جمعه پانزدهم شهریور 1387
مشايي در سنندج
زر مفت مشايي اين بار در سنندج

بیزیم سولدوز: مشایی مرد جنجالی و پرنفوذ کابینه در تازه ترین افاضات خود آذربایجان غربی را سرزمین کردها نامیده است! او مرد جنجالها و حریم شکنی ها است. یکبار در بزم رقص حضور می یابد بار دیگر مردم غاصب اسراییل را می ستاید و هنوز از منبر دروغ و حرمت شکنی پایین نیامده که در منبر دیگری، حرمت دیگری را می شکند و دروغ دیگری را بر زبان جاری می سازد. اگر چه این بار جنجالی به پا نمی شود! نه رییس مجلس، نه سردبیر کیهان و نه مراجع عظام تقلید هیچکدام لب بر اعتراض نمی گشایند. برایشان مهم نیست که مشایی چه دروغ بزرگتری گفته است.
مشایی دیروز اسرائیلیان را ستود و فحشها شنید و امروز مالکیت سرزمین بزرگ اذربایجان را از آن دیگران دانست و آب از آب تکان نخورد و چه بسا احسنت و آفرین هم شنفت.
واقعا خون اسرائیلیان یهودی رنگین تر از خون آدربایجانی های مسلمان است؟ چرا با این تحریف ظالمانه کسی مخالفت نمی کند؟ چرا خبرنگاران این دورغ را سوژه نمی کنند؟ چرا حداقل آذربایجانی ها اعتراض نمی کنند؟ آیا سرزمین برای ما اینقدر بی ارزش شده است؟
راستی مشایی به کجا وصل است؟ با تکیه بر چه قدرتی غرب آذربایجان را به کردها می بخشد و قلب میلیونها آذربایجانی را جریحه دار کند؟ مگر او تاریخ آذربایجان را نمی داند مگر او خرداد ۸۵ را ندیده است؟ خیزش ملت آذربایجان را در برابر توهین روزنامه دولت احمدی نژاد می گویم!
مشایی رییس سازمانی است که وظیفه اش حفظ میرات تاریخ ایران است آیا کسی که تاریخ را به ایت صراحت تحریف می کند صلاحیت ریاست بر چنین مکانی را دارد؟ وقتی در همین سازمان یک منشی استخدام می شود همه جوانب صلاحیت او بررسی می شود؟ آیا در انتخاب مشایی بر چنین سازمانی، صلاحیت و سوابق او بررسی شده است؟
مشایی باید برود اگر دریغ شود او به جنجالها و حرمت شکنی هایش ادامه خواهد داد و په بسا این حرمت شکنی ها به اسراییل و آذربایجان محدود نشود.aszaka