستان دور از انتظار نيست و به همان دليل ايران تنها دريچه اميد انكشور خواهد بود كما اينكه در صورت عادي شده رابطه با گرجستان ديگر هرگز دولت تفليس اجازه انتقال تجهيزات و ادوات نظامي و شايد غير نظامي از روسيه به ارمنستان را نخواهد داد.
از سوي ديگر اتفاقات و حوادث چند روز اخير در قفقاز باعث نزديك تر شدن هر چه بيشتر دولتهاي اذربايجان –گرجستان – توركيه و اسراييل گرديده و تلاش سران كشورهايي همچون فرانسه –المان و خصوصا امريكا و هشدارها و تهديدات انها ثابت نمود كه روسيه ديگر در قد و قواره روسيه تزاري قرن 19 نيست.
در هر صورت گرچه بحران حمله به گرجستان هنوز فروكش نكرده اما از هم اكنون ميتوان به تبديل شدن ايران و اراضي اذربايجان جنوبي به تنها مسير انتقال كمكهاي نظامي و لجستيكي روسيه به ارمنستان و به همان اندازه ارزش استراتژيك اراضي اذربايجان جنوبي به انكشور ها و نقش تنفس گاهي اين مرز كوتاه پي برده و با فشار به دستگاه سياست گذاري خارجي ايران جهت ممانعت از حركت محموله هاي روسي ارمنستان را در جهت تخليه سرزمينهاي اشغالي قره باغ و شهرهاي اطراف ان تحت فشار مضاعف قرار داد.
دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387
بانک مرکزی
اشیانه پان ایرانیسم در بانک مرکزی

بیزیم سولدوز: بانك مركزي بعنوان مركز برنامه ريزي و اجراي سياستهاي پولي هر كشور مسئوليت بسيار سنگيني در برابر ملت داشته و بدون ترديد توسعه و رشد اقتصادي هر كشوري وابستگي مستقيم به طراحي و اجراء صحيح سياستهاي پولي توسط بانك مركزي ان كشور دارد.
در ايران امروز بانك مركزي بجاي نجات اقتصاد فلاكت بار كشور از تورم ، گراني و ركود خود را در دايره افكار شوينيستي و پان ايرانيستي گرفتار كرده است بگونه اي كه خبر چاپ اسكناس اسكناسها و چك پولهاي مزين به تصاوير فردوسي و تخت جمشيد و... را با شور و شعف پخش ميكنند گويا اين سازمان موفق به مهار تورم بالاي 30 در صدي در كشور گرديده است.

قبل از وارد شدن به اين مقوله ياد اوري اين نكته لازم است كه اقتصاد ايران در بين كشورهاي خاورميانه در رديف اخر قرار داشته و تنها با برداشت يك صفر از واحد پولي و تبديل ان به تومان موفق به پشت سر گذاشتن عراق ميگردد بدين معنا كه وضعيت اقتصادي ايران بواسطه سياستهاي غلط اقتصادي كه بدون ترديد بانك مركزي اصلي ترين نقش را در ان داشته حتي با محاسبه واحد پول غير رسمي يعني تومان باز هم در رديف دوم از اخر قرار ميگيرد.
حال با اين مقدمه جاي سئوال دارد كه بانك مركزي چرا و به چه دليل بجاي ايفاي نقش سازماني خود همچون لمپن هاي شوينيستي و پان ايرانيستي لس انجلس نشين سياستهاي اسيميلاسيون و سانتراليستي رژيم ستم شاهي را ادامه ميدهد؟ و نيز ميتوان سئوال كرد كه چه دلايلي باعث گرديده است كه تصاوير اماكن مقدسه همچون قدس و مساجد ديگر و همچنين تصاوير تظاهرات ضد سلطنتي بر روي اسكناسهاي چاپ شده در اوايل انقلاب و پس از ان تا پايان جنگ جاي خود را به سيمرغ و گور فردوسي و حديث جعلي و در همين اواخر تخت جمشيد كه به گفته رهبر در سفر سال گذشته به شيراز كاخ جباران تاريخ است تبديل گرديده است؟
نفوذ تفكر شوينيستي در بانك مركزي تا بدانجا رسيده كه زمزمه تغيير واحد پول كشور از ريال به "دارا" (داريك)واحد پول هخامنشان شنيده ميشود در حالي كه پس از گذشت دهها سال از تغيير واحد پول از "قيران" و "تومان" تركي به ريال هنوز هم عامه مردم از واژه قيران و تومان در داد و ستد هاي روزانه خود استفاده ميكنند.
آنچه كه امروز بر سكهها و اسكناسها و چكهاي دولت جمهوري اسلامي مي گذرد، نه به لحاظ زبان نوشته جات (فارسي)، نه به لحاظ واحدهاي پولي (حذف واحد تومان)، نه به لحاظ احاديت پارسيگرانه بر آنها و واترماركهاي فردوسي گرايانه در آنها، نشاني از تكثر ملي و زباني مردمان ايران، سنن تاريخي و ديرين ضرب سكه و چاپ اسكناس در اين كشور، ادامه كاربرد رسمي و دولتي زبان توركي در صدور و انتشار اسناد دولتي و رسمي و همچنين سنت استعمال واحدهاي پولي با نام توركي ندارد. برعكس، اخبار فوق نشان از تصميم راسخ سران جمهوري اسلامي به ادامه و تشديد فارسيگري و ترك ستيزي منسجم و نهادينه شده در تمام اركان دولت و اجتماع و كشاندن آن به عرصه سكه و اسكناس و چك حتي به بهاي فراافكني ملي و تعميق آن دارد.

با همه اين اوصاف انچه نتيجه گيري ميگردد انست كه شوينيسم و پان ايرانيسم چندين سال است كه از لاك خود بيرون امده و ضمن نفوذ در تمامي اركان تصميم گيري كشور ، سياستهاي نژاد پرستانه خود را ارام ارام به مورد اجرا در مي اورد و در این میان انچه قابل مشاهده است ثابت ميكند كه هر سازمان و وزارت خانه اي در اين راستا برنامه كاري مشخصي داشته و با زيركي و شگردهاي مختلف ان را پياده ميكند اما اطمينان كامل داريم كه روزي همان مهر باطلي كه بر صورت جنايتكار بزرگ محمد رضا پهلوي روي اسكناس 50 ريالي فرود امد گور فروسي و كاخ جباران پارس را نيز نابود و باطل خواهد نمود.
یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387
اخباراذربايجان
14 کشته و زخمی بر اثر تصادف در اردبیل
بیزیم سولدوز: بر اثر واژگونی یك دستگاه مینی بوس و سقوط آن به دره ای در نزدیكی سرعین 4 نفر جان باختند.
کنگره آذربایجانی های جهان نمایندگی جدیدی در داغستان باز می کند
بیزیم سولدوز: به گزارش کنگره آذربایجانی های جهان ، این نمایندگی در سفراعضای هیات اداره کنگره مذکور گشایش خواهد یافت. اعضای هیات اداره با مشکلات آذربایجانی های ساکن داغستان آشنا خواهند شد.
نیروهای روس در ۳۵ کیلومتری پایتخت گرجستان
بیزیم سولدوز: نیروهای روسیه همچنان به عملیات نظامی خود در داخل خاک گرجستان ادامه می دهند. این پیشروی درحالی صورت می گیرد که روز جمعه، رئیس جمهور گرجستان طرح صلح پیشنهاد فرانسه برای خروج نیروهای روسیه را امضا کرد.
گرجی های فراری در خانواده آذربایجانی های گرجستان اسکان یافته اند
بیزیم سولدوز: بخشی از گرجی ها و نمایندگان دیگر ملل که در اثر مناقشه اوستیای جنوبی بصورت آواره در آمده اند ، در خانواده آذربایجانی ها ساکن منطقه ساداخلی گرجستان مسکون شده اند.
حرکت ملی آذربایجان وتحرکات اخیر دشمنان
کمپین امضاء برای آزادی دانشجویان بازداشتی حرکت ملی آذربایجان
بیزیم سولدوز: بیش از 750 تن از فعالین دانشجویی، سیاسی و اجتماعی آذربایجان جنوبی با امضا بیانیه ای ضمن حمایت از دانشجویان هویت طلب بازداشت شده خواستار آزادی هرچه سریعتر آنها شدند...
بیزیم سولدوز: بدون شك غرب آذربايجان (جنوبي) در طول تاريخ معاصر بخاطر عواملي همچون ژئوپولوتيك خاص، مهاجرت و متعاقبا برهم خوردن تركيب جمعيتي آن، تضاد مذهبي، دخالت كشورهاي خارجي و تضاد منافع آنها، قدمت كهن تاريخي، منابع سرشار خدادادي، سياستهاي استعماري و زياده خواهانه اتخاذ و اجرا شده (بين المللي، دولتي، قومي) در اين منطقه همواره يكي از كانونهاي تنش، بحران و منازعات و كشمكشهاي بين قومي بوده است.
امضای موافقت نامه تأسیس مجمع پارلمانی کشورهای ترک زبان
بیزیم سولدوز: مجمع پارلمانی کشورهای ترک زبان در پاییز امسال تأسیس خواهد گردید. نظامی جعفراف مسئول کمیسیون فرهنگی و سرپرست گروه کاری امور ترکیه پارلمان آذربایجان روز جمعه به خبرگزاری ترند اعلام کرد: "روند تأسیس مجمع پارلمانی امسال تکمیل خواهد شد".
توليد سوخت زيستي در اروميه ؛ نخستين بار درخاورميانه
بیزیم سولدوز: سوخت زيستي ارزان قيمت بصورت آزمايشگاهي در اروميه تـوليـد شد . محققان وپژوهشگران اذربایجانی موفق شدند با استفاده از مواد اوليه رايگان ، پسماندهاي جامدکشاورزي ، علف ها و درختان هرس شده به فن آوري توليد تانول سلولوزيک دست يافته و...
با نفت 120 دلاري به اهداف نفت 19 دلاري نرسيدهايم
بیزیم سولدوز: وقتي نفت به 120 دلار ميرسد چه ضرورتي دارد كه در بند برنامه چهارم باشيم؟ در اين شرايط اهداف تبيينشده در برنامه چهارم را بايد به اهداف متعاليتر تبديل ميشد. مثلا اگر در برنامه چهارم، رشد اقتصادي 8 درصدي مد نظر بوده بايد با درآمد نفت 120 دلاري رشد اقتصادي 10 درصد را هدف خود قرار دهيم
بازگشت شیرهای پرچم شاهنشاهی بر سردر مجلس
|
بیزیم سولدوز: دو مجسمه شیر و خورشید که زمان انقلاب از سردر مجلس حذف و قطعه قطعه شده بود. روز پنجشنبه 17 مردادماه در سکوت خبری به جایگاه قبلی خود بازگشت
|
یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387
تصادف در اردبیل
14 کشته و زخمی بر اثر تصادف در اردبیل

بر اثر واژگونی یك دستگاه مینی بوس و سقوط آن به دره ای در نزدیكی سرعین 4 نفر جان باختند.
به گزارش شبکه خبر، در این حادثه كه در جاده فرعی منطقه توریستی آلوارس روی داد 10 نفر از سرنشینان مینی بوس نیز به شدت زخمی شدند كه حال برخی از آنها وخیم گزارش شده است.
سرنشینان مینی بوس برای گردش به استان اردبیل آمده بودند.
پلیس راه اردبیل علت حادثه را بی احتیاطی و آشنا نبودن راننده به مسیر، نقص فنی و داغ كردن سیستم ترمز به علت استفاده زیاد از آن در سراشیبی تند اعلام كرده است
یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387
حمله به گرجستان
نیروهای روس در ۳۵ کیلومتری پایتخت گرجستان

یک خبرنگار بی بی سی در گرجستان می گوید نیروهای روسیه، تا فاصله ۳۵ کیلومتری تفلیس، پایتخت گرجستان پیش رفته اند.
همچنین گزارش شده که سربازان روسی، مرکز شهر خاشوری گرجستان را نیز اشغال کرده اند. مقام های محلی این شهر به بی بی سی گفته اند که خودروهای زرهی روسیه، درحال گشتزنی در خیابان های شهر هستند.
خبرنگار بی بی سی می گوید درحال حاضر، نیروهای روسیه کنترل تقریبا تمام شهرها در مسیر راه تفلیس به ساحل دریای سیاه، به جز یک شهر عمده را دردست دارند و به این ترتیب، مسکو اکنون بیش از هر زمان دیگری در گرجستان حضور نظامی دارد.
مقامات روسیه می گویند سربازان آنها در گرجستان، درحال نبرد نیستند، بلکه بر جریان آتش بس نظارت می کنند.
پیشتر مقام های آمریکایی گفته بودند که سرگئی لاوروف وزیر خارجه روسیه، تعهد کرده است که نیروهای کشورش به آتش بس وفادار خواهند بود.
دولت روسیه هنوز این معاهده آتش بس را که توسط فرانسه پیشنهاد شده امضا نکرده، اما گفته شده که آقای لاوروف در گفتگوی تلفنی با کاندولیزا رایس همتای آمریکایی خود، در مورد وفاداری به آتش بس به او اطمینان داده است.
در همین حال جورج بوش رئیس جمهور آمریکا، اقدامات روسیه در گرجستان را ^غیرقابل قبول^ خواند و خواستار خروج نیروهای روسی از این کشور شد.
آقای بوش در تازه ترین اظهاراتش در مورد بحران گرجستان گفت اقدامات روسیه در این کشور، "برای کشورهای آزاد جهان کاملاً غیر قابل قبول است".
خبرنگار بی بی سی می گوید تنش میان آمریکا و روسیه، به بالاترین سطح خود از زمان سقوط شوروری سابق رسیده است.
همزمان با انتقاد شدید آمریکا از حضور نیروهای روسی در قلمرو گرجستان، یک مقام ارشد نظامی روسیه نیز گفته است که لهستان با اجازه استقرار موشکهای آمریکایی در خاک کشورش، خود را در معرض حمله قرار داده است.
رئیس جمهور آمریکا در بیانیه رادیویی هفتگی خود گفت که جهان با نگرانی نظارهگر تهاجم و تهدید روسیه به تمامیت ارضی کشور همسایه اش گرجستان و دولت دمکراتیکی است که توسط مردم انتخاب شده است.
آقای بوش گفت ایالات متحده آمریکا و متحدانش در کنار دولت و مردم گرجستان هستند و از آنها دفاع می کنند.
رئیس جمهور آمریکا که در مزرعه شخصی اش در تگزاس بسر می برد، قرار است امروز در یک ویدئو کنفرانس، با شماری از مقامات ارشد دولت خود، از جمله رابرت گیتس و کاندولیزا رایس وزیران دفاع و خارجه، در مورد بحران گرجستان مشورت کند.
خانم رایس روز گذشته (جمعه ۱۵ اوت) در تفلیس پایتخت گرجستان با میخائیل ساکاشویلی رئیس جمهور این کشور دیدار و گفتگو کرد.
او همچنین قرار است به منظور بررسی چگونگی برخورد با روسیه، در هفته جاری به بروکسل مقر ناتو سفر کند.
کاندولیزا رایس پیشتر گفته بود روسیه هم اینک باید نیروهای خود را به طور کامل از گرجستان خارج کند.
خانم رایس پس از دیدار با میخائیل ساکاشویلی رئیس جمهور گرجستان، در جمع خبرنگاران گفت اکنون دیگر سال ۱۹۶۸ نیست که یک قدرت بزرگ، همسایه کوچک خود را اشغال و دولت آن را برطرف کرد.
اشاره خانم رایس به اشغال کشور یوگسلاوی توسط نیروهای شوروری سابق در سال ۱۹۶۸ میلادی بود.
وزیر خارجه آمریکا گفت زمان جنگ سرد، دیگر سپری شده است
یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387
نمایندگی کنگره آذربایجانی ها در داغستان
کنگره آذربایجانی های جهان نمایندگی جدیدی در داغستان باز می کند

بیزیم سولدوز: در آینده نزدیک در داغستان نمایندگی آذربایجانی های جهان گشایش می یابد.
به گزارش کنگره آذربایجانی های جهان ، این نمایندگی در سفراعضای هیات اداره کنگره مذکور گشایش خواهد یافت. اعضای هیات اداره با مشکلات آذربایجانی های ساکن داغستان آشنا خواهند شد.
براساس این گزارش ، در سفر سه روزه هیات نمایندگی آذربایجان از مناطق ساکن اذربایجانی ها بازدید ، با روشنفکران دیدارهایی برگزار و دو میلیون نسخه درسنامه به مدارس آذری زبان اهدا خواهد کرد .
کنگره آذربایجانی های جهان در سال 1997میلادی در آمریکا تاسیس شده است. عمده هدف از فعالیت این کنگره دفاع از حقوق آذربایجانی های جهان و مبارزه بخاطر استقلال آذربایجان جنوبی است.
در ماه ژوئیه سال جاری میلادی در گرجستان نمایندگی آذربایجانی های جهان گشایش یافته است. مقر این نمایندگی در شهر مارنه اولی واقع است.
شنبه بیست و ششم مرداد 1387
گرجی ها
گرجی های فراری در خانواده آذربایجانی های گرجستان اسکان یافته اند
بیزیم سولدوز: بخشی از گرجی ها و نمایندگان دیگر ملل که در اثر مناقشه اوستیای جنوبی بصورت آواره در آمده اند ، در خانواده آذربایجانی ها ساکن منطقه ساداخلی گرجستان مسکون شده اند.
نوروز بایرام اف مسئول اتحادیه روشنفکران آذربایجانی گرجستان که در عین حال رئیس شعبه مارنه ولی دانشگاه دولتی تفلیس به نام ایلیا چاوچاوادزه می باشد ، در مصاحبه تلفنی از تفلیس در این خصوص اطلاع داده است.
گزارش ترندنیوز: گرجستان 8اوت سال جاری میلادی برای احیای تمامیت ارضی جود در اوستیای جنوبی دست به عملیات نظامی زده است. بعد از آن روسیه به این کشور ضربات هوایی وارد آورده است . گرجستان در نتیجه تهاجم روسیه با پیامدهای تلخی رو به رو شده ، برخی از شهرستانها و شهرهای این کشور ویران شده است.
نیروهای هوایی روسیه همچنین شهرهای مارنه ئولی و بولنیسی گرجستان که آذربایجانی ها بطور دسته جمعی در آن زندگی می کنند ، به رگبار آتش قرار داده اند. فرودگاه نظامی مارنه ئولی مورد حمله هوایی قرار گرفته است.
به میانجیگیری نهادهای بین المللی و دولت های پیشرو 12اوت ماه جاری میان روسیه و گرجستان آتش بس اعلام شده است.
به گفته بایرام اف ، به آوارگان اجباری مسکون شده در خانوده آذربایجانی ها همه گونه کمک و یاری رسانده می شود. در زمان حاضر اسکان صدها خانواده آواره به پایان رسیده است.
به گفته وی ، روز جمعه در موزه تاریخ به نام میرزا فتعحلی آخونداف در تفلیس روشنفکران آذربایجانی همایشی برگزار کرده اند. به گفته نوروزاف ، در این گردهم آیی همزمان با وضعیت آوارگان جنگی مسکونی در خانواده آذربایجانی ها درعین حال وضعیت فعلی آذربایجانی های گرجستان نیز مورد مذاکره قرار گرفته است.
نوروزاف افزود:آذربایجانی های گرجستان به وطن خود صادق هستند و در صدد ترک وطن خود نیستند. آذربایجانی های گرجستان همواره آماده دفاع از تمامیت ارضی گرجستان و احیای امن و امنیت این کشور هستند .
شنبه بیست و ششم مرداد 1387
تحرکات دشمنان حرکت ملی
حرکت ملی آذربایجان وتحرکات اخیر دشمنان
یازان و گؤندرن: (ييلمازمييانا )
در فصلی که خبری از اعتراضات دانشجویی در داخل کشور نیست_فصل تابستان تبدیل به فصل تسویه حسابهای دانشگاهی نظام گردیده_و در صحنه ی سیاست خارجی کشورکه توجه همگان به مسئله ی هسته ای و پاسخ ایران به بسته های پیشنهادی کشورهای 1+5 جلب شده است،دست به دست هم داده تا فعالان داخل کشورشاهد تحمل فشارهای گوناگون ا زطرف حکومت شوند.
اعدام یعقوب مهرنهاد فعال بلوچ خبر از موج جدید فشارها بر افرادی که حکومت به نام فعالان قومی میشناسد را میدهد.اعدام یک روزنامه نگار آزاد و صدور حکم اعدام 5 تن از فعالان کرد در کنار بازداشت های گسترده در آذربایجان و قبل از همه ی اینها صدور حکم 8 سال زندان برای سعید متین پور روزنامه نگار و فعال شناخته شده آذربایجان ،شروع دوره ی جدیدی را که توا م با احکام سنگین و سرکوب از طرف حکومت است را خبر می دهد.
سرکوب فعالان کرد و بلوچ و صدور حکم اعدام در مورد آنها ا رتباط مستقیمی با فعالیت های مسلحانه در آن مناطق دارد و هر کسی را به بهانه ی ارتباط با گروههای مسلح و معاند نظام می توانند به اعدام محکوم نمایند.ولی تمامی معادلات در آذربایجان زمانی به هم می خورد که بهانه ای برای صدور احکام سنگین نداشته باشند،کاری که تا کنون فعالین آذربایجانی بخوبی از عهده ی انجام آن کار بر آمده اند و همین امر باعث وحشت و سردرگمی مسئولان در قبال آذربایجان گردیده.فعالیت های فعالان حرکت ملی دقیقا همانند جنبش های مترقی جهان پیش می رود؛جنبشی که به جرات می توان گفت از بطن جامعه برخواسته است و علیرغم برخی اشتباهاتی که در به بلوغ رسیدن یک جنبش نقشی اساسی دارد،اکنون به جایی رسیده است نه تنها حکومت جمهوری اسلامی بلکه اپوزسیون های داخلی و خارجی نیز به تکاپو افتاده اند و در حا ل حاضر حداقل در قبال مسئله ی آذربایجان موضع واحدی گرفته اند.این را براحتی می توان از اعمال فعالین حقوق بشر غیر ترک زبان و بخش فارسی شبکه های خبری خارجی دریافت.
اخیرا گروهی تحت عنوان "جنبش آذربایجان برای دموکراسی و یکپارچگی ایران" اعلام موجودیت کردند که این نیز یکی از اعمال شتاب زده ی اپوزسیون های خارج از کشور در مقابل حرکت ملی آذربایجان است.
اطلاق نام جنبش بر روی یک گروه سوالاتی را پیش می آورد.اساسآ احزاب و تشکل ها یا از درون یک جنبش سر بر می آورند و یا تشکیل یک گروه با تکیه بر یک قدرت به عنوان پشتیبان به ظهور یک جنبش می انجامد.حال ظهور یک تشکل تحت عنوان جنبش می تواند حامل پیام هایی برای حرکت ملی آذربایجان باشد.آنچه که واضح و مبرهن است دشمنان آذربایجان به جهت اینکه نمی توانند مانند کردها و بلوچ ها با فعالین آذربایجان رفتار نمایند سیاست های متفاوتی را پیش گرفته اند که یکی از مهمترین آنها انحراف حرکت ملی آذزبایجان به جهت دلخواه شان یعنی مسیری که یا بتوانند بطور کامل برخورد نمایند یعنی حرکت را به طرف خشونت سوق دهند یا اینکه طوری به انحراف بکشانند که بتوانند آنچه را که خود می خواهند برداشت نمایند. ظهور گروهی موسوم به جنبش آذربایجان نیز هدفی جز این دنبال نمی کند.
بر همه ی فعالان آذربایجان واجب است که از این پس با بینش فوق العاده ای حرکت نمایند تا خدای نکرده در این برهه دچار لغزش نگردیم.از بیان مطالب و موضوعاتی که باعث بروز اختلاف و تفرقه بین فعالان میشود بپرهیزیم و از طرح مانیفست هایی که حرکت را به سمت دیگر سوق دهد مانند آنچه که چند هفته ی پیش با مقاله ای تحت عنوان "جنگی که اماده اش نبوديم شروع شده است"از بای بک تبریزلی مطرح شد بپرهیزیم.چرا که حرکت ملی آذربایجان در مسیری که قرار دارد سیر طبیعی خود را طی می کند و اگر کمی آگاه باشیم می توانیم حتی در شرایط سخت هم قطار حرکت ملی را بدرستی هدایت کنیم.
شنبه بیست و ششم مرداد 1387
کمپین امضاء
کمپین امضاء برای آزادی دانشجویان بازداشتی حرکت ملی آذربایجان
در مورخ 27/4/87 سه تن از دانشجویان دانشگاه تبریز به نام های مهندس سجاد رادمهر ( دانشجوی کارشناسی ارشد مکانیک)، آیدین خواجه ای و فراز زهتاب ( دانشجویان حقوق ) به وسیله نیروهای امنیتی در محوطه خارج از دانشگاه دستگیر و به مکان نامعلومی منتقل شده اند. این دانشجویان از فعالین هویت طلبی آذربایجان می باشند. به همراه این دانشجویان مهندس داریوش حاتمی سرباز وظیفه ی ارتش نیز دستگیر شده است.
ودود اسدی دبیر سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه آزاد اردبیل و مدیر مسئول و صاحب امتیاز نشریه توقیف شده "سحر" نیز بدون اعلام اتهام در شهرستان محل سکونتش، رشت دستگیر و به بازداشتگاه اوین منتقل شده است.
این در حالی است که نهاد های مسئول و همچنین نهاد های امنیتی هیچ اطلاعاتی درباره ی دلیل بازداشت و مکان نگهداری آنان ارائه نمی دهند. حتی قاضی پرونده نیز از اعلام دلایل دستگیری آنان سر باز می زند که بر خلاف حقوق شهروندی می باشد
.
ما امضاء کنندگان این بیانیه، از سازمانهای بین المللی و افراد فعال در راه حقوق بشر برای آزادی این دانشجویان تقاضای کمک داریم و خواهان رعایت حقوق انسانی و آزادی بی قید و شرط دانشجویان و فعالان هویت طلب آذربایجانی هستیم و اعتراض خود را نسبت به بازداشت غیرقانونی این عزیزان اعلام می داریم
امضا:
1)آتیلا پورمهدی2) آتیه یوسفی3) آدی گوزل بابایی4) آذر مهینی5) آراز باباخانی6) آراز مصلی7) آرزو پناهی8)آرش روستایی9) آرش علیزاده10) آرش ناطقی11) آرش نجاریان12) آرش نصیری اقبالی13) آرش یزدان پناه14) آرمان اسماعیلی15) آرمان محمدی فر16) آزاده اسدالهی17)آزاده امین زاده18) آسیه جلیل زادگان19) آسیه نجفی20) آفاق حجتی21) آمنه چشمه کانی22) آمنه قاسم پور23) آنا جمالی24) آناهیتا کمالی25) آیاز ناصری26)آیدا عزتلو27) آیسان محمودلو28) آیگون مهاری29) آیلین رستمی30) آیلین ناصحی31) آینده آزاد33) ابراهیم پیغامی اصل34) ابراهیم ترک آبادی35)ابراهیم رشیدی36) ابراهیم شهبازی قیپچاق37) ابراهيم مددي38) ابوالفضل عابدینی39) احد داداشی40)احسان براتی41)احسان پاشایی42) احسان حیدری43) احسان جعفری44) حسان خضرلوی اقدم45) احسان راد46) احسان کورک چی47) احسان مفرد48) احسان نجفی49)احمد آئین50) احمد امانی51) احمد مردانی52) اختر بزازی53) اردشیر بزازی54) ارژنگ نجاریان55)ارس در گزنی56) ارسلان جعفروند57) ارسلان مردانی58)ارسلان منعم59) ارغوان فرزین معتمد60) اسد میرزایی61) اسد الله انتخابی62) اسدالله نجفی63) اسحاق کبیری64) اسفندیار بهار مس65) اسماعیل جباری66) اسماعیل عبدلی67) اسماعیل معظمی68) اسماعيل ناطقي69)اشکان جعفری70) اصغر ابراهیمی71) اصغر طاهری72) اصلان همتی73) اعظم جعفری74) اعظم رحمانی75) افسانه مالکی76) افسانه وفائي77)افشین امجدی78) اکبر جمالی79) اکبر رازی80)اکبر عزیزی فر81) اکبر قبادی82) الله وردی جعفرپناه83) البرز احمدی84) الماس الویری85) الناز بابایی86) الناز براتی87) الهام تازیکه عسکی88) الهام تفسیری89) الهه رادمهر90) امید آراز اغلو91) امید بختیاری92) امید کلانتری93) امیر حسین بانگیان94) امیر علی بلورچیان95) امیر غلامی ابری96) امیر سلیمی ها97) امیر علی عباسزاده98) امیر فرهنگ99) امیر مردانی100) امیر هاشمی101) امین احمدیان102) امین امامی103) امین بدری104) امین تقوی105) امین درستی106) امین قبادی107) امین کریمی108) امین نظری109)انور میرستار110) انوش جمالی111) ایرج هاشمی112) ایلیا ماهان113) بابک بهادری114) بابک رحمتی115) بابک سهندی116) باران سرمدی117) بابک محمد حسینی118) بابک مزینانی119) بایرام حسینی120) بایرامعلی محمد نژاد121) بایزید یوسفی122) بختیار راهبی123) بردیا نصرتی124) برنا ترابی125)برنا قنادی126) برهان مهدی نژاد 127) برهمن ساحلی128) بنیامین محبی129) بهادر ملکی130) بهار امانی131) بهار نعمتی132) بهارک عزیزیان133) بهاره بهراميان134) بهبود خادمی135) بهرام بهزادی136) بهرام نجفی137) بهرنگ سجادی138) بهروز شرمی139) بهزاد جدی140) بهزاد دانشفر141) بهزاد زمانی142) بهزاد مهرداد143) بهمن غلامی144) بهمن ماهوی145) بهنام ربیعی زاده146) بهنام مهر پرور147) بنفشه سرخی148) بهنوش استعاری149) بیتا رحیمی بدر150) بیتا طاهباز151) پاکیزه جهانی152) پدرام بهیار153) پدرام حنیف زاده154) پرستو ریحانی155) پرناز مهستی156) پرند پور قانع157) پرویز داور پناه 158) پروانه سرمدی159) پرویز قلیپور160) پرویز کرمی161) پروین جهانگیری162) پروین گلمکانی163) پرهام تراب زاده164) پریا اکبری165) پریدخت سهروردی166) پری روحی167) پریسا الوند پور168) پریسا پناهی169) پریسا زرین قدم170) پریسا هاشمی171) پریناز عزتی172) پناهعلی حسنی173) پوران فرخزاد174) پوریا رشوند175) پویا ماهان176) پويا نعمتالهي177) پویش عزیزالدین178) پیمان خرمی179) پیمان ناظریان180) پینار ایلخانی181)تاج الدین کرمی182) تارا نردیمی183) تامیلا حجتی184) تایماز عبادی185) تقی جمالزاده186) تقی غلامی187) تورقای اوزتورک188) توحید جنتی189) توحید جهانگیری190) توحید خسروزاده191) تورال تورانلی192) تومروس شهلایی193) تونقای اربیللی194) تهمینه فرج خدا195) تهمینه فلاحتی196) تیمور سهرابی197)ثريا آزادفر198) ثریا جمالی199) ثمین کلامی200) جواد حسن زاده 201) جواد غیاثی202) جواد لگزيان203) جواد معصومی204) جواد وکیلی205) جعفر پوررجب206) جعفر طاهری207) جعفر فخرایی208) جلوه جواهری209) جلال عزت شوکتی210) جلال کریمی211) جمال الدین یزدان پناه212) جمیل بهرامی213)حافظ مظلومی214) حامد توفیق215) حامد ثابت216) حامد رضا نیا217) حامد منزه218) حبیب رحیمی219) حبیب سبحانی220) حبیب صابری221) حبیب قلیپوری222) حجت رنگین223) حجت ویسی224) حسام صدری225) حسن آقا مشروطه226) حسن دانا227) حسن راشدی228) حسن بابایی229) حسن رحیمی بیات230) حسن شریعتمداری231) حسن غفوری232) حسن کزالی233) حسن ماهان234) حسنیه مارالپور235) حسین ادیبان236) حسین الیاسی237) حسین پاشا ابراهیمی238) حسین جعفری239) حسین حسینی240) حسین سبحان اللهی241) حسین سلیمیان242) حسین غتامی243) حسین منصوری244) حسینعلی مشایخی245) حکمت نصحتی246) حکیمه صانعی247) حلیمه حسن پور248) حلیمه رجب زاده249) حمزه رستمی250) حمزه صیامی251) حمید اشکنانی252) حمید اکبر بیگلو253) حمید حمیدی254) حمید داودی255) حمید رستمی256) حمید روح پرور257) حمید مغربی258) حمید رضا احسانی259) حمید رضا حیدری260) حمید رضا رضایی261) حمیده خاشعی262)خاطره بحر پیما263) خداداد بحری264) خدامراد عباس زاده265) خدیجه مقدم266) خدیجه مهدوی267) خلیل راسخی268) داریوش بینشیان269) داریوش عباس مقدم270) دالغا تبریزلی271) داوود آقاسی272) داوود خدا کرمی273) داود خلیلی274) داوود رضوي275) داود مهدوی276) درياستايش277) راحله وزیری278) راحیل تاج الدینی279) رادین حسینی280) رامین خواجه ای281) رامین مردانی282) رامین نوروزی283) رئوف طاهری284) ربابه معتقدی285) ربعلی سلیمانی زاده286) رحمان چوپانی287) رحمت الله بیات288) رحیم محمود وند289) رسول گل محمدی290) رشید اسماعیلی291) رضا آزاد بخت292) رضا دهقان293) رضوان زنده دل294) رضا سیاح295) رضا عرب296) رضا ماهان297) رضا متفرقه298) رضا محجوب299) رمضان عرب300) روح الله مهدی نواز301) روزبه درگاهی302) روزبه غزال303) رویا شریفی304) رویا مجیدی305) زهره اسدپور306) زهرا الحانی307) زهرا پیروی308) زهرا خیبری309) زهرا ریاضی310) زهره طباطبایی نسب311) زهره نیک روش312) زین العابدین نوری313) زینب طلوعی314) سارا ركني315) سامان هوشمند316) سپیده مردانی317) ستار امینی318) سجاد زینالی319) سجاد نیکنام320) سحر فيروزي321) سعید فلاحزاده322) سعید بقالیان323) سعید ترابیان324) سعید عباسی325) سعید نعیمی326) سعیده اسلامی327) سعيده شهبازي328) سمیه صمدی329) سوده سلیمانی330) سودا تبریزلی331) سوسن شادرو332) سیامک ایرجی333) سیاوش حاتم334) سيامك طاهري335) سید رضا جعفریان336) سید حیدر بیات337) سید نریمان مصطفوی338) سیما دیدار توفارقان339) سیمین وخشوپور340) سینا انصاری341) سینا باقرزاده342) سینا صفاخو343)سارا کریم زادگان344)ساسان کشاورز 345)ساعد جعفری346) ساغر باقرزاده 347)سامان بهرامی 348)سپیده چمن آرا 349)ستاره سخاوت 350)سحر درنیانی 351)سعید احمد جوی 352)سعید خدایگان 353)سعیده رمضانی ثانی 354)سعیده سادات میرزاده 355)سلمان طاهری 356)سمیرا حیدری 357)سمیه اسدیان 358)سمیه باصری 359)سودابه شبیری360)سوره یوسفی اصل361)سوسن حیدر پور362)سوسن علم پور 363)سهراب باعزم 364)سهیل جعفری 365)سهیل سیف پور 366)سیامک اسلامی 367)سیامک فتح الهی 368)سیاوش بهرامی 369)سید اسحاق آقامیری 370)سید جواد حسینی 371)سید حامد شیرازی 372)سید حسین رسا 373)سیده عذرا میر کاظمی 374)سیده مرضیه طبائیان375)سیما عباسی 376)سیما محمد پور 377)شادمان پور موسی378) شادی شاهوردیانی379) شاهرخ مرزبان380) شايا شهوق381) شبنم خرسندي382) شبنم محمودی383) شمسی قاسمی384) شهاب سهرابی385) شهرام شاهرخی386) شهرام قاسمی387) شهرام نام جویان388) شهرزاد محسني389) شهرزاد واحدی390) شهره زارع کاریزی391) شهریار بابازاده392) شهریار مشکین393) شهناز غلامی394) شهین انتخابی395) شهین خدایاری396) شیرین مومنی397) شیوا مفاخری 398)صاحبعلی منافی399)) صادق حق بین400) صادق شجاعی401) صادق شکرزاده402) صباح حمیدی403) صبور کبیری404) صدرا آغاسی405) صدیقه بازرگان406) صفا فرخی407) صفر بیلنلو408) صفر مردی409) صمد اکبرزاده410) صمد پاشایی411)طاهره موسیوند412) طاهره ناصری413) طیبه رستگار414) طیبه قدس الهی415) طیبه هجری416) عاليه مطلبزاده417) عابدین نظری418) عبداله مومنی419) عذرا آذری420) عصمت رضوی421) عطا آقاسی422) علی آقا بیگی423) علی اکبر محمدزاده424) علی افشاری425) علی ایمانی426) علی ثمری427) علی حاجی زاده428) علی رحیمی429) علی رضایی430) علی زهتاب431) علی رضا اخوان432) علیرضا جباری433)علی رضا صرافی434) علی رضا فرشی دیزجانی435) عليرضا قراباغي436) علی رمضانی437) علی قلی زاده438) عليرضا كرماني439) علی کلائی440) علی مردانی441) علی ولایتی442) غلامرضا اکبری443) غلامرضا خلج444) غلامرضا شادنوش445) غلامرضا صفا کیش446)فراز يكيتا447) فرانك فريد448) فردین کریمی449) فرزاد صمدلی450) فرزانه نجفی451) فرشاد زهتاب452) فرود سیاوش پور453) فرهاد اصلی454) فرهاد پناهی455) فرهاد محمدی456) فرید هاشمی457) فریدون منصوری458) فریده فیضیان459)فائزه شفایی 460)فاطمه جعفر نیا 461)فاطمه شاطریان 462)فاطمه منصوری 463)فردین نعمت زاده 464)فرزاد شیرزادی 465)فرزاد صابری466)فرزاد عیدی 467)فرزان براتی468)فرزانه تفویضی 469)فرزانه نباتی 470)فرشته امامی 471)فرشته غیاثوند 472)فرشید حسن وند 473)فروزان ضرابیان 474)فروغ مولایی 475)فرهاد احمدی 476)فرهاد بیات 477)فرهاد خوئینی 478)فرهاد مرادی 479)فریبا رمضانی 480)فریبرز اتابکی481)فریبرز نیکدل 482)فرید طاهر خانی 483)فریدون گازرانی 484)فهیمه زاهدی485)کارن جواهری486) کامران طاهباز487) کامران محسنی فر488) کامیار کارگر489) کاوه اکبری490) کاوه مظفری491) کبری ایزانلو492) کریم خواجه ای493) کریم خوش گرد494) کریم فتحی پور495) کمال سید منفرد زنجانی496) کوروش گودرزی497) کوروش نخعی498) کهین شاهانی پور499) کیانوش سنجری500) کیوان جورابچی501) کیوان رفیعی502) كيوان صميمي503) کیوان مظفری504) کیواندخت سمیعی505)گوهر شميراني506) گیتی پورفاضل507)لادن قدس508) لاله امینی509) لاله جمشیدی510) لاله جوانشیر511) لاله عرفانی512) لقمان افاضلی513) لیدا سلیمی514) لیلا ابدی515) لیلا زارع516) لیلا صفر خانلو517) لیلا والی518)ماکان صدر519) مالک عبادی520) ماشاالله عباس زاده521) ماندانا طوسی522) مجتبی بابایی523) مجتبی رزمی524) مجتبی قربانی525) مجید تولایی526) مجید نوریزاده527) مجید واثقی528) محبوبه ابراهیمی529) محبوبه محمودی530) محدث قاسمی531) محسن اقبالی532) محسن خواجه نوری533) محسن عامري534) محسن مختار نزاد535) محسن مهدی پور536) محسن نبیان537) محسن نیاستی538) محمد آشور539) محمد کاظم مویدی540) محمد شیرازی541) محمد عابدی542) محمد علایی رحمانی543) محمود کریمی544) محمد بهزادی545) محمد ميلاني546) محمد رضا انتخابی547) محمد رضا ایوبی548) محمد رضا حدادی549) محمد رضا خانزاده550) محمدرضا نظری551) محمد محسن مومنی552) محمد نیک پسند553) محمد علی واثقی نیا554) محمد هادی معینی555) محمود حاجی صفری556) محمود شفیعی557) مختار مهدوی558) مختار نوباری559) مرتضی ابراهیمی560) مرتضی نیاز خانی561) مرتضی فرازی562) مرتضی مرادی563) مرضیه امینی564) مرضیه حقانی565) مرضیه دادخواهان566) مرضیه رحیمی567) مریم اخوان568) مریم افشاری569) مریم جهان570) مریم حاجی رسولی571) مريم ضيا572) مریم مجد573) مریم زندی574) مریم یوسفی575) مریم یوسفی فرد576) مژگان فرهنگی ثابت577) مسعود باقری578) مسعود خلیقی579) مسعود رخشان580) مسعود متین پور581) مسعوده هنریان582) مصطفی تنها583) مصطفی راستی دوست584) مقصود عهدی585) معصومه احمدی حجت586) معصومه بحر کاظمی587) معصومه قارخانی588) ملوک بیرانوند589) ملیحه شفیعی590) منصور حیات غیبی591) منصوره محمدی592) منصوره قائنی593) منوچهر فريد594) منیر دودی595) مهدی ابراهیم زاده ارباطان596) مهدی اختر اخوان597) مهدی ایمانی598) مهدی جلیل خانی599) مهدی حمیدی600) مهدی خضرلو601) مهدی رنجبری602) مهدی فاطمی603) مهدی قلی زاده ی اقدم604) مهدی یعقوب نژاد605) مهدی یاری606) مهرداد بزرگ607) مهران خائفی608) مهران فرجی609) مهرنوش اعتمادی610) مهرنوش زنوزی611) مهناز رضائی611) مهتاب محمدي612) مهتاب غفاری613) مهتاب مبینی614) مهدی آذر کیش615) مهين عليبابايي616) موسی جلیل پیران617) مونا ارژنگ618) میترا بیگدلی619) میر رضی موسوی620) ميرمحمود يگانلي621) مینا حدادی622) مینا مانی623)مهرانگیز علی نژاد 624)مهرداد پویان مهر 625)مهرزاد مقدسی 626)مهناز احد زاده 627)مهناز سادات صادقی 628)مهین صف آرا 629)میترا صالحی 630)میثم ارگانی 631)میثم شکوری 632)میر حسین جلالی 633)میر عباس مومنان 634) نادر نوشیرانزاده635) نادر مهد قره باغ636) نازگل عمرانی637) نازنین فرزانجو638) نازی نادر نژاد639) نازیلا خرسندی640) نازیلا مظفری641) ناصر خلیلی642) ناصر صدر ابرغویی643) ناصر فیاضی644) ناصر منظوری645) ناهید دارابی646) ناهید شجری647) نبرد حبیبی648) نبی شیروانی649) نجمه صدر پوشان650) ندا امیر علایی651) ندا سمایی652) نرگس ملک لو653) نرمین بهرامی آده654) نسرین چنگیزیان655) نسیم تنها656) نسیم خانلو657) نسیم سپهری658) نسیم سعید669) نشمیل احمدپور670) نصور باقری671) نعمت الله فولادی672) نعیم احمدی673) نگار خیاوی674) نگار محمدی675) نور الله صادق زاده676) نورالدین نعمتی677) نوژن مدینه ای678) نوید فرازی679) نوید قادر مرزی680) نوید موسوی681) نوید هادیانی682) نیره توحیدی683) نیلوفر بیضایی684) نیلوفر فرخزاد685) نیما اکبری686) نیما ذوقی687)واحید قاراباغلی688) وحید دهقانی689) وحیده احمدیان690) وحیده علی پور691) ودود عابدمنش692) وکیا احمدی693) ولی الله باقری694) ويدا اميري695) ویدا صابری696) ویکتوریا آزاد697)هابیل قاسمی698) هاجر کبیری699) هادی الم لی700) هادی بهادری701) هادی جاوید نیا702) هادی حسینیان703) هادی حمیدی704) هادی سلمانی705) هادی فتح اللهی706) هاشم آغاپور707) هاشم سنگری708) هاشم قره بابایی709) هاشم کریمی710) هاله توانا711) هاله داوودي712) هاله سودایی) هانیه علیخانی713) هانیه محکوم714) هانیه محمودلو715) هجران تکلمی716) هدا منصوری717) هرمان زاهدی718) هما خداوردي719) هما كاوياني720) همایون عباسی721) همزه جمری722) هودسا مجیدیان723) هومای شانایلی724) هومن ترابی725) هومن رجبی اسلامی726)یاسر رحمانی727) یاسر رضازاده728) یاسمین فرنازجو729) یاشار دانشگر730) یاشار حکاک پور731) یحیی غلامی732) یحیی میر شکاران733) یدالله پشنگ734) یعقوب انتظاری735) یعقوب رافتی736) یعقوب بهجت737) یعقوب خزایی738) یعقوب علیزاده739) یوسف محشرپور740) یوسف نجات بخش741) یونس توکلی742) یوسف هاتفی
جمعه بیست و پنجم مرداد 1387
اخباراذربایجان
امضای موافقت نامه تأسیس مجمع پارلمانی کشورهای ترک زبان
توليد سوخت زيستي در اروميه ؛ نخستين بار درخاورميانه
با نفت 120 دلاري به اهداف نفت 19 دلاري نرسيدهايم
بازگشت شیرهای پرچم شاهنشاهی بر سردر مجلس
|
بیزیم سولدوز: دو مجسمه شیر و خورشید که زمان انقلاب از سردر مجلس حذف و قطعه قطعه شده بود. روز پنجشنبه 17 مردادماه در سکوت خبری به جایگاه قبلی خود بازگشت
بيزيم سولدوز: در حالي كه كارشناسان و مسؤولان پيشتر نسبت به بحراني شدن وضعيت درياچه اروميه هشدار داده بودند، معاون محيط طبيعي و تنوع زيستي سازمان حفاظت محيط زيست از تبديل شدن 150 هکتار از اراضي حاشيهاي اين درياچه به شورهزار خبرداد.
|
جمعه بیست و پنجم مرداد 1387
برنامه چهارم
با نفت 120 دلاري به اهداف نفت 19 دلاري نرسيدهايم
با توجه به اينكه در تدوين برنامه چهارم، قيمت نفت نوزده دلار در نظر گرفته شد، با افزايش قيمت نفت به بيش از 120 دلار، انتظار اعتلاي اهداف اين برنامه را بايد داشت.
دكتر حميدرضا برادران شركا در گفتوگو با خبرنگار «تابناك» افزود: ايرادي كه به دولت نهم در اجراي برنامه چهارم وارد است، اين است كه شما فكر ميكرديد با تجه به شرايطي كه زماني كه لايحه برنامه چهارم را تدوين كرديم، پيشبيني براي قيمت بشكهاي نوزده دلار بود، طبيعي است كه وقتي نفت به 120 دلار ميرسد چه ضرورتي دارد كه در بند برنامه چهارم باشيم؟ در اين شرايط اهداف تبيينشده در برنامه چهارم را بايد به اهداف متعاليتر تبديل ميشد. مثلا اگر در برنامه چهارم، رشد اقتصادي 8 درصدي مد نظر بوده بايد با درآمد نفت 120 دلاري رشد اقتصادي 10 درصد را هدف خود قرار دهيم. من خاطرم هست كه آقاي رئيسجمهور گفت، اجراي برنامه چهارم با منابعي كه در اختيار داريم، امكانپذير نيست. سؤال من اين است كه وقتي اين منابع در اختيار قرار گرفت، چرا آن اهداف دنبال نشد؟ يعني اگر صحبت ايشان را بپذيريم و فرض كنيم بر اساس مطالعاتي كه انجام شده، به اين نتيجه رسيدهاند كه اين اهداف محققشدني نيست. هنگامي كه قيمت نفت به يك قيمت رويايي رسيد، چرا اهداف برنامه چهارم پيگيري نشد؟
رئيس سابق سازمان مديريت و برنامهريزي با اشاره به افزايش وابستگي بودجه سال جاري به درآمدهاي نفتي اظهار داشت: ميزان برداشت دولتها از درآمدهاي نفتي در هر سال در برنامه چهارم در جدول شماره هشت آمده است در قانون بودجه 87 متجاوز از 35 ميليارد دلار از حساب ذخيره ارزي برداشت شده است. حساب ذخيره ارزي يعني درآمد نفت و در خيلي از كشورهاي نفتخيز، اين حساب صندوق تثبيت درآمد نفت (O.S.F) ناميده ميشود بنابراين در مجموع ميتوان گفت 55 تا 60 ميليارد دلار از منابع بودجه دولت از محل درآمد نفت به صورت مستقيم و غيرمستقيم است. در برنامه چهارم مالياتي را براي نفت داريم كه بخش عمدهاي از درآمدهاي مالياتي را تشكيل ميدهد و هرچند در ارقام بودجه نوشته ميشود مالياتها ولي بايد بدانيم كه بخش عمدهاي از مالياتها از محل درآمدهاي نفتي است كه درصدي از درآمدهاي نفتي كه بودجه هر سال ميزان بالا آن را مشخص ميكند به عنوان ماليات بر درآمد نفت جزو حساب مالياتها در اختيار دولت قرار ميگيرد.
وي در ادامه ضمن تأكيد به ارايه آمار و ارقام صحيح از سوي دولتها گفت: طبق ماده 157 و 158 قانون برنامه چهارم، دولت موظف است آمار عملكرد خود در راستاي اجرايي كردن اين برنامه را هر ساله در دو نوبت منتشر كند و در اين گزارشها دولت بايد بگويد كه اولا به چه ميزان از اهداف برنامه را محقق ساخته است و در همانجا به دولت تكليف شده است كه اگر دولت به اين اهداف نرسيده بايد در همانجا علتش را توضيح دهد اين گزارشها تاكنون يك بار و آن هم نه به صورت كامل پس از برنامه منتشر شده است.
جمعه بیست و پنجم مرداد 1387
سوخت زيستي
رئيس جهاد دانشگاهي آذربـايجان غربي امروز در آئين گـراميداشت سـالروز تشکيل اين نهـاد گفت: محققان وپژوهشگران اين واحد موفق شدند با استفاده از مواد اوليه رايگان ، پسماندهاي جامدکشاورزي ، علف ها و درختان هرس شده به فن آوري توليد تانول سلولوزيک دست يافته و سوخت زيستي ارزان قيمت توليد کنند.
عاقلي از راه اندازي نخستين مـرکـز کشت بافت در واحد جهاددانشگاهي آذربايجان غربي هم خبر داد و افزود: با راه اندازي اين مرکز مي توان براي صنعتي کردن توليد آزمايشگاهي سيب پاکوتاه نخستين بار در کشور گام برداشت.
وي راه اندازي مرکز هيدورپونيک به عنوان نخستين گلخانه مدرن در شمال غرب کشور براي توليد توت فرنگي و گل رز به روش آبکشت و ايجاد الگو و فناوري جـديـد براي متخصصان و مهندسان کشاورزي را از ديگر طرح هاي در دست اجرا عنوان کرد .
جمعه بیست و پنجم مرداد 1387
مساله کرد(۳)
آذربایجان و مساله کرد(۳)
رضا تورک
غرب آذربايجان و حوادث بعد از انقلاب۵۷

بيزيم سولدوز: پس از اعدام قاضي محمد كردها در كمتر جنبشي شركت نمودند. آنان حدود سي دهه را در انفعال و انزواي سياسي سپري كردند. هر چند كه احزاب"كومله" و"دموكرات" با نفوذ و قدرت يافتن "حزب توده" تحت تاثير افكار سوسياليستي اين حزب قرار گرفتند و نيز حمايت "حزب بعث عراق" را كسب كردند ولي آنچه مسلم است اينكه فعاليتهاي آنان تنها به برگزاري ميتينگها و نشستهاي حزبي و چند درگيري پراكنده مسلحانه محدود ميشد و درواقع اين برهه را ميتوان دوران بازسازي و تقويت احزاب كردي فوق الذكر دانست.
اين احزاب تنها چند روز پس از پيروزي انقلاب 57، همانند انبار باروتي كه ساليان سال آماده انفجار بوده و تنها منتظر جرقه ايي و مترصد فرصتي بوده باشند، منفجر شدند. با توجه به وضعيت فوق العاده كشور در آن مقطع زماني و خصوصا وضعيت منطقه حساس غرب آذربايجان، (كه حالا اكراد با سياستهاي يك سده اخير خود توانسته بودند تركيب جمعيتي چندين شهر ترك نشين را به نفع خود تغيير دهند) مسلح بودن اكراد و تكرار ادعاهاي واهي ارضي خود در غرب آذربايجان، يكبار ديگر اين منطقه ملتهب شده و كشت و كشتار و ناامني دوباره منطقه را فرا گرفت.
در اينجا ذكر اين نكته ضروريست كه برخي گروههاي افراطي و مسلح كردي با استفاده از فرصت پيش آمده با تقويت روحيه "خشونت قومي" و تحريك احساسات ملي اكراد، بدنبال تحقق روياها و آرزوهاي ديرينه خود بودند.
حزب دموكرات كردستان كه اساسا حزبي ماركسيستي و لنينيستي بود، پس از انقلاب 57 بعنوان حزب سوسيال دموكرات با سياستهاي شديدا ملي گرايانه و روشي مسلحانه كه به كمتر از خودمختاري كردستان راضي نبود، به رهبري "دكتر عبدالرحمان قاسملو" وارد صحنه شد. در اين هنگام حزب زحمتكشان كردستان (كومله) نيز با افكار چپي و مائوئيستي كه البته از ضعف ايدئولوژيك رنج ميبرد و خود را پيشاهنگ پرولتارياي كردستان مي دانست، با خط مشي مسلحانه وارد جريانات سياسي منطقه گرديد. زمانيكه تنها 8 روز از عمر انقلاب 57 گذشته بود، در 30 بهمن 1357 اكراد پادگان مهاباد را غارت كردند. "غني بلوريان" از اعضايي كه بدليل اختلاف با خط مشي حزب دموكرات در سال 1359 به همراه گروه 7 نفري از اين حزب جدا شدند در خاطراتش مي نويسد: ((دكتر قاسملو لحظه به لحظه با اشخاص مختلفي تماس مي گرفت و نقشه اشغال پادگان را ميكشيد. نامبرده در اين خصوص چيزي به من نمي گفت. من از كانال ديگري از كارهايش مطلع بودم. به او خبر دادم قبل از اينكه اتفاقي بيفتد بهتر است ما كردها در برابر دولت موقت بازرگان كاري نكنيم. اگر تو بر اين امر اصرار داري كه مساله كرد بايد از طريق صلح آميز حل شود، لازم است از اين طريق حركت كنيم. نامبرده گفت: "آنجا (پادگان مهاباد) مركز شر است بايد جمع آوري گردد." بلوريان مي نويسد پاسخ دادم: اين حرف شما با تفكرات حزب مغايرت دارد اگر ما به صلح ايمان داريم و ميخواهيم از طريق مسالمت آميز مساله كرد را حل كنيم، نبايد كاري كنيم كه براي خود مشكل درست كنيم. غني بلوريان مي نويسد: روز 30 بهمن ساعت 20/11 همانروز پادگان مهاباد خلع سلاح شد.)) (24)

اهميت نوشته هاي بلوريان از اين جهت است كه چهره واقعي قاسملو و اهداف حقيقي حزب را روشنتر مي نماياند. قاسملو در آن مقطع زماني حساس منطقه، رفتاري متجاوزكارانه از خود نشان داد و پادگان مهاباد را ريشه شر ميداند. در واقع او چون هدفش استيلا بر كردستان و غرب آذربايجان بود، پادگان مهاباد سدي محكم در برابر خواسته وي و حزب تروريستی مطبوعه اش محسوب مي شد همچنين امكان مسلح تر شدن اعضاي حزب را ممكن مي ساخت. در واقع خلع سلاح پادگان مهاباد مقدمه ايي بود براي جريانات خونين پاوه، سنندج، سقز، پادگان جلديان، جنگ نقده و ... كه البته ذكر همه آنها در حوصله اين مقال نمي گنجد و در اينجا تنها به جنگ نقده خواهيم پرداخت.
پس از جريانات پادگان مهاباد و درست يكماه پس از انقلاب 57، قاسملو خواست و اهداف دموكرات را چنين بيان ميكند: ((خلق كرد فقط خودمختاري ميخواهد.)) (25) هرچند سخن وي مسلما شامل همه مردم كرد نمي شد، اما مساله مهم اينست كه او در اينجا از خلق كرد صحبت مي كند ولي بعدا اين خود مختاري طلبي را كه اصولا بايد از حاكميت طلب نمايد با ريختن خون مردم بيگناه و مظلوم تورك شيعه شهرهاي نقده، خانا و ... و تلاش جهت ضميمه نمودن مناطق ترك نشين به جغرافياي كردستان دنبال مي نمايد و منطقه را با چالشي عظيم و خطرناك مواجه مي سازد. حال اگر در آنزمان قاسملو خودمختاري مي خواست بايد آنرا از حاكميت ايران طلب ميكرد ولي در ادامه خواهيم ديد كه وي و يارانش با ايجاد وحشت در غرب آذربايجان و ريختن خون توركها كه خود بزرگترين قرباني در بعد مسائل ملي در ايران هستند بدنبال خواسته هاي خود بودند و اين همان اشتباه بزرگي بود كه نهايتا به شكست دموكرات در غرب آذربايجان انجاميد و حتي لطمات جبران ناپذيري را بر ديگر گروههاي غير نظامي هويت گراي آنروز آذربايجان و اعراب و توركمنها وارد ساخت. شايان ذكر است در آن مقطع زماني علاوه بر قاسملو كه رهبر ملي بخشي از كردها بود، شيخ عزالدين حسيني (امام جمعه وقت مهاباد) نيز رهبري مذهبي اكراد را در اختيار داشت كه با هماهنگي همديگر فتيله هاي جنگ قومي – مذهبي در منطقه را روشن نموده بودند و علنا ادعاهاي ارضي خود بر نواحي غرب آذربايجان را اعلام ميداشتند و كينه هايي ايندو ملت را فزونتر ميكردند، امري كه بيشترين منفعت آنرا شووينيستهاي نژادپرست فارس بردند.
جنگ نقده:

پس از اينكه اكراد پادگان مهاباد را خلع سلاح نمودند و پس از سازماندهي، با لشكري كاملا مسلح كه تعدادشان بيست هزار تن يا حتي بيشتر عنوان شده، جهت برگزاري ميتينگ حزبي راه نقده را در پيش گرفتند! نقده ايي كه تنها يك پنجم آنرا كردها تشكيل ميدادند. حال چرا نقده محل برگزاري ميتينگ انتخاب شده بود، سوالي مهم و تعيين كننده است. آنها در راستاي تحقق استقلال كردستان عمل مي كردند اما كردستاني كه مد نظرشان بود رويايي و تخيلي بنظر ميرسيد. بدينگونه كه آنان همانند شيخ عبيدالله و سيميتقو و ... دچار اشتباه شديد استراتژيك شده بودند و بدون عبرت گرفتن از گذشته، بازهم با روشي مسلحانه و زورگويانه ادعاهاي كذايي ارضي خود را بر غرب آذربايجان و شهرها و روستاهاي ترك نشين عنوان نموده بودند لذا به گفته "چمران" ((نقده دروازه آذربايجان است و براي وصول به اشنويه، جلديان و پيرانشهر حياتي است و براي نفوذ به آذربايجان، سيطره بر نقده ضروري بود.)) (26) با اين اوصاف دليل حمله به نقده مشخص ميشود.
در جريان ورود اكراد مسلح به نقده، تركها كه به نيات پليد و روحيات طمع كارانه اكراد افراطي آگاه بودند جهت جلوگيري از ايجاد حساسيت و تنش و خونريزي سعي در متقاعد ساختن سران حزب جهت برگزاري ميتينگ در نقطه ايي ديگر مي نمايند. "ابريشمي" در كتاب "مساله كرد در خاورميانه" مي نويسد: ((برخي از آدمهاي محترم و روحانيون ترك آمدند پا در مياني كردند، با دفتر حزب تماس گرفتند (بعدها بلوريان مطلب را تاييد ميكند) بلكه اين مراسم مسلحانه برگزار نشود. كما اينكه بلوريان تاييد مي كند و مي نويسد: تركهاي نقده نامه ايي به حزب مي نويسند و مي گويند تركهاي نقده از اين اقدام شما ناراضي اند و نمي خواهند شما به صورت مسلحانه اقدام به برگزاري مراسم بكنيد و پيشنهاد مي كنند كه اين مراسم در كنار شهر برگزار شود.)) (27)
اما اين اقدام مردم شهر بي فايده بود و حتي "قاسملو" و "ملا صلاح" (روحاني وقت اكراد سولدوز) در تماس با ريش سفيدان شهر، تخليه و تسليم شهر را خواستار مي شوند! كه البته با پاسخهاي قاطع و شجاعانه ريش سفيدان شهر مواجه مي شوند. بهرروي كردها وارد نقده شده و در استاديوم ورزشي شهر جمع ميگردند. در اين هنگام با شليك گلوله ايي، 20000 كرد تا دندان مسلح به خيابانهاي شهر ريخته و شروع به شليك بطرف مردم بيگناه و كشتار آنان مينمايند. مردم بي دفاع ولي غيرتمند و جسور نقده بجاي فرار و تسليم شهر به لشكر ياغيان كرد، با معدود اسلحه هايي كه در اختيار داشتند از خود و خانواده و ناموس شخصي و ملي شان و وطن خود دفاع مي كنند. مردم شهر با در اختيار گرفتن "قالا باشي" (تپه ايي در وسط شهر) و بام ساختمانهاي خيابان امام بر شهر مسلط ميشوند و تعداد كثيري از ياغيان كرد كشته ميشوند اما كثرت اكراد مسلح و قلت سلاح در بين تركها باعث ميشود كه تعداد زيادي از زنان و كودكان و مردم بيگناه و مظلوم نقده قرباني آرزوهاي تخيلي اكراد افراطي شده و در خون خود بغلطند. بهمين جهت پس از 3 روز از شروع جنگ، مجاهد دلاور و نستوه آذربايجان "حجت الاسلام حسني" پس از دادن يك اطلاعيه راديويي و دعوت از مردم جهت دفع فتنه اكراد، بهمراه نيروهاي مردمي وارد نقده ميشوند و پس از 4 روز جنگ خونين و كشته شدن تعداد زيادي از مردم و نيز اكراد متجاوز، اكراد بازهم بنا بر سنت ديرينه شان فراري شده و سپاه عظيم آنها با شكست مفتضحانه و حقيرانه خود براي چندي متلاشي ميشود.
در خصوص جنايات اسفناك دموكراتها در آن يك هفته "حسني" ميگويد: ((فرداي آنروز ظهر بود كه من از دو خانه ديدن كردم كه در يكي از آنها يازده نفر را سر بريده بودند كه از ديدن آنها خيلي نارحت شدم. مثلا سر دخترك 3 ساله ايي را بريده بودند و با سه سيخ به سينه مادر 23 ساله اش چسبانده بودند. پيرمرد و پيرزن هم بين آنها بود. 22 نفر ديگر را هم در جايي ديگر با طناب اعدام كرده بودند. در خانه ايي ديگر جواني را با تبر قطعه – قطعه كرده بودند. عاملين اين جنايتها كساني بودند كه ادعاي دموكرات بودن داشتند.)) (28)
بهر حال اكراد افراطي اينبار نيز اشتباه بزرگي را مرتكب شدند. آنان با قتل عام و كشتار مردم بي دفاع تفكرات و ايده هاي شوم خود را بيش از پيش نمايانتر ساختند. جنگ نقده با مقاومت دليرانه شهر و نيروهاي كمكي، باتلاقي شد براي اكرادي كه در اصل تماميت ارضي ايران و قسمتهاي غربي آذربايجان را مورد هدف قرار داده بودند، هرچند كه دفع اين فتنه براي مردم دلاور خطه سولدوز هزينه ها و تلفات سنگيني را در بر داشت.
حادثه دوم در نقده زماني رخ داد كه جوانمردان اهل نقده به فرماندهي شهيد گرانقدر "سيد جعفر طاهری" (فرمانده وقت جونمردان نقده) جهت دفاع و حفاظت از پادگان جلديان در برابر تهاجم و غارت اكراد مامور حفاظت از آنجا شده بودند. گروه 18 نفره از اين سربازان دلير آذربايجان در يكي از روزها كه از جلديان به نقده بازميگشتند، در حوالي روستاي كردنشين"قارنا" مورد حمله غير منتظره اكراد واقع شدند و اكراد همه آنها را قتل عام و شهيد كردند تنها يكنفر از آنان بنام(خ-پ) زخمي شده و خود را به نقده رسانيد و مردم شهر را از جنايت صورت گرفته مطلع نمود. گروههايي از مردم شهر به محل فاجعه عزيمت كردند و با ديدن اجساد جوانان صادق و پاك خود كه گناهي جز دفاع از خاك مقدس وطن نداشتند، به عاملان اين جنايت حمله نموده و آنها را به سزاي عمل خود رساندند. متاسفانه مساله قارنا از جانب اكراد افراطي بصورتي تحريف شده و يكطرفه بيان ميشود، يعني آنان فقط قسمت دوم اين فاجعه يعني حمله گروههاي از مردم به قارنا را مورد توجه قرار ميدهند و قسمت اول و اصلي چنين فاجعه ايي يعني به شهادت رساندن 17 تن از جوانان رشيد نقده بوسيله اكراد را كه دليل حمله مردم به قارنا بود را اصلا بزبان نمي آورند! البته در مساله قارنا بايد خيلي از مسائل را در نظر داشت، مخصوصا اينكه مگر نه اين بود كه ناامني و كشتار جاري در منطقه حاصل تلاشهاي اكراد جهت استقلال كردستان و تجزيه آذربايجان و ضميمه نمودن اراضي غربي آن بخاك تخيلي كردستان بزرگ بود و مردم تورك نيز هميشه در اين جريانات در حالت و موضعي دفاعي قرار داشتند و طبيعتا در مقابل متجاوز، از خانه و كاشانه و سرزمين آبا و اجدادي و ناموس خود دفاع ميكردند؟
بهرصورت حمله به نقده و اشتباه صورت گرفته توسط اكثريت قريب به اتفاق رهبران سياسي كردها مورد پذيرش ميباشد. ((بعدها"عبدالله حسن زاده" دبيركل وقت حزب دموكرات در جلد اول كتاب "نيم قرن مبارزه" بيان ميكند كه در فاجعه نقده، رهبران حزب سهل انگاري كردند و در دام خطرناكي افتادند.)) (29)
اما پس از سركوب فتنه اكراد در نقده، آندسته از اكراد ساكن نقده كه فراري شده بودند به شهر بازميگردند. مردم نقده آنان را پذيرفته و چشم خود را به خيانتها، كشتارها و غارتهاي صورت گرفته مي بندند!!! و سياستي كه متضمن امنيت منطقه باشد را اتخاذ ميكنند. هرچند كه كردها هيچگاه چنين سياستي را در شهرهاي ديگر همانند "خانا" (پيرانشهر فعلي) پيشه خود نكردند بگونه ايي كه خيل عظيمي از توركهاي ساكن آنجا كه اموالشان بوسيله اكراد غارت شده بود و جانشان نيز در معرض خطر بود به شهرهاي ديگر مهاجرت اجباري نمودند ولي آنان هيچگاه اجازه بازگشت به شهر و ديار خود را نيافتند و تركيب جمعيتي خانا تغيير بزرگ و كاملا محسوسي نمود و شمار اكراد آن شهر بطور چشمگيري فزوني يافت.
پس از جنگ نقده و جريانات شهرهاي كردنشين استان كردستان كه البته در حوصله اين مقال نمي گنجد، و با توجه به شروع جنگ تحميلي و تشكيل قرارگاه حمزه سيدالشهداء ((در سال 1360 پايگاههاي اصلي حزب دموكرات به خاك عراق منتقل شد.)) (30) ولي اين به معناي دفع كامل فتنه اكراد نبود، چراكه آنان تا سالهاي پاياني جنگ ايران و عراق که از طرف دولت صدام حمايت ميشدند، بصورت مسلحانه در منطقه غرب آذربايجان حاضر بودند و در اين مدت علاوه بر راهزني و غارت روستاها و به اسارت گرفتن مردم عادي، ترور افسران و حتي سربازان ژاندارمري و سپاهي با شدت فراواني در جريان بود كه شايد فاجعه قتل عام تمامي سربازان ژاندارمري و سپاهيان مستقر در سه راهي دُرُ له"(دارلك) و مثله نمودن ايشان در تاريخ 22 ارديبهشت 1360 معروفترين آنها باشد كه سردار رشيد "شهيد اميني" نيز در اين كشتار وحشيانه بهمراه ديگر جوانان غيرتمند آذربايجان بشهادت رسيدند. حال معلوم نبود كه آنان دنبال چه بودند، اگر با حكومت جمهوري اسلامي مشكل داشتند پس چرا مردم ترك غرب آذربايجان را ناجوانمردانه قتل و غارت ميكردند و مشكلات سياسي خود را به اين مردم مظلوم تعميم ميدادند؟ كما اينكه آنان با وحشيگريها و سياستهاي ضد بشري خود علاوه بر ايجاد ناامني شديد در منطقه، فرصتهاي سرمايه گذاري بخش دولتي را در منطقه گرفتند (يا حداقل بهانه دست دولت دادند) و نيز باعث فراري شدن سرمايه داران و كوچ اجباري تعداد كثيري از اهالي غرب آذربايجان گرديدند كه خود بحث درازي دارد.
بهرصورت پس از پايان جنگ تحميلي امنيت نسبي در منطقه برقرار شد و آرامشي تقريبي غرب آذربايجان را فرا گرفت تا اينكه در سال 1991 ميلادي همزمان با قضيه "انفال" در كشور عراق خيل كثيري از آوارگان و پناه جويان كرد عراقي به غرب آذربايجان سرازير شدند و نگرانيهايي را در بين مردم ترك كه خاطره خوبي از آنها به ياد نداشتند، فراهم آوردند. اما اينبار هم مردم بيش از حد مهربان! تورك غرب آذربايجان به اين آوارگان و پناه جويان كرد پناه دادند. در شهرهايي نظير اورميه و نقده كه هميشه از اكراد افراطي لطمات و صدمات زيادي خورده اند، كمتر خانه ايي پيدا ميشد كه اين آوارگان، شريك سفره هاي توركها نباشند، نگارنده اين سطور خود بياد دارد كه در اكثريت قريب به اتفاق منازل سولدوزيها حداقل به يك خانواده كرد پناه داده شده بود. اما نكته ايي كه در اينجا حائز اهميت است اينكه پس از سركوبي حمله "صدام حسين" به "كويت" در سال 1992 ميلادي بوسيله آمريكا، عده ايي از مهاجران كرد به كشور خود بازگشتند اما عده زيادي نيز در منطقه باقي مانده و در شهرهاي غربي آذربايجان (اعم از ترك نشين يا كرد نشين) ساكن شده و حتي عده ايي تبعه ايران شدند و بدين شكل ما در آن برهه زماني خاص شاهد افزايش يكباره جمعيت اكراد در شهرهايي نظير اورميه، نقده، سلماس، خوي، خانا، بوكان، مهاباد و ... هستيم. همچنين ذكر اين نكته ضروريست كه پس از پايان جنگ تحملي شاهد يك سلسله مهاجرتهاي عظيم و سوال برانگيز از سوي اكراد شهرهاي كاملا كردنشين به شهرهاي غربي آذربايجان خصوصا، نقده، اورميه، خوي، سلماس، ماكو، بوكان، شاهين دژ، تكاب، پيرانشهر، اطراف مياندوآب هستيم. بگونه ايي كه اكنون بر خلاف 15 يا 20 سال پيش اكثريت قريب به اتفاق روستاهاي مرزي استان آذربايجانغربي كردنشين شده و ما در تمامي شهرهاي فوق الذكر شاهد يك تغيير بزرگي در تركيب جمعيتي شان مي باشيم و اكنون نيز سير مهاجرت اكراد از مناطق كاملا كردنشين به اين شهرها شديدا ادامه دارد و جمعيت اكراد بطور فزاينده ايي در حال افزايش و رشد ميباشد بگونه ايي كه آذربايجانغربي به يك استان مهاجر پذير تبديل شده است.
در ايران عمده مهاجرتهايي كه صورت ميگيرد با توجه به سياست "سانتراليستي" (تمركزگرايي) حاكم بر كشور، عموما جنبه و هدف اقتصادي دارد ولي آيا مهاجرتهاي اكراد به غرب آذربايجان نيز هدفي اقتصادي دارد؟ جواب سوال بطور قاطع "نه" ميباشد! استان آذربايجانغربي بعنوان استان 27 كشور از نظر توسعه يافتگي كه نشان ميدهد مانند ديگر نقاط آذربايجان مورد عنايت دولتمردان ايراني قرار نگرفته است و اساسا صنايع بسيار كوچك و معدودي را داراست و عمده مردمانش كشاورز و دامدار و بيكارند، چيزي براي عرضه به اكراد از جنبه اقتصادي ندارد و نميتواند توجيه گر مهاجرتهاي عظيم اكراد با هدفي اقتصادي باشد، لذا بنظر ميرسد با توجه به تاريخ منطقه و نيز تحركات مرموز جاري، مهاجرت اكراد به غرب آذربايجان هدفي سياسي دارد. بنظر ميرسد اكراد تلاش ميكنند كه با مهاجرتهاي خود تركيب جمعيتي غرب آذربايجان را به نفع خود تغيير دهند و سپس ادعاهايي را مطرح نمايند كه تقاضاي آنها از "خاتمي" جهت تشكيل "استان مكريان" به مركزيت مهاباد دليلي هرچند كوچك براي اين ادعاست ولي آيا واقعا همه اين كارها براي تشكيل دادن يك استان صورت ميگيرد يا نه، اهداف درازمدت و خطرناكي را دنبال مينمايد؟
اما سير جديدي از ناآراميهاي حاصل از عملكرد اكراد در منطقه به قضيه دستگيري رهبر p.k.k عبد... اوجالان در كنيا مربوط ميشود. پس از دستگيري وي كه تركيه حزب تحت فرماندهي اش را تروريستي قلمداد كرده بود، ((در اوائل اسفند 1377 دو شهر اورميه و سنندج دستخوش آشوبهاي شهري شدند.)) (31) اين آشوبها بخاطر دستگيري اوجالان كه يك كرد استقلال طلب اهل تركيه بود صورت پذيرفت. حال چه ربطي به اكراد ساكن ايران داشت سوالي است شبهه برانگيز. البته در اين آشوبها دستهايي نيز در كار بودند كه مردم را به ادامه آشوبها، كه زندگي مردم را مختل نموده و امنيت منطقه را تهديد ميكرد، تحريك و تقويت مينمودند. از جمله اينها، "بهالدين ادب" نماينده مردم سنندج در مجلس شوراي اسلامي و رئيس "فراكسيون كرد" مجلس ششم بود. "ادب" در سخنراني 2 اسفند 1377 خود در مجلس ((از وزارت امور خارجه خواست تا در تدوين استراتژي سياست خارجي و مبادلات اقتصادي با تركيه تجديد نظر كند. به گزارش خبرنگار امور مجلس "ابرار" ، مهندس بهالدين ادب ديروز در سخنان پيش از دستور همچنين از تمام كردهاي ايراني و اكراد ساير كشورها خواست تا براي رفع خطر از اوجالان اسير، به اعتراض هاي قانوني(؟!)خود ادامه داده و خريد محصولات تركيه را تحريم كنند.)) (32)
اين سخنان و نظرات رئيس فراكسيون كرد مجلس ششم است. فراكسيوني كه نقدهاي زيادي بر عملكرد و ماهيت آن وجود دارد و اورميه، نقده، سلماس، خوي شهرهايي هستند كه بارها شاهد حضور مشكوك برخي از اعضاي اين فراكسيون مخصوصا در مقاطع زماني انتخابات ها، در خود بوده اند. بهالدين ادب بعدها اورميه را يك شهر كردنشين عنوان نمود!! كه متعاقب آن "حجت الاسلام حسني" در نماز جمعه اورميه ضمن انتقاد شديد از صحبتهاي وي افزود كه "اكراد افراطي بدنبال تصاحب اورميه هستند و ميخواهند آنرا پايتخت خود كنند"! براستي فراكسيون كرد در اين شهرها بدنبال چيست؟ اعضاي همين فراكسيون مشابه چنين اعمالي را بعد از سرنگوني صدام حسين كه كردهاي شمال عراق فرصتي را بدست آورده بودند مطرح نمودند كه شرح آنها را جهت پرهيز از اطاله كلام به فرصتي ديگر موكول ميكنيم.
جمع بندي و سخن پاياني:
آنچه كه با بررسي جنبشها و آشوبها و تحركات سياسي كردها كه به بخشي از آنها در فوق اشاره گرديد بدست مي آيد اينست كه جامعه كرد در عرصه تاريخ همواره مطالبات و خواسته هاي خود را با دوري از سياست و با روشي نظامي و جنگي مطرح نموده است. اين رويكرد نه تنها به خود اكراد ضربه زده بلكه موجب آسيب ديدن مناطق غربي آذربايجان و نيز كشتار و قتل عامهاي فجيع در اين منطقه شده است ولي در نهايت هميشه اين كردها بوده اند كه بازنده و يا فراري بازي بوده اند. اكراد كه هميشه چشم طمع به آذربايجان داشته اند و مخصوصا عاشق و شيداي مناطق غربي آن بوده اند با تحریک و حمايت و مساعدتهای آشكار و يا مخفي دول بزرگي همانند انگليس، روس، امپراتوري عثماني، آمريكا و در يك مقطع حزب بعث عراق همواره يك پاي ثابت منازعات و كشمكشهاي بين قومي خاورميانه و خصوصا مناطق غربي آذربايجان مي باشند. دول بزرگ غربي و شرقي با بهره گيري از اكراد و ابزار دست قرار دادن ايشان و دادن وعده هايي كه هيچگاه محقق نشده اند بدنبال بسط و توسعه قدرت و نفوذ و كسب منافع ملی خود در منطقه خاورميانه بوده اند. ÷س از تشکیل امپراطوری تورک صفویه که شیعه را مذهب رسمی کشور اعلام کرد، امپراطوری قدرتمند تورک اما سنی مذهب عثماني كه مدعي حكومت بر ممالك اسلامي را داشت با بهره گيري از تعصبات مذهبي اكراد سني از كردها جهت بسط قدرت خود در ايران امروزی استفاده می کرد، انگليسيها كه در برهه های مختلف انواع كمكها و تسليحات را در اختيار اکراد قرار ميدادند از آنها بعنوان اهرم فشار و نيز اهرم تعادل در منطقه جهت كسب و حفظ منافع ملی خود استفاده ميكردند. روسها جهت دستيابي به آبهاي گرم جنوب و نيز رقابت با انگليس و عثماني و فشار بر دولت ايران همواره متوجه اكراد بوده اند. حزب بعث نيز در مقطعي بدليل اختلافات مرزي با حكومت پهلوي از اكراد مخالف دولت ايران حمايت ميكرد و اكنون آمريكا با شعار دموكراسي! از اكراد ساكن شمال عراق بعنوان نيروهايي جهت فشار بر كشورهايي نظير ايران، سوريه و تركيه و بدست آوردن امتيازاتي از اين كشورها از اكراد حمايت ميكند اما مساله مهمی که در این میان وجود دارد اینست که دول بزرگ تمامی این حمایتها از اکراد در طول تاریخ همواره جهت دفاع از منافع ملی خود انجام داده اند و ((کارت کرد)) همواره دارای تاریخ مصرف بوده است.
بهر صورت اكراد سني از دوره صفويه به بعد كه مذهب شيعه در ايران رسمي شد همواره از جانب دول بزرگ و بيگانه مورد توجه بوده و حمايت شده اند كه البته اين دول هيچگاه به وعده هايي كه به اكراد داده اند عمل ننموده اند و اكراد در واقع آلت دست و آسانسورهاي آنها جهت رسيدن به اهدافشان شده اند ولي البته كه اكراد با پشتگرمي به اين دول بيگانه و بلافاصله در زمانهاي تضعيف قدرت حكومت مركزي، شورش نموده و همواره مسبب جنايات و كشتارهاي فجيعي بر عليه مردمان مظلوم و بيش از حد مهربان! تورك غرب آذربايجان بوده اند كه به بخشي از آنها در فوق اشاره شد.
اما موضوع بسيار مهمي كه در تمامي آشوبهاي اكراد مبرهن و روشن است، ادعاهاي ارضي آنان بر نواحي غربي آذربايجان ميباشد. آنان همواره كوشيده اند اين مناطق را متصرف شده و آرزوي ديرينه خود يعني استقلال كردستان را با جغرافيايي بهتر و قدرتمندتر تشكيل دهند. بدون شك اگر شيخ عبيدالله و سيميتقو بدليل فقر سواد سياسي نمي توانستند از واژه "كردستان بزرگ" استفاده نمايند ولي كشتارها و قتل عامهاي توركهاي غرب آذربايجان بدست ايشان در همين راستا بوده است. قاضي محمد گرچه سياسي ترين شخص كردها بود ولي وي نيز دچار همان اشتباه شيخ و سيميتقو شده و هيچگاه از ادعاهاي خيالي و تخيلي خود دست برنداشته و بدنبال ضميمه نمودن غرب آذربايجان به جغرافياي كردستان بوده است و اوضاع اراضي غربي آذربايجان و مردمان مظلوم تورك آن در بدو و بعد از انقلاب 57 تا كنون مشخص و روشن است. بنظر ميرسد كردها همواره دچار يك"اشتباه شديد استراتژيك" بوده اند، آنان علاوه بر رويكرد نظامي در تمامي قضايا همواره دنبال تصاحب مناطق ترك نشين غرب آذربايجان بوده اند يعني "شرف و ناموس ملي" توركهاي آذربايجان را هدف قرار داده اند. يعني خطرناكترين نوع ادعاها كه بي شك راه حلي جز جنگ و خونريزي و اخراج اجباري و آوارگي براي طرفين در بر نخواهد داشت.
اما تلاشهاي اكراد افراطي در چند ساله اخير نيز در همين راستا بوده است. مهاجرتهاي عظيم و غير قابل توجيه آنها به شهرهاي تورك نشين و دوگانه نشين غرب آذربايجان، تلاشهاي مشكوك نهادهاي غير قانوني و حتي قانوني و مدني آنها در نواحي غربي آذربايجان، مطرح كردن ادعاهايي جهت تجزيه استان آذربايجانغربي و ... همگي مويد ادعاي ماست. بي شك مهاجرت اكراد به اين مناطق براي كسب هويت ملي شان و بنا به گفته نخبگان سياسي كردستان اجراي اصل 15 يا 19 قانون اساسي نيست بلكه تلاش جهت برهم زدن تركيب جمعيتي شهرهاي غربي آذربايجان و سپس مطرح نمودن ادعاهايي كه تماميت ارضي آذربايجان را تهديد ميكند، هدف آنها مي باشد.
بهرصورت اكراد افراطي در "طلايي ترين دوران" خود بسر ميبرند، هم روند و تحولات جهاني و بين المللي و منطقه ايي (قضاياي عراق و امتيازات كسب شده توسط اكراد در آن كشور) و هم سياستهاي داخلي ايران موقعيتي ارزشمند را براي آنها بوجود آورده است كه اگر بصورت منطقي و سياسي و با در نظر گرفتن واقعيات تاريخي و جاري رفتار نمايند مطمئنا موفقيتهاي مهمي را كسب خواهند نمود اما اگر همانند اسلاف خويش خيالبافي نموده و ادعاهاي كذايي خود بر غرب آذربايجان و نواحي ترك نشين را دنبال نمايند بي شك آينده ايي خطرناك و زجرآور در انتظارشان است.
در اين ميان نخبگان و روشنفكران تورك و كرد مي توانند نقش مهمي را در مسائل جاري داشته باشند. اين نخبگان ميتوانند با تاكيد بر واقعیات تاريخی اقدامات خطرناك افراطيون كردي را كه با آرزوهاي تخيلي و دور از واقعيت خود، آينده حركتهاي هويت و عدالت خواهانه ملل ايراني را تهديد ميكنند، خنثي نمايند. در اينجا نقش "شووينيستهای فارس" و "حاکمیت ایران" را نيز بايد مورد توجه قرار داد، بدينگونه كه بيشترين نفع را از بوجود آمدن تنش و جنگ و دشمني بين تورك ها و كردها (دو ملت ستمديده و مورد تبعيض قرار گرفته ايراني) و اصولا تمامي ملل ديگر ايراني تنها شووينيستها و نژادپرستان فارس خواهند برد، پس بجاست كه با درك شرايط جاري اين دو ملت ستمديده كه از بديهي ترين حقوق انساني و خدادادي خود در ايران محرومند حداقل براي مدتي واقع بينانه به مسائل بنگرند و بدانند كه اولين و مهمترين دشمن مشترك ما همانا شووينيسم فارس و نژادپرستان فارس هستند كه عامل تمامي مصائب و عقب ماندگيهاي اين دو ملت به سياستهاي نژادپرستانه آنها برميگردد وتا زمانيكه اين نژادپرستان خلع قدرت نشوند آزادي براي ملل تورك و كرد تنها يك آرزو خواهد بود.
همچنين نخبگان و مردم ترك آذربايجاني نيز با عبرت گرفتن از فاجعه "قاراباغ"در غرب آذربايجان (شمالي) بايد مسئولانه با موضوع برخورد نمايند تا در آينده افسوس امروز را نخورند، پس بايد با چشماني باز و سياستهايي درست حركت كرد.
منابع:
اوضاع سياسي كردستان از 1258 تا 1325ه.ش، تاليف مجتبي برزويي، نشر فكرنو، چاپ اول زمستان 1378 ص 57
رساله قيام شيخ عبيدالله ، نوشته علي خان افشار (ذيل تاريخ افشار) ص24
اوضاع سياسي كردستان ص61
همان ص61
همان ص61
همان ص62
همان ص77
همان ص77
تاريخ و جغرافياي مياندوآب، نوشته جمشيد محبوبي، چاپ پروين ص135
اوضاع سياسي كردستان ص67
همان ص266
همان ص267
همان ص272
همان ص295
كرد و كردستان، نوشته واسيلي نيكيتين، انتشارات نيلوفر، چاپ اول ص35
همان ص35
همان ص 55
همان از ص 66 تا ص 73
همان ص 75
اوضاع سياسي كردستان ص 38
شرفنامه، تاليف امير شرف خان بدليسي، موسسه مطبوعاتي علمي ص470
اوضاع سياسي كردستان ص40
ايران و قدرتهاي بزرگ در جنگ جهاني دوم، دكتر ايرج ذوقي، انتشارات پاژنگ، چاپ دوم ص140
نشريه سياسي-راهبردي چشم انداز، فروردين 1382 ص21
هاشمي و انقلاب، مسعود رضوي، انتشارات همشهري، چاپ دوم ص285
كردستان، شهيد چمران، چاپ هفتم، انتشارات فرهنگ اسلامي ص39
چشم انداز ص 23
روزنامه كيهان، مصاحبه با حجت الاسلام حسني، شنبه 17 اسفند 1381
چشم انداز ص 23
تحولات قومي در ايران،دكتر مجتبي مقصودي، چاپ اول ص 306
همان ص 313
روزنامه ابرار مورخه دوشنبه 3 اسفند 1377
رجوع شود به شماره دوم نشريه چنلي بئل ص19
ديگر منابع مورد استفاده:
كردستان و كرد در اسناد محرمانه بريتانيا، و.همدي، انتشارات نور علم
تاريخ هيجده ساله آذربايجان، احمد كسروي، چاپ يازدهم، انتشارات اميركبير
عبدالله اوجالان، دكتر يالچين كوچوك، انتشارات حميدا، چاپ اول سال1378
قتل عام مسلمانان در دو سوي ارس، صمد سرداري نيا، نشر اختر، چاپ اول تاريخچه اروميه، رحمت الله توفيق، نشر شيرازه، چاپ اول سال 1382
جمعه بیست و پنجم مرداد 1387
مساله کرد(۲)
آذربایجان و مساله کرد(۲)
رضا تورک
حكومت قاضي محمد:
بیزیم سولدوز: استفاده مي نمود بهمين خاطر متوجه كردها شد. جاسوس بلند پايه و مهم روس "ژرژ آقا بكف" كه در دهه سي ميلادي به غرب گريخت و اسرار سازمان گ.پ.ئو (ك.گ.ب بعدي) را افشا نمود، درباره رويكرد شوروي به مساله كرد در فاصله دو جنگ جهاني مينويسد: ((دولت شوروي در اوائل سال 1927 بفكر افتاد كه در ناحيه كوچك كرد نشين در داخل خاك خود يك "جمهوري مستقل كرد" ايجاد نمايد تا بدين وسيله با جلب كردهاي داخل كشورهاي همسايه بسوي خود و تحريك احساسات آنهايي كه سالها در طلب "كردستان مستقل" بودند بتواند تمام مناطق كردنشين واقع در سراسر كشورهاي عراق، ايران و تركيه را به خاك كشور خود بيافزايد.)) (11) سپس آقا بكف از تلاشهاي شوروي جهت ايجاد شبكه گسترده جاسوسي در بين كردها و هم پيمان شدن با روساي عشاير كرد صحبت مي كند و مينويسد: ((شهر ساووج بولاغ (مهاباد امروزي) بعنوان مركز چنين عملياتي انتخاب شد.)) (12) حمايت آشكار شوروي و نيز حمايتها و تحريكات انگليسيها از خانها و سران عشاير كرد سبب تشديد روحيه جاه طلبي آنان گرديد و پس از سقوط رضاخان و با بازگشت خانهاي فراري كرد كه در زمان سيميتقو به عراق متواري شده بودند، بازهم جان و مال مردم ترك غرب آذربايجان بخطر افتاد. كردها كه همگي مسلح بودند به راهزني و غارت اموال مردم پرداختند. گفته ميشود در مناطق كردنشين ((يك تفنگ برنو با يك شلوار و يا يك جفت كفش معامله ميشد.)) (13) در چنين حالي "ميرجعفر باقراف" رئيس حزب كمونيست آذربايجان شوروي متوجه "قاضي محمد" ميشود كه چند سالي بود به اتفاق همفكرانش در ساووج بولاغ تشكيلاتي را در راستاي ايجاد "كردستان مستقل" تشكيل داده بودند. باقراف، قاضي محمد را به باكو دعوت مي كند و بين آنها پيمانهايي بسته ميشود و باقراف نظر مساعد و حمايت شوروي از قاضي محمد را به وي اعلام ميكند و به قاضي محمد توصيه مي شود كه با عضويت در حزب "كومله ژ-ك" كردستان، مقدمات تشكيل حزب دموكرات كردستان را فراهم نمايد. او پس از بازگشت همين كار را كرد و با نفوذ در كومله بعنوان دبيركل و يا به گفته اعضاي حزب، بعنوان رئيس آن برگزيده شد. وي پس از چندي حزب دموكرات كردستان ايران را تشكيل داد و چند ماه پس از تشكيل حكومت پيشه وري در تبريز قاضي محمد نيز در تاريخ دوم بهمن 1324 در حاليكه يونيفورم سبك شوروي و عمامه سفيد بر سر داشت حكومت خود در ساووج بولاغ را تشكيل داد.
قاضي محمد كه شخصي انحصار طلب و شديدا طرفدار استقلال كردستان بود دچار همان اشتباهات پيشين اكراد، يعني ادعاهاي ارضي بر غرب آذربايجان شد. نقشه و طرح تشكيل "كردستان بزرگ" كه آرزوي ديرينه اكراد افراطي است و امروزه نيز آنان شديدا بدنبال آن هستند، بصورت جدي در زمان وي مطرح گرديد. ((كساني كه او را در دفتر كارش درمهاباد ديده بوده اند از يك نقشه چاپ "لندن" !؟ سخن ميگويند كه در پشت سرش بديوار آويخته بود و در آن، حدود "كردستان بزرگ" شامل نواحي كردنشين تركيه، عراق، ايران، سوريه و بخشي از ارمنستان شوروي و از يك سو در بندر اسكندرون به درياي مديترانه و از سوي ديگر از طريق لرستان و خوزستان و دشتستان در حد فاصل بوشهر و هنديجان به خليج فارس منتهي ميشد. ارفع ميگويد كه در اين نقشه همه شهرهاي غير كردنشين مانند ارزروم، ارزنجان، قارص، ماكو، سلماس، موصل و رضائيه بخشي از كردستان بودند.))! (14) مي بينيم كه حتي دموكرات ترين و سياسي ترين چهره آنروز كردستان با اين شدت و افراط، كه بيشتر به طنز شبيه است، تشكيل كردستان بزرگ، آنهم در سرزمينهايي كه هيچگاه متعلق به اكراد نبوده را مطرح مي نمايد و شايد اين مساله از روحيه تهاجمي و نيز ساده فهمي اكراد افراطي نشات ميگيرد. چه بسا آنانكه ادعاهاي ارضي در غرب آذربايجان، شرق تركيه، شمال سوريه، شمال و شرق عراق و لرستان و خوزستان ايران و ارمنستان را دارند هيچ رد پايي و سندي مبني بر تاييد ادعاهاي خود در متون موثق تاريخي، كتيبه ها و يافته هاي باستان شناسي سراغ ندارند ولي در عوض اسناد و كتيبه هاي بيشماري در تاييد تمدن آفريني تركان، اعراب و خيلي بعدها پارسيان (از 2500 سال قبل تا كنون) در مناطق فوق الذكر موجود است. در واقع آنان قبايل و عشاير كوچرو بودند و دائما در حال مهاجرت از مكاني به مكاني ديگر، به همين جهت است كه نميتوان خواستگاه و ريشه تاريخي آنان را عنوان نمود و البته كه اكراد افراطي براي خود تاريخي جعلي و دروغين بر پايه افسانه ها و تخيلات ساخته اند. معمولا اكراد از "كردوخها" كه "گزنفون" بيشتر آنرا مورد توجه قرار داده بعنوان اجداد خود ياد ميكنند ولي ((تحقيقات شرق شناسان بزرگي همچون ""ت.نولدكه"(th.noldeke )، "هارتمان"، و "ويسباخ" در علم زبانشناسي ادعاهاي اكراد را رد مي كنند.)) (15) در اين اواخر پروفسور "س.ف.لمان هاوپت" متخصص بلند آوازه تاريخ اين بخش از آسيا، ((به مساله كردوخوييها بازگشته و معتقد است كه ايشان اجداد كردها نيستند بلكه نياكان "كرتوه لي" هاي گرجي هستند.)) (16) دانشمند روسي "ن. ژ. مار" ( از مكتب يافثي) نيز چنين نظريه هايي را تاييد كرده است و زبان كردي را لهجه ايي از زبان فارسي عنوان ميكند و با عنايت به "تاريخ مسعودي" مينويسد كه ((كردها در بدو امر به زبان عربي سخن ميگفتند.)) (17) "و. مينورسكي" نيز باشاره به اينكه واژه "كرد" در زبان عربي متراف با "چادرنشين" ميباشد، مساله كوه نشين بودن آنان را مطرح ميكند. ((همچنين دلايلي محكم براساس تحقيقات نژادي و خصوصيات جسماني صورت گرفته بر روي اكراد بر پايه علم مردمشناسي نتايج جالبي بدست داده است، بگونه ايي كه تحقيقات صورت گرفته هيچ تناسب و ارتباطي بين اكراد مختلف را بدست نداده است.)) (18)
اساسا ((از واژه و نام "كردستان" تا قرن دوازدهم ميلادي اثري نبود و تنها در زمان سلطنت سلطان سنجر آخرين پادشاه بزرگ سلجوقي است كه اين ايالت را بوجود آورد. همچنين نخستين مولفي كه از كردستان نام برده "حمدالله مستوفي قزويني" (قرن 14 ميلادي) در كتاب"نزهه القلوب" است.)) (19) همچنين ميتوان اضافه نمود كه ((قبايل و عشاير مكري در اوخر سده نهم هجري و همزمان با تحركات شيوخ صفوي به داخل ايران كوچ كردند.)) (20) طبق نظر مولف "شرفنامه" كه اكراد آنرا تاريخ مفصل كردستان مي نامند، ((طايفه هاي بلباسي و مودكي و زيداني و بايكي در زمان سلطان سليمان عثماني از ناحيه حكاري تركيه به ايران آمدند.)) (21) و چند سال پس از آنها ((قبايل دهبوكري نيز در اواخر سده دوازدهم از ديار بكر وارد ايران شدند.)) (22)
بهر روي اكراد با دارا بودن چنين تاريخ مجهولي ادعاهاي ارضي خود بر غرب آذربايجان را همواره در تاريخ معاصر مطرح نموده اند. در زمان قاضي محمد نيز، اكراد هيچگاه دست از ادعاهاي واهي خود برنداشتند و اين مساله ضمن اينكه كينه ها و تضادها و تنش هاي بين تركان و اكراد را بطور فزاينده ايي بالا ميبرد بلكه مجال و بهانه ايي را در اختيار دول خارجي قرار ميداد تا آنان در مسائل داخلي ايران دخالت نموده و از اين راه منافع بيشماري را بدست آورند. شايد در اينجا اين سوال پيش آيد كه با عنايت به جريانات فوق پس چرا ارتباطات و مراودات حكومتي بين قاضي محمد كه يك فرد شديدا افراطي و مفتون اراضي غرب آذربايجان و پيشه وري كه فردي وطن پرست بودند، صورت مي گرفت؟ جواب سوال در بررسي سياستهاي شوروي است. دكتر ايرج ذوقي معتقد است كه روسها در سالهاي 1320 و 1321 اكراد ساكن آذربايجان را بر ضد وحدت ملي تركيه و ايران تحريك ميكردند اما بزودي از دامنه اين تحريكات كاستند زيرا متوجه شدند ((كه شقاوت و بي رحمي كردها در رضائيه در بهار سال 1942م. / 1321ه.ش مستقيما بر عليه تركهاي شيعه مذهب صورت گرفته، يعني همان كساني كه بايد هسته اصلي مقاومت و هر جنبشي را بر عليه حكومت مركزي تهران تشكيل دهند. پس از اين نتيجه گيري بود كه دولت شوروي سعي كرد تا در سياست تحريك كردها تعديلي بوجود آورد و سعي نمايد تا كردهاي شورشي را به همكاري با شورشيان آذربايجاني وادار نمايد.)) (23)
بهرصورت حكومت آرمانگراي قاضي محمد، با تغيير سياست شوروي در ايران سقوط كرد و او دستگير شده و در 31 مارس 1947 اعدام گرديد
جمعه بیست و پنجم مرداد 1387
مساله کرد(۱)
آذربایجان و مساله کرد(۱)
رضا تورک
مقدمه و طرح موضوع:

حافظه تاريخي مردمان اين ديار هنوز ايام و روزهاي سخت و سياه و خونين دوران شيخ عبيدالله شمزيناني، سيميتقو، جيلوها و ارامنه و نيز حوادث تلخ و خونين بدو و بعد از انقلاب 57 را فراموش نكرده و بياد دارد كه چگونه هزاران تن از كودكان و زنان و مردان بيگناه و مظلوم ترك غرب آذربايجان قرباني زياده خواهي ها و طمعكاري ها و ددمنشيهاي انسان نمايان حيوان صفت شدند كه بي هيچ ابايي براي رسيدن به اهداف شوم و خيالي و بيگانه پرست خود از هيچ جنايتي و خيانتي فروگذاري ننموده و ضمن ايجاد وحشت و ناامني در منطقه باعث كشتار بي رحمانه بي گناهان و بي خانماني و مهاجرت هاي اجباري و تحميل صدمات جبران ناپذير مادي-معنوي مردمان اين خطه شدند هرچند كه در نهايت همگي با خفت و خواري تمام مغلوب ملت دلير آذربايجان شدند.
در بررسي تحولات سياسي معاصر غرب آذربايجان مشخص ميشود "اكراد" بعنوان يكي از اقليتهاي مستعد ساكن منطقه، همواره يك پاي ثابت مناقشات و منازعات و جنگهاي بين قومي بوده اند. رهبران كردي معمولا با بكاربستن سياستهاي غلط و عموما قهر آميز و مسلحانه و نيز تعميم دادن مشكلاتشان با حاكميت به مردمان بي دفاع ترك غرب آذربايجان موجبات بحرانها و كشتارهاي زيادي گشته اند.
روند امروز جهاني و منطقه ايي و مخصوصا جريانات كشور عراق و تاثير آن بر كردهاي ايران و تلاشهاي مرموزانه و سوال برانگيز گروههاي افراطي آنها در منطقه غرب آذربايجان، ما را بر آن داشت تا در اين مقال با مروري هرچند مختصر به فجایع و آشوبهاي مهم كردي كه در منطقه غرب آذربايجان رخ داده و لطمات زيادي را نيز بر اين منطقه وارد نموده اند آشنا شده و اقدامات لازمه را انجام دهيم. ما در اين مقال خواهيم كوشيد با استناد به منابع موثق تاريخي و منابعي كه بيشترشان بدست خود كردها نگارش يافته اند و نيز با اتكا به ديگر منابع و علوم انساني با قضيه بصورت علمي و مستند برخورد نماييم.
شيخ عبيدالله شمزيناني:

شيخ عبيد الله نهري كه او را شيخ عبيد الله شمزيناني يا شمزيني نيز گفته اند، پسر و جانشين شيخ طه يكي از بزرگترين زمينداران و نيز رهبران مذهبي طريقت نقشبنديه ميباشد. وي پس از مرگ شيخ طه در اوائل سده نوزدهم به رياست فرقه نامبرده نائل گرديده و توانست مريدان زيادي را دور خود جمع نمايد. نياكان شيخ عبيدالله از ناحيه حكاري (در تركيه) به منطقه نهري و از آنجا به شمدينان مهاجرت نمودند و اين منطقه تبديل به زيستگاه و كانون فعاليتهاي آنان شد كه در ادامه بدلايل جاه طلبانه و كسب قدرت و تشكيل حكومت، به نواحي غرب آذربايجان يورشها و تهاجمات خونيني را با ياري و مساعدت دول اروپايي ترتيب دادند كه شرح مختصر آنها در ذيل مي آيد.
شيخ رسما و قانونا تبعه دولت عثماني بود، همچنين او رهبر مذهبي اكراد منطقه شرق عثماني نيز محسوب ميشد كه نفوذ زيادي در بين مريدانش داشت همچنين چند روستا و ديه كوچك در داخل سرحدات مرزي ايران و در غرب آذربايجان تحت نفوذ شيخ و مريدانش قرار داشتند. لذا وي با قدرتي كه در گذر زمان كسب كرده بود، ادعا و داعيه مالكيت آن روستاها را مطرح نمود. (شايان ذكر است در آن برهه زماني جنگ مذهبي بين حكومتهاي سني عثماني و شيعه مذهب قاجاريه در جريان بود و انگيليسيها نيز كه هميشه چهره مرموز خاص خود را داشته اند، متحد عثماني بودند و مخالف روسها و قاجاريه، لذا از شيخ عبيدالله كه يك سني مذهب افراطي بود حمايت ميكردند، به بيان روشنتر شيخ را تبديل به آلت دست خود نموده و از او بعنوان اهرمي جهت فشار بر ايران در جهت رسيدن به مقاصد خود استفاده مي كردند.) در سال 1290 "يوسف خان شجاع الدوله" حاكم وقت اورميه، از روستاهاي فوق الذكر به مانند مردمان ديگر منطقه درخواست پرداخت ماليات نمود. ولي طرفداران شيخ به تحريك وي از پرداخت ماليات سرباز زدند كه متعاقب آن اولين درگيري بين قواي دولتي و مريدان شيخ در گرفت، كه در پي آن مريدان شيخ شكست سختي را متحمل شدند. در اين حال دول انگليس و عثماني فرصت را مناسب ديده و به تحريك شيخ جهت حمله به سرحدات مرزي ايران پرداختند و انواع كمكها را در اختيارش گزاردند و نيز فشارهاي ديپلماتيكي دولت عثماني بر ايران آغاز گرديد. متعاقب آن دولت ايران ايستادگي نمود كه در نتيجه ((عشاير كرد عثماني به خاك ايران (غرب آذربايجان) تجاوز نموده و خسارتهاي زيادي به شهر اشنويه و روستاهاي اطراف وارد مي نمايند.)) (1) (در اينجا ذكر اين نكته خالي از لطف نيست كه چرا اكراد مذهبي افراطي به شهر اشنويه هجوم آوردند؟ شايد بدين دليل كه اشنويه برخلاف امروز [كه تقريبا كرد نشين است] آنزمان شهري ترك نشين و شيعه مذهب بود. همين طور اين تهاجم را ميتوان از جنبه مهاجرتهاي معاصر اكراد و ساكن شدن تدريجي آنها و تغيير تركيب جمعيتي منطقه غرب آذربايجان مورد بررسي قرار داد.)
دولت ايران و مردم ترك در مقابل اشغالگران و مهاجمان كرد و فشارهاي سياسي ايستادگي مينمايند و اين قضيه با شروع جنگهاي عثماني و روس در 1877م. موقتا به بوته فراموشي سپرده ميشود. اينبار شيخ با تحريك انگليسيها و دريافت پول از آنها برعليه روسها وارد ميدان جنگ ميگردد اما نمي تواند خدمات چشمگيري به عثماني نمايد ولي اكراد موفق ميشوند سلاحها و غنايم زيادي را از راه تاراج اموال مردم بدست آورند. مولف ارمني غوريانس مي نويسد: ((بعد از اتمام جنگ روس و عثماني، شيخ غارتها كرده و تاراجها آورده و دولت جمع نموده و شهرت پيدا نموده و به خيالات دور و دراز و خام افتاد.)) (2)
اينبار شيخ با تجديد قوا و كسب قدرت، ادعاهاي خود مبني بر فرمانروايي و تشكيل حكومت مستقل سني مذهب كردي را بطور جدي مطرح و سازماندهي مينمايد كه البته كمرنگ شدن حمايتهاي عثماني از شيخ هم مزيد بر علت ميشود. متعاقب اين مسائل ((سركنسول روس موسيو كربيل در سال 1879م. به دولت مطبوع خود اطلاع داد كه خلفاي شيخ در سال 1879م. پيوسته به ايران (منطقه غرب آذربايجان) آمده و كردهاي آنجا را تحريك مي كنند.)) (3) در اين هنگام شيخ كه جهت اجراي خيالات خام خود محتاج كمك دول بزرگ بود كوشيد به روسيه نزديك شود، ولي به نوشته خالفين ((كنسول روسيه در وان بنام كامساراكان به درخواست وي پاسخ مثبت نداد چون وزارت خارجه روسيه اعتقاد داشت كه اين رهبر مذهبي كرد به كردستان عثماني قناعت ننموده و دير يا زود به نواحي كرد نشين ايران هم هجوم خواهد آورد و اين به نفع روسيه نبود.)) (4) شيخ پس از مايوس شدن از كمك روسها ((در سال 1879م. سران قبايل كرد را در منطقه نهري دور هم گرد آورد و از ضرورت تشكيل امير نشيني كردي سخن به ميان آورد.)) (5) كه نواحي شرقي عثماني و نواحي غربي آذربايجان محور اصلي تشكيل چنين امير نشيني قرار گرفتند. مولف روس، خالفين، در باره نقشه عمليات شيخ و اكراد مي نويسد: ((بدينسان شد كه كردهاي مامش و منگور در مرز ايران تحت فرماندهي شيخ صديق پسر بزرگ شيخ، روانداز را تصرف نمايند و از آنجا بغداد را مورد هدف قرار دهند. عبدالقادر پسر دوم شيخ هم مامور تصرف موصل و عماديه گرديد و اشغال وان به عهده خود شيخ گزارده شد.)) (6)
با نگاهي به اين طرح حمله به ميزان جاه طلبي و تجاوزگري و رويا بافي شيخ پي ميبريم. آنچه كه در اين گفته ها مشخص است تشكيل تنها يك اميرنشيني مطرح نبوده، بلكه تشكيل يك امپراتوري (تخيلي) كردي و به بيان امروزي تر ((كردستان بزرگ)) [البته نه با اين نام] آنهم در سرزمينهايي كه بيشترشان متعلق به اكراد نيست مطرح بوده است. هرچند كه چنين طرحي هيچگاه به مرحله اجرا نرسيد و اينبار نيز شيخ قلدر اما نابلد به سياست، اسير سياستهاي انگليس و عثماني شد و آنها توانستند نظر شيخ را عوض نموده و او را تنها متوجه غرب آذربايجان (ايران) نمايند. در نتيجه در ماه اوت 1880م. براي اولين بار طرح حمله به ايران (نواحي غرب آذربايجان) آماده گرديد و اينبار عبدالقادر ميبايستي تبريز! و شيخ محمدصديق نيز اورميه، خوي و سلماس را متصرف ميشدند. شايان ذكر است انگليسيها و عثمانيان هركدام در جهت منافع خود از اكراد حمايت ميكردند. انگلستان بدليل اينكه بتواند جلوي رقيب خود يعني روسها را در امر نفوذ بر آسياي صغير بگيرد و در عوض نفوذ و قدرت خويش را تحكيم بخشد به حمايت از كردها مي پرداخت و عثماني هم علاوه بر تضاد مذهبي با ايران، در پي تامين امنيت داخلي كشورش و نيز بسط قدرت خود بعنوان يك امپراتوري در شرق بود. همچنين عثماني با حمايت از اكراد متعصب مذهبي بر آن بود تا آنان را در جنگ با ارمني ها در جهت مصالح خود وارد بازي نمايد. از طرف ديگر اكنون شيخ با قدرت بيش از حدي كه كسب نموده بود خطري براي انگليس و عثماني محسوب ميشد و آنان بدنبال فرصتي جهت تضعيف قدرت وي و در صورت لزوم سركوب وي بودند. در اينجا ذكر اين نكته ضروريست كه اكراد در حمله به ايران از سلاحهايي با مارك "هنري مارتين" ساخت كشور انگليس استفاده ميكردند.
بهرصورت در حمله به ايران (نواحي غربي آذربايجان) كه درواقع نقشه انگليسيها بود، ساووج بولاغ (سويوق بولاق) هدف اول كردها قرار گرفت. ساووج بولاغ كه شهري كوچك و عمدتا ترك نشين بود با حمله شيخ غارت شده و تعداد زيادي از مردم بيگناه نيز كشته شدند همچنين شيخ در اين حمله از همكاري ايلات و عشاير كرد ساكن اطراف شهر نيز بهره مند بود و آنان نيز ((تحت تاثير دو عامل مذهب و شركت در غارت و چپاول اموال آذريها بدنبال او راه افتاده بودند.)) (7) ساووج بولاغ ترك نشين نيز دچار همان سرنوشت شوم اشنويه گشت و بعد از اين چپاول و كشتار، بسياري از ترك ها از آن شهر به اجبار خارج شدند و اين روند در آينده نيز ادامه داشت تا اينكه امروز ما شاهد عمدتا كردنشين شدن شهر ساووج بولاغ هستيم.
اما بعد از ساووج بولاغ نوبت به مياندوآب (قوشاچاي) رسيد. فجايعي كه اكراد در آنجا انجام دادند دلگدازتر و وحشيانه تر از نواحي ديگر است. ((بهرحال در روز جمعه 25 شوال 1297 ه.ش حمزه آقا (رئيس ايل منگور) و عبدالقادر به مياندوآب حمله كردند و عشاير سركش، مساجد و خانه هاي مردم را به آتش كشيدند و بازار شهر را غارت كردند. بر پايه گزارش كارگزاري ساووج بولاغ به وزارت خارجه در سال 1298ه.ق سه هزار و پانصد تن در اين رويداد كشته شدند. در ذيل كتاب"قيام ملا خليل و رد فرمان رضا خان" بخشهايي از يك مثنوي كردي آمده كه در اشعار اين مثنوي به فرمان شيخ براي غارت مياندوآب و قتل عام ساكنان ((عجم)) آنجا، آتش زدن شهر و غارت اموال مردم و بازاريان توسط عشاير و سوءاستفاده مردم بي سروپا و چوپانان و گاوچرانان كرد از اين اوضاع اشاره شده است.)) (8) حاج سياح در سياحت نامه (خاطرات حاج سياح) معروف خود واقعه كشتار مردم مياندوآب بوسيله اكراد را چنين شرح مي دهد: ((اكراد مالها برده و آباديها را آتش زدند. آنان اطفال شيرخوار را به هوا انداخته و از زير شمشير زده و دو قطعه ساختند و مي گفته اند صلي علي محمد! ، شكم زنان حامله را دريده و دختران باكره را بي سيرت بعد قتل كرده به مردم و زن و پير و جوان و طفل ابقاء نكرده بعد از غارت، آتش به مزارع و محصول و آبادي مي زده اند.)) (9)
بعد از كشتار وحشيانه بوسيله اكراد در مياندوآب اينبار آنان در 28 ذيقعده 1297ه.ق به شهر بناب حمله كردند ولي با مقاومت دليرانه مردم و ياري قواي دولتي شكست خورده و به ساووج بولاغ و مياندوآب برگشته و طرح حمله به اورميه را ريختند. همزمان با حمله اكراد به غرب آذربايجان"مستر آبوت" كنسول انگليس در تبريز با هدايت "تامسون"- سفيرشان در ايران- محل ماموريت خود را به قصد اورميه ترك نمود تا در شرايطي كه اكراد به فرماندهي محمد صديق در 15 ذيقعده الحرام سال 1297 اورميه را محاصره نموده بودند، بتواند كمكهاي مفيدي به كردها و شيخ ارائه دهد. "علي خان افشار" كه در جريان محاصره اورميه در شهرحضور داشته و جزو مدافعين بوده تصريح ميكند كه "كنسول آبوت"اصرار داشت "اقبال الدوله" –حاكم اورميه- شهر را به شيخ تسليم نمايد و استدلال ميكرد: ((شما با سه هزار نفر مردم رزم نديده و تجربه نياندوخته و يك قلعه خرابه و درهم شكسته تاب تحمل سي هزار لشكر جرار شيخ را نداريد.)) (10) البته كنسول انگليس در امر تضعيف روحيه مردم شهر و بخطر انداختن تماميت ارضي ايران و غرب آذربايجان تنها نبود و دين گستران مسيحي اروپايي و آمريكايي مستقر در اورميه وي را ياري ميكردند كه فعالترين آنها پزشكي آمريكايي بنام "دكتر كوكران" بود. در اينجا لازم بذكر است كه "سيمون"نامي ارمني مشاور عالي شيخ عبيدالله كرد بود. بعدها خود اين مبشران و كشيشان مسيحي فجايعي را در منطقه بوجود آوردند كه كمتر از جنايات اكراد نبود.
بهر روي فشارها و جنگ رواني كنسول انگليس و تلاش كردها در اشغال اورميه با مقاومت قابل تحسين اقبال الدوله و مردم شهر ناكام ماند و نهايتا پس از چند درگيري پراكنده، با رسيدن قواي دولتي، شيخ و اكراد در قمار سياسي كه انگليس طراح آن بود شكست خورده و به عثماني فرار نمودند و انگلستان با درك واقعيات منطقه پشت اكراد را خالي كرد و جهت كسب منافع از دست داده در اين جريان رو به ايران آورد و چون شيخ در خاك عثماني اينبار باب عالي (عثماني) را مورد هدف قرارداد لذا با تصميم انگليس و عثماني، شيخ دستگير شده و به مكه تبعيد گرديد و بدين شكل اين غده پليد و جاه طلب در منطقه نابود گرديد.
در يك جمع بندي كلي ميتوان گفت كه شورش شيخ عبيدالله شمزيناني در اصل شورشي مذهبي بود. ولي تلاشهاي وي براي تشكيل حكومت مستقل كردي جنبه شورش وي را به شورشي مذهبي-قومي تبديل نمود. آنچه در اين شورش قابل توجه است، تحريك و حمايت دول خارجي، مخصوصا انگليس، از شورش وي براي تشكيل يك حكومت كردي در خاورميانه ميباشد كه اراضي غربي آذربايجان تماما در داخل نقشه هاي چنين حكومتي گنجانده شده بودند. حملات و كشتارها و غارتهاي وي به منطقه غرب آذربايجان تركيب جمعيتي شهرهايي نظير اشنويه، ساووج بولاغ، سقز را تا حدود زيادي به نفع اكراد تغيير داد و تركها به مهاجرت اجباري از آن مناطق محكوم شدند. همچنين اين شورش وحشيانه موجب تشديد خصومتهاي قومي و مذهبي و تقويت دشمني ميان ترك ها و اكراد گرديده و همزيستي مسالمت آميزشان را نابود كرده و موجب ايجاد شكاف عميق قومي-مذهبي بين آنان شد و زمينه را جهت بروز ديگر جنبشهاي افراطي كردي كه شرح مختصر آنها در ذيل مي آيد فراهم نمود.
اسماعيل سيميتقو:

بعد از دفع فتنه شيخ عبيدالله، غرب آذربايجان تا حدودي آرامش يافت ولي با وحشيگريهاي وي تنش بين ترك ها و اكراد بالا رفته بود و مردم با كوچكترين جرقه ايي آماده يورش به يكديگر بودند. اينها نتايج كارهاي شيخ نادان و اكراد افراطي پيرامون وي بود.
پس از شيخ عبيدالله و پس از چند شورش مختصر از جانب كردها، اينبار نوبت به رئيس ايل شكاك يعني "اسماعيل سيميتقو" رسيد. و حالا او مي بايستي بنوعي جانشين و دنباله رو جنايات شيخ ميشد و البته كه چه جانشين خلفي براي وي بود!
ما در اين مقال جهت پرهيز از اطاله كلام تنها به اشاره ايي كلي و مختصر به شورش وي انداخته و شرح روند شورش وي را به فرصتي ديگر موكول مينماييم.
اسماعيل سيميتقو كه در متون و اسناد تاريخي از وي بعنوان "گردنكش" ، "غارتگر" و "راهزن" ياد شده، فردي قلدر، شديدا جاه طلب و قسي القلب بود كه منطقه استراتژيك و حساس "قطور" و نيز "چهريق" مركز شورش وي بودند. جاه طلبي ها و بلندپروازيهاي سيميتقو در راه تسلط و حكمراني بر غرب آذربايجان و در واقع تشكيل حكومت مستقل كردي كه شالوده اش در زمان شيخ عبيد الله ريخته شده بود، تحريكات و كمكهاي مالي و تسليحاتي دولتهاي انگليس، روس و عثماني به وي و نهايتا ضعف حكومت مركزي از جمله مهمترين دلايلي بودند كه غرب آذربايجان مجددا در طول سالهاي 1297 – 1301 ه.ش تبديل به ميدان تاخت و تاز اكراد افراطي گرديد و كشتارها و قتل عامهاي مردم ترك شيعه منطقه از سر گرفته شد.
سيميتقو برخلاف شيخ، توانست ارتباط خوبي با روسها برقراركند لذا زمانيكه مردم آذربايجان به رهبري پرچمدار آزاديخواهي، "ستارخان" مشغول مشروطه خواهي و آزادي خواهي و مبارزه با استبداد بودند سيميتقو با سواران كرد به جمع مستبدان و مخالفان مشروطه پيوست و در محاصره تبريز حضور داشت در آن ايام مردم خوي و سلماس و روستاهاي اطراف از دست چپاولها و غارتهاي سيميتقو كه افراطيون كردي ميخواهند اورا پدر ملي گرايي كردي! نشان دهند، روز آرامي نداشتند. بروز جنگ جهاني اول فرصتي براي او فراهم آورد تا با جمع آوري سلاح و اسلحه قدرت خود را افزوده و نفوذش در منطقه قويتر گردد. در زمان وي دسته ايي از مسيحيان بنام "جيلوها" به رهبري مارشيمون قصد داشتند حكومتي ارمني نشين را در اراضي غرب آذربايجان تشكيل دهند!؟ لذا چون سيميتقو نيز همفكر و هم خيال آنان بود و نفوذ زيادي را در منطقه كسب كرده بود، پيمان اتحادي بين آنان بسته شد تا بتوانند غرب آذربايجان را تصرف نموده و كشورهايي را كه آرزوي چندين ساله شان بود را تشكيل دهند! ولي سيميتقو حتي به هم پيمان خود نيز رحم نكرد و مارشيمون را از پشت سر مورد هدف گلوله قرار داده و او را كشت كه در نتيجه آن، جيلوها چون دستشان به سيميتقوي كرد نميرسيد در 29اسفند 1296 مصادف با روز چهارشنبه سوري به اورميه ريخته و تلافي سيميقوي كرد را با كشتار فجيع و بيرحمانه زنان و كودكان و مردم هميشه مظلوم اورميه درآوردند! اينبار نيز هزينه خيانت سيميتقو را مردم ترك پرداختند. هزاران كشته و آواره و نابودي خانه ها و بازار شهر و... همگي نتيجه خيانت سيميتقوي كرد به مارشيمون ارمني بود كه هردو بدنبال تشكيل كشورهايي براي خود آنهم در اراضي غربي آذربايجان بودند. براستي در اين ميان چه كساني پاسخگوي ريخته شدن خون بي گناهان ترك غرب آذربايجان و خرابي ها و خسارات سنگين مادي و معنوي آنها مي باشند؟
بهرحال اين رهبر كرد نيز بعد از شكست در جنگ "شكريازي"به تاريخ 1301ه.ش بنا بر عادت پيشينيان خود، پا به فرار گذاشت و به تركيه گريخت و بدين شكل فتنه وي نيز با تحميل صدمات فراوان بر غرب آذربايجان دفع گرديد و سيميتقو نيز به تاريخ پيوست.
